بهت قول ميدم  

خودت میخوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه تظاهر میکنی عاشقمی اين بازیه هر روزه نترس آدم دمه رفتن همش دلشور میگیره دو روز بگذره اين دلشورها از خاطرت میره بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو بهت قول میدم سخت نیست لااقل برای تو راحت باش دورم از تو و دنیایه تو راحت باش هیچ کس نمیاد جایه تو دلشوره دارم من واسه فردایه تو
 

ادامه مطلب  

ما سه نفر !  

 
به نام حق اول ها نمیفهمیدم چه اتفاقی داره می افته شب ها که از مسجد می اومدید باهم میرسیدین نت!! با فاصله چند دقیقه ی کوتاه باهم پیام میدادین اگه تو زودتر پیام میدادی خوشحال میشدم.. اگه دیگری زودتر می رسید ناراحت و غمگین.... دلم از اومدنت ، سریع بعد از مسجد ، پيشم ، خوشحال میشد.. و دلم از اومدن دیکری ، سریع بعد از مسجد ، به یک سبد سیب ، می ترسید و نگران میشد جواب تو رو با خوشحالی میدادم.. و جواب دیگری رو هول هولی برای اينکه فقط حرف تموم بشه. از ا

ادامه مطلب  

[ شب که راز بودنت را پوشید ]  

قبلاها اين‌طوری بود که هر چی به شب نزدیک‌تر می‌شدم وضع بهتر می‌شد.
چی شده الان تو شب‌ترین ساعت روز همه چی انقدر پیچ خورده تو هم؟
- بعد دیگه می‌تونیم با خیال راحت همو نبینیم؟
+ نه. می‌تونیم با خیال راحت همو ببینیم.
مثل آب رو آتیش یا یه همچین چیزی. دقیقا وسط رگباری گلوله پرت کردنش بود آخه.
«... باد که ساز دیدنت را سر داد
ابر که شوق خنده‌ات را بارید
من که شعر ماندنت را خواندم »
+ مسخره نیست که می‌دونم تهش قراره خودش بخونه اين‌جا رو ولی جز اين‌جا

ادامه مطلب  

حرف اول  

به نام خدا
اين روزها انگار حرفهای مگوی دلم زیاد شده
به یه جایی نیاز دارم تا کمی با خودم راحت باشم
به جایی که حرفهام رو توش راحت بنویسم...و دست هیچ کس دیگه ای هم بهش نرسه
حتی جناب نامزد جان که محرم اسرار منه و اين روزها احساس میکنم که بیشتر از قبل دوسش دارم
اينجا فقط برای من هست
منی که در مقابل آینه ایستادم تا کمی سنگ صبور خودم باشم
کمی به حرفهای خودم گوش بدم
کمی هم اگر شد....خودم را بغل کنم

ادامه مطلب  

خرید هوشمند  

واجب تر از خانه ی بازی بچه ها در مراکز خرید که بتوانی یکی دو ساعتی بچه را بگذاری آنجا کِیفش را بکند و خودت راحت بروی دنبال خریدت، صندلی های ماساژ توی راهروست که بابای بچه را بنشانی رویش و یک دویورویی بیندازی توی دستگاه و بگذاری او هم آنجا کِیفش را بکند و خودت با خیالِ راحت بروی به خریدت برسی!

ادامه مطلب  

رویایی اهل سنت وداشتن مسجدی در تهران  

آیا دولتمردان ما اين شجاعت را دارند که به اهل سنت مجوز مسجدبدهند تا اهل سنت با خیال راحت عبادت مذهبی خودرا انجام دهند اين در حالی است که در بیشتر ممالک جهان از جمله مسکو و واشنگتن اهل سنت دارای مساجد می باشند.ومراکز جماعت تبلیغ نیز با خیال راحت مشغول فعالیت تبلیغی خویش میباشند حالا ایران که همیشه کنفرانس وحدت اسلامی را برگزار میکند چرا به برادران اهل سنت مجوز ساخت یک مسجد در تهران را نمی دهد و نمازخانه های که بصورت شخصی هستند را به بهانه های

ادامه مطلب  

حقش نبود....  

حقش نبود دیروز تو روز تولدم اونقدر تو هم و گرفته باشم با شنیدن خبر فوت م.ر.ی.م م.ی.ر.ز.ا.خ.ا.ن.ی و فشار واسه اينکه به اين خواستگار چی جواب بدم.فکر کنم راحت تو اين یه هفته 3 کیلو رو کم کرده باشم.مامان میگه خودخوری نکن ولش کن شدی پوست و استخون اصلا بگو نه خودتو راحت کن.چی کار کنم خدایا...

ادامه مطلب  

آینده رو راحت از دست ندیم  

بهم گفت من خیلی کم پیش میاد تو بیان کلمات تپق بزنم ولی توی یه برنامه زنده همون اول کار موقع سلام و علیک تپق زدم.میگفت هم خندم گرفته بود هم برنامه زنده بود نميشد خندید،مونده بودم چیکار کنم.میگفت اگه میخواستم هی به اين فکر کنم که وای من سوتی دادم،وای من اشتباه کردم و ...ممکن بود تو ادامه برنامه هم به مشکل بربخورم.*رفتم اون برنامه رو دانلود کردم و دیدم.همون اول برنامه به جای لحظه لحظه میگه لحده لحده ولی به روی خودش نمیاره و به راحتی برنامه رو ادامه

ادامه مطلب  

به این اینترنت اطمینانی نیست  

یه وبلاگ دیگه دارم که نزدیک دو سال هست که خاطرات و اتفاق های روزانه رو توش مینویسم.هر شب آپدیت میشه.
با توجه به اتفاق هایی که چند روز اخیر روی داد و قطعی های اينترنت و چهارچشمی دنبال شدن همه چیز توسط برادرانِ ... ترجیح دادم همه ی نوشته ها رو به جایی دیگه منتقل کنم و مثل سالها پیش جایی ذخیره کنم که قابل اعتماد باشه.
هر آن اين بیان که بره رو هوا.همچنان که در عرض چند دقیقه تلگرام و اينستاگرام پودر شدن.
اينطوری خیالم راحت تر هست.
چند روز و چند شب هست ای

ادامه مطلب  

۳۹۸. مامان شدم  

تیتر خودش گویای همه چیز هست؟؟ 
بعد از اون همه ناامیدی و حرص خوردن و ناراحت شدن از حرف مردم. درست تو لحظه هایی که توکل کرده بودم به خدا و فهمیده بودم فقط خودم و همسر مهمیم و خواست خدا، درست وقتی که اصلا خیلی وقت بود اين قضیه رو فراموش کرده بودم حتی، غافلگیر شدیم. چه غافلگیریییی
۱ هفته است منتظر عادت ماهانه ام بودم و مطلقا انتظار همچین چیزی نداشتم.دیشب باهمسر بیرون بودیم گفت برو یه تست بگیر خیالت راحت بشه‌. شوخی شوخی رفتم تو داروخونه و ۳ تا تست گ

ادامه مطلب  

شرایط جدید  

هوالمحبوب
تلگرام و اينستاگرام فیلتر شدن!
شهر پر از مامورهای امنیتی شده!
اگه همین روند ادامه پیدا کنه اينترنت رو هم به زودی قطع میکنن تا خیال همه راحت بشه!
اينجوری توی یه فضای ایزوله میشینیم دور همدیگه و با هم بیشتر آشنا میشیم.
آمار مطالعه بالا میره و کلا ملت شادی میشیم.
دقیقا داریم میشیم یه کره ی شمالی دیگه!
هر روز هم داره به تعداد تحلیل گرهای سیاسی اضافه میشه!
خوشم میاد که ما ملت غیور تورک راحت و آسوده نشستیم و همراهی نمی کنیم موج هیجانات بخشی

ادامه مطلب  

شرایط جدید  

هوالمحبوب
تلگرام و اينستاگرام فیلتر شدن!
شهر پر از مامورهای امنیتی شده!
اگه همین روند ادامه پیدا کنه اينترنت رو هم به زودی قطع میکنن تا خیال همه راحت بشه!
اينجوری توی یه فضای ایزوله میشینیم دور همدیگه و با هم بیشتر آشنا میشیم.
آمار مطالعه بالا میره و کلا ملت شادی میشیم.
دقیقا داریم میشیم یه کره ی شمالی دیگه!
هر روز هم داره به تعداد تحلیل گرهای سیاسی اضافه میشه!
خوشم میاد که ما ملت غیور تورک راحت و آسوده نشستیم و همراهی نمی کنیم موج هیجانات بخشی

ادامه مطلب  

هرچیزی وقتی داره! متوجهی که!؟...  

"هوالحبیب"

هرچیزی وقتی داره، مثل غذا خوردن که وقتی میمونه سرد میشه از دهن میافته . خیلی کارها
هم اينطوری ان... خیلی کارها هم وقتی به وقتش انجام ندی دیگه بدرد نمی خوره!
آدم متوقعی نیستم. یعنی سعی کردم نباشم. اما نمی تونم بپذیرم بعد از اينهمه مدت بعد از
اينهمه سال تازه یادت افتاده بپرسی حالم خوبه؟! روحم خوبه!؟
تازه انگار متوجه ام بشی... میدونی اين چیزها دیگه برای من محبت به حساب نمیاد، عشق
به حساب نمیاد توجه به حساب نمیاد.
بیشتر شبیه کشیده ای محکمه

ادامه مطلب  

چرا كودكتان گريه مي كند  

من گرسنه ام
 
وقتی یاد بگیرید كه نشانه های گرسنه بودن كودك خود (مثل نق نق كردن، سر و صدا راه انداختن و دنبال پستان مادر گشتن هنگامی كه او را در آغوش می گیرید) را بشناسید مشكلاتتان در سیر كردن او قبل از اينكه گریه كند كمتر می شود. وقتی كودكتان گریه می كند اول مطمئن شوید كه گرسنه نیست. شیر دادن ممكن است سبب قطع گریه كودك نشود ولی اگر می خواهد همچنان شیر بخورد بگذارید به خوردن ادامه دهد . بعضی اوقات شیرخواران حتی بعد از اينكه شروع به شیر خوردن می كن

ادامه مطلب  

چقدر از چادرم ممنون بودم آن شب...  

یادت هست آن شب را که بعد از آن بدحالی عمیق دو روزه، همدیگر را در پارک لاله دیدیم؟
تمام وجودم با خلأ یکی شده بود و هیچ واژه ای نداشتم... از طرفی، حرف‌های تو پرم کرده بود از حرف‌هایی که در گلویم می‌جوشیدند، اما با بغض چسبیده بودند بیخ حلقم و بیرون نمی‌آمدند... داشتم خفه می‌شدم ح... و در آن لحظه‌ها... ت ن ه ا چیزی که دلم می‌خواست، تنها چیزی که می‌توانست آرامم کند... اين بود که پهلو به پهلویت بنشینم و سرم را بگذارم روی شانه‌های مردانه و نگرانت... همی

ادامه مطلب  

[359]  

دنیای مجازی، دنیای عجیبیه...!
راحت میشه دل شکوند، راحت میشه حرف زد، راحت میشه دوست داشت و... از طرفی راحت هم میشه فراموش کرد، راحت میشه دل بست... هرکسی کارهاش راحت تر شده... مثلا تو میتونی راحت با اين دنیا مکه بری، حرم بری، جاهایی که تا حالا ندیدی رو ببینی و...
اما نمیتونی دل آدما رو ببینی، نمیتونی خیلی از حرفا رو بزنی، خیلی از نگاه ها رو بکنی، نمیتونی لمس کنی، بچشی و...
پس الکی نیست که دنیای خودمون دنیای واقعیه! اينکه حس میکنی و بالاتر از حس...
دنیای و

ادامه مطلب  

می دانی!؟...  

"هوالمحجوب"
بعضی ها چقدر مرگ را ساده می بینند! چقدر راحت می پذیرند و چقدر راحت می گویند هیچ
اشتباهی-گناهی- از آنها سر نزده...
بعد از لرزش آخر، همه شب را تا صبح بیرون از خانه سیر کردند. همه جانشان را گرفتند کف
دستشان و از خانه هایی که یک عمر جان کنده بودند تا به آن برسند گذشتند.
اما برخی هم خیلی راحت پذیرفتند که اگر اتفاقی بیافتد هیچ مشکلی ندارند. من اما لحظه
لرزش ایستادم به لوستر خیره شدم به تکان تکان خوردنش وبه بعد از شدت گرفتنش فکر
کردم.
به اينکه

ادامه مطلب  

ناتموم موند  

ناتموم موند برام. خیلی تلاش کردم تمومش کنم. تا حد خوبی تونستم ولی تا همیشه یه سری سوال تو ذهنم باقی میمونه.
انگار براشون باورپذیر نیس که زمانی من هم کسی رو دوس داشتم. زمانی به نظرم دیوونه ترین آدم اين شهر بودم. زمانی عاشق ترین آدم رو داشتم. زمانی آدم بااحساسی بودم. انقدر عوضی نمیبودم. انقدر سنگ نبودم. هنوزم بچه بودم. معصوم شاید...
حالا که فکر میکنم شاید حتی باید برات حال خوب بخوام. پسرک بیچاره. تو هم اذیت شده بودی. اگر محبت دیده بودی اينطور نميشدی.

ادامه مطلب  

پریدن  

تسلیت  وتامل برای مردم کشورم .

آخرین باری که قراربودوسایلموجمع کنم یادمه هیچ کسی خبرنداشت جزخودم همه چی وجمع کردم وتموم شد
میدونستم راه تلخ وسختی وانتخاب کردم راهی که به خاطرش کارودرس وامکانات وموقعیت وهمه چی روبراش
ازدست دادم ,هرباربه وسایلم توراه پله نگاه کردم دلم تنگ شد برای خونم برای دستکش های زردش برای زودپزش
برای همه چیش ,اين بارهم دارم وسایلموجمع میکنم وبازهم چیزهایی روازدست میدم ,جایی که میرم تو30کیلو
بارخلاصه میشه ,راه پله نداره

ادامه مطلب  

من مردود امتحان مادری ام  

با تمام عشق وعلاقه ای که بین من وفندق هست به تضاد رسیده ایم اگر زن وشوهر بودیم حتما طلاق میگرفتم مهرم آزاد جانم راحت
دیروز بعد از جلسه مدرسه بردمش خانه مادرم پسرک چشم سفید دنبال هم گفت پاشو برو خونه من راحت باشم و خیلی چیزای دیگه امدم ویه حال اساسی به زندگی دادم فکر خواب صبح بدون دغدغه مدرسه وصبحانه اش را هم نگو ولی خوب مثل هر روز هفته بیدارم 
اصلا صبح هایی که هوا تاریک هست وچراغ باید روشن کرد صبح های بهشتی اند با چای نبات و نان وپنیر صبحانه ام

ادامه مطلب  

اهمیت زاویه دید در زندگی  

 اهمیت زاویه دید در زندگی : 
وقتی با دوستی برخورد می کنیم که مثل ما فکر نمی کنه .وقتی با عزیزی مواجه می شویم که نظراتش کاملاً مخالف با نظرات ماست .وقتی با انسانی روبرو می شویم که خ ط بطلان بر اندیشه ها، باورها و اساسی ترین اصول اعتقادی ما می کشد .به یاد اين اثر بسیار ارزشمند از مارکوس رائتز بیفتیم :شاید او هم به همان حقیقتی ناظر است که ما ناظریم! ولی از زاویه ای دیگر .سعی کنیم علاوه بر شنیدن نظرات دیگران، زاویه دید آنها را هم دریابیم .از اين طریق

ادامه مطلب  

خداآ ، خداآ ، چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره!  

  روضه خون داشت میگفت : خداآ ، خداآ چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره! گوش هام تیز شد و چهره ام متعجب با دقت بیشتر گوش دادم بقیه حرفای روضه خون رو داشت میگفت : بلند و با افتخار میگفت : خداآ ، خداآ چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره! چه بهتر که من بی آبرو باشم اما کاری که میدونم درسته انجام بدم ، کاری که مردم پشت سرم حرف بزنن بد بگن اما خیالم راحت باشه که کاری که حق و درست بوده انجام دادم و چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره! دلم از حرفش انگار تکون

ادامه مطلب  

خداآ ، خداآ ، چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره!  

  روضه خون داشت میگفت : خداآ ، خداآ چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره! گوش هام تیز شد و چهره ام متعجب با دقت بیشتر گوش دادم بقیه حرفای روضه خون رو داشت میگفت : بلند و با افتخار میگفت : خداآ ، خداآ چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره! چه بهتر که من بی آبرو باشم اما کاری که میدونم درسته انجام بدم ، کاری که مردم پشت سرم حرف بزنن بد بگن اما خیالم راحت باشه که کاری که حق و درست بوده انجام دادم و چه خوب که آبروی من به خاطر تو بره! دلم از حرفش انگار تکون

ادامه مطلب  

انتظار...  

شش حرف و چهار نقطه . کلمه کوتاهیه .
اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !
تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره
که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!
تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛ غصه ، نا امیدی ،
دلتنگی ، صبوری ، اشک ، هق هق شبونه ؛
افسردگی ، پشیمونی، بی خبری ، دلواپسی و . و . و .... !
برای هر کدوم از اين کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه
باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معنی شون رو فهمید و درست درک شون ک

ادامه مطلب  

# خوفناک نوشت  

محکم گردنم رو توی دست های غول پیکرش می گیره
و بلند بلند می زنه زیر خنده
و میگه فکر کردی راحتت می ذارم ؟
سایه به سایه باهاتم
نمی ذارم آب خوش از گلوت پایین بره
در حالی که وحشت رو میشه از جای جای اجزای صورتم خوند
با دست اشاره می کنم
که بره عقب تر تا بتونم راحت تر نفس بکشم
یکم که رفت عقب تر و تونستم راحت تر نفس بکشم
بلند تر از قبل قهقهه زد و گفت یادت باشه که راحتت نمی ذارم
و در همین حین توی هوا ناپدید شد
و برگشت سر جاش
دقیقا جفت بقیه ی کتاب های قفسه ی کت

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

گاهی دوست داشتن ...  

گاهى دوست داشتن آن قدر دَمِ دست مان است که فراموش می کنیم باید براى داشتنش تلاش کنیم .
آن قدر راحت از اشتباهات هم می گذریم که طرفِ مقابل مان احساس می کند براى همیشه و در همه حال هستیم .
گاهى راحت نبخشید ، زود فراموش نکنید و بیشتر به دل بگیرید . بگذارید آدم ها بدانند براى بودن در زندگیتان ، یک بار بیشتر فرصت ندارند .
مسعود_کوثری

ادامه مطلب  

=(  

امروز شنبه هست ولی نه ازون شنبه ها چون فردا تعطیله و نحسی شنبه رو گرفته! روزهایی که دیشبش گریه کردم خالی هستم خالی از همه چی! ولی هنوز زیر پوستم جریان داره! وابستگی خیلی بد و مسخره است و من همیشه ازش فراری بودم و الان نمیدونم ازدواجو به چی تشبیهش کنم! بیخود نیست آدم ها اينقدر باهاش درگیر هستن!
بالاخره توئیترو دی اکتیو کردم من معتادش نبودم ولی باهاش خیلی راحت تر بودم ولی خب مخاطبم داشت نميشد اونجوری ادامه بدم اين بار دوم هست که دی اکتیو میکنم سر

ادامه مطلب  

 

داعش بهانه بود؛ ما همه گردانى سلیمانى میخواهیم براى انسان شدن!   #خط_خورده
+ از اون لیستِ بالابلند كه هرچقدر میخوندى تموم نميشد، الان فقط ٣،٤ تا وب مونده كه اونارم یا نمیرسى بخونى،یا خاموش میخونى :) ،گذرِ عمر مشهوده حتى تو اين مجازى بازار!
+ ماها خیلى چیزارو میدونیم اما شنیدنشون یچیز دیگست :) 
+ اينجور كه قیمتِ دوربینا رفت بالا،فعلا فكرِ خریدش رفت تو گنجه! :/ البته كه من الآن نه سوژشو دارم نه وقتشو، همون برود توى گنجه تا ببینیم عمرمون قد میده واس

ادامه مطلب  

هِی دختر، دمت گرررم...  

"هوالمحجوب"

هنوز هم می تونم عاشقی کنم، هنوز هم می تونم احساساتی بشم ... هنوز هم ...
فکر می کردم با اين همه منطق خوانی و کلام و اصول دیگه احساسی برام نمونده!
ولی حالا تو اين روزها میبینم نه! منطق و اصول و فلسفه و کلام ، عشق را احساس را
قشنگ تر می کنن... زیباتر می کنن.
مغز را هوشیار تر میکنن.
برای همینِ وقتی استاد فلسفه میاد سر کلاس میزنه زیر آواز!
برای همینه استاد منطق با اون ژست خنثی اش خیلی راحت از احساساتش حرف میزنه!
خیلی راحت تو چشم ما زل میزنه میگه

ادامه مطلب  

دلنوشته ای برای شهدای مدافع حرم  

خان طومان چیست؟ خان طومان کیست؟! خان طومان کجاست؟! لبنان است یا عراق؟ سوریه است یا ... هر جا که هست، یقینا از دیشب برای من و تو نامی خواهد شد فراموش ناشدنی! از دیشب که جسته و گریخته اخبار درگیری در شهر خان طومان در حومه جنوبی شهر حلب سوریه را دنبال می کردم، متعجب بودم که چقدر سنگ شده ام! دیشب که من و تو، راحت زیر نسیم خنک پنکه و کولر خفتیم که داغ نکنیم، چه داغها که بر چه دلها نشست! دیشب که من از شدت لذت خواب و رفع خستگی خر و پفم بلند بود دیشب که بسیار

ادامه مطلب  

 

گاهی اوقات چیزی که تو ذهن و دل منه رو درک نمیکنه ...
و من فقط غصه میخورم و غصه ...
امشب خیلی ناراحتم خیلی.الان داریم با هم میخوابیم
بین حرفاش میگه به من چه.من چرا غصه بخورم برای تو؟؟
ولی نمیدونه من یک بارم نمیتونم اينو به خودش بگم ..
نمیتونم الهه ی زندگيمو بی اهمیت بدونم.شاید اون بتونه.اما من نه ..
شب خوش آرامشم
96/9/19

ادامه مطلب  

ساعت انشا بود  

هوالمحبوب

امروز از آن روزهای خوبی بود که دلم میخواست بدون تنش بگذرد و برای حال خوب مان، انشا بهترین انتخاب بود. موضوع آزاد بود. خودم قبل از همه دست به کار شدم. 
«نامه ای برای دخترم»غمگین نباش دختر نازم، وقتی دنیا به اندازه ی آرزوهای تو بزرگ است و آغوش آسمان به وسعت بالهایت گسترده شده است. بخند و به آینه نگاه کن. بگذار نسیمی که می وزد گیسوانت را تاب دهد، بارانی که دلبرانه می بارد گونه های اناری ات را بوسه بکارد. بالهایت را بگشا و تسلیم نشو. زندگ

ادامه مطلب  

۴۴۸  

فک میکنم باید بعضی چیزا رو برا خودم نگه دارم بعضی فکرا بعضی هدف ها ...ب قول خود قبلنم همه چیت نباید رو باشه اما بیشتروقتا هرچی میشه میرم میگم کمتر شده بود یمدت اين اخلاقمو هرچیزی رو نمیگفتم اما الان دوباره اينطور شدم هرچی بشه یا نشه هم میگم ب اطرافیانم شاید گمان میکنم زیاد به من نزدیکند اما اينطور نییت هرچقدر هم نزدیک باشند یکسری فکر ها باید برای خودم و همین بلاگفا باقی بماند..هرچند خیلی چیزها را فقط ب یکی دوسه نفر میگویم اما به هرحال همان ها ر

ادامه مطلب  

 

وعده کردم که به تو سر نزنم برسم تا دم در ، در نزنمقول دادم به غزلهای خودم زل به چشمان تو دیگر نزنممطمئن باش خیالت راحت گله ای از تو به دفتر نزنماين چه رسمی است که باید یک عمر حرف خود را به تو اخر نزنمبرو ای عشق برو تا اينکه روی دستان تو پر پر نزنممن به دوری تو عادت کردم ولی از غصه ی دوری تو دم نزنم

ادامه مطلب  

صندلی مدیریتی  

 
 
 
 
صندلی انواع گوناگونی دارد که صندلی مدیریتی یکی از اين مدل ها می باشد.صندلی مدیریتی که اندازه بزرگ تر نسبت به سایر مدل ها دارد.صندلی مدیریتی که برای پشت میزهای مدیریتی مناسب است طراحی آن بر اساس آرگونومی است وطبی هم می باشد وبه همین دلیل جزء صندلی های راحت می باشد.صندلی های مدیریتی که یک تیکه هستند و کف و پشت هم زمان با تکیه دادن به عقب برمی گردند که شما می توانید با استفاده از دسته های که مکانیزم به شما امکان تنظیم ارتفاع و تنظیم حالت پ

ادامه مطلب  

بعد تازه می‌فهمی خوابِ راحت چیه.  

کاش یه روزی بفهمم چرا هرچیزی که مربوط به آدم‌هاست، تا اين اندازه قدرت‌مند و مهلکه. چه‌طوری یه اسم می‌تونه همیشه حالِ آدم رو خراب کنه؟ چه‌طوری یه بیت شعر ممکنه همیشه یه صورت رو جلوی چشمِ آدم بیاره؟چه‌طوری یه موسیقیِ بی‌کلام می‌تونه یک سال خاطره رو توی خودش جمع کنه؟چه‌طور ممکنه همه‌ی عینک‌های گرد یادآورِ یه آدم باشن؟چه‌طوری همیشه و همیشه، بوی عطرِ یه نفر لبخند روی لبت می‌شونه؟حالا نه همیشه دلبر و معشوق و فلان... یه وقت‌هایی یه دوست

ادامه مطلب  

معجزه ...  

اگر بخوام روزی زندگيمو برای جگرگوشه ام تعریف کنم حتما بهش میگم چه زندگی پر فراز و فرودی داشتم! 
زندگی سختی نداشتم ... نه ... زندگی من هیچ وقت سخت نبود. چون همیشه کسانی رو داشتم که با وجودشون هیچی سخت نیست ... زندگی من فقط پستی و بلندی زیادی داشت .... پستی و بلندیهایی که بی نهایت دوستشون دارم ...
اگر بخوام روزی زندگيمو برای جگرگوشه ام تعریف کنم حتما براش میگم که بزرگترین قهرمان زندگی من پدرش بوده ... کسی که مثل یک رویا وارد زندگیم شد ... مثل یک قهرمان سال

ادامه مطلب  

زندگی  

میگه ک لیو اين د مومنت..
میگی قشنگ بود.. اما دلت تو گذشته هاست..
خوب.. بد.. مهم نیس..
مهم اينه آدما به خاطراتشون گره خوردن...
دوستان..
مکان ها..
تجربه ها..
اينا گنجینه ها و سرمایه های هر کسی هستن..
راحت از دستشون ندین..
 
پس..
یه کاری کنیم...
خاطرات فردامون..
که امروزمون هست رو خوب بسازیم...
من ده سال دیگه کجام..؟؟
اين یه سواله...
الان چیکار میکنم؟؟
جوابشه..
 
س.ن: خودمونو باور کنیم..
همینا../.
 

ادامه مطلب  

درباره مستر ویل + تاوان  

بچه ها.
دوست دارم بر چسب نوشته ها رو کلی تعیین کنم. نه اينکه دونه دونه زیر پست ها بنویسم.چون خودم میدونم کلا راجع به چه چیزایی حرف میزنم. چطور باید اينکار رو کرد؟
***
بچه ها مستر ویل کنارمه. همراهمه. یه پیام معروف هست گه میگه: 
لبخند بزنید شاید لبخند شما تنها نور امید زندگی یه نفر باشه؛
برا من خیلی وقتا اين واقعی شده. و اون نور امید رو مستر ویل به من داد.
 
اين سه ماه خیلی به من سخت گذشت. از صبح بیدار میشدم میرفتم سر کلاس ۸ شب در بهترین حالت میرفتم خو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1