صحبت نود سالگی شد یادم اومد که یه ابلهی روزی بِهِم گفت می خواد نود سالگی به بعد شروع به رمان خوندن کنه(امید به زندگی آدم ها خوب بالا است!)    :)
- گمونم خوندنِ کتاب رو باید از کودکی-نوجوانی شروع کرد تا شاید بعدتر یه جاهایی از زندگی کوفتی ات بتونه بِهِت کمک کنه(این یکی از فواید کتاب خونی هست). می خواست ارزشِ رمان خوندن رو پایین بیاره. خودش رو تو تحقیقاتِ علمی کسالت بارش غرق کرده بود.
 
آدمی که کتاب و رمان نخونه از نظرِ من رده.

ادامه مطلب  

معرفی رمان"ازبه"نوشته رضاامیرخانی  

به اعتقاد بسیاری از منتقدين، رمان ازبه یکی از متفاوت‌ترین رمان‌های دفاع مقدس است. هم به لحاظ فرم و هم از حیث نوع نگاه. رمان ازبه فقط نامه است، نامه‌هایی که میان قهرمان‌های داستان رد و بدل شده و راوی قصه خلبان جانبازی است که به رغم نداشتن دو پا و ویلچرنشینی، درخواست پرواز دارد، درجایی و درحالی که یک دندان پر کرده هم، مانع پرواز است.
داستان این‌چنین آغاز می‌شود و با نامه‌های همسر این خلبان و دوستان خلبانش و همسرانشان ادامه پيدا می‌کند. در

ادامه مطلب  

یلدا  

امشب ز حسرت دل خود درد میخرم
يلدا منم که بی تو شب و روز بسپرم
یاران به اشتیاق تو يلدا كنار هم
بنشسته اند و من نگرانم كه بگذرم
خورشید از ورای سیاهی گذر كند
سرمای روزگار سپيدي  كند سرم
دوری مكن زمن كه یكی درد جانفزاست
شوق وجود تست كه من خاك این درم
خورشید رخ ز جانب خاور نموده است
گویی كه ديده را به رخت شد مصورم
ای جانفزا تولد مهر دو باره ای
آبی زلال؟ تو چیستی؟ بگوتا كه بشمرم
میرفت تا كه مهر دهد جان به رستنی 
رستن نماد چون تو گلی تازه و ترم
بنشسته  و

ادامه مطلب  

کتاب بینوایان  

بینوایان یا بی‌نوایان (به فرانسوی: Les Misérables) نام رمان معروفی نوشتهٔ ویکتور هوگو، نویسندهٔ سرشناس فرانسوی است. این کتاب اولین بار در سال ۱۸۶۲ منتشر شده و یکی از بزرگترین رمانهای@12@ قرن ۱۹ است. در دنیایی که مردم آن انگلیسی صحبت می‌کنند، این رمان معمولاً با عنوان اصلیِ فرانسویِ خود نام برده می‌شود (عناوین مختلفی مثل The Miserable, The Wretched, The Miserable Ones, The Poor Ones, The Wretched Poor and The Victims, and The Dispossessed نیز دارد). با شروع شورش جون در ۱۸۱۵ و به اوج رسیدن آن در ۱۸۳۲ در

ادامه مطلب  

21  

پاییزم انگار از موندن پشیمون
يلدا شروع قصه ی، خوب زمستونه
قلبی كه عاشق شد تو فصل سرد عشق
از رفتن بارون پاییزی هراسونه
باید یه حس تازه ای ما بین ما باشه
روزای خوبی بعد از این ها پيش رومونه
آسون نبود اما ، من بغضم و خوردم
این سختیا حالا با تو چه آسونه
پاییزم انگار از موندن پشیمونه
يلدا شروعِ قِصه ى خوب زمستونه
پاییز فصل عاشقی بود و نفهمیدى
این راز پشت تیرگى ابر می مونه
 
× يلدا مبارک

ادامه مطلب  

۱۵  

امروز یه رمان ایرانی خوندم به اسم "خاله بازی" از بلقیس سلیمانی. بعضی جاها بد نبود و خب اونقدری کشش داشت که یه روزه تمومش کنم. خیلی جاهاشو زیاد دوست داشتم. ولی خب میدونی، به نظرم یه روزه تموم کردن یه کتاب جز ویژگی های خوبش نیست، یعنی اون کتاب چیپه و ذهنت و سلولای خاکستریتو درگیر نمیکنه. کتاب خوب اونیه که باهاش زندگی کنی و از ترس اینکه تموم بشه روزی ده بیست صفحه بیشتر نخونی. کلا بازم پشیمون شدم از خوندن رمان وطنی! نویسنده های ما نمیتونن نویسنده بو

ادامه مطلب  

معرفی کتاب  

رمان «آئورا» نوشته كارلوس فونتس
 
عنوان رمان «آئورا»از یك نظریه علمی برداشت شده است،نظریه ای كه مربوط به انعكاس یك انرژی در بدن است و روانشناسان با استفاده از آن شیوه زندگی ونوع احساسات فرد را جستجو می كنند. 
كارشناسان نظریه «آئورا» اعتقاد دارند كه این پديده انعكاس ثبت كامل گذشته و حال و آینده ماست و اگر خواننده اثر فونتس با سر فصل های این نظریه آشنا باشد به خوبی در خواهد یافت كه نویسنده او را به چه معجون گوارایی دعوت كرده است.
خواننده رما

ادامه مطلب  

لطفا به نظراتتون دقت کنید  

دوستای گلم رابطه ما داستان نیست رمان هم نیست
 
واقعا موندم اینا چیه مینویسین
 
من و غزال رابطمون رابطه دوست دختر و دوس پسر نبود
 
قصه هم نبود رمان هم نبود
 
یه عشق پاک بود که در اوج نامردي تقدير جدا شديم
 
به قول غزال
 
آدم عاشق با امید زندس
 
منم امیدوارم خیلی زود برگرديم و زندگیمونو ادامه بديم
 
 

ادامه مطلب  

8.اولین روز زمستان  

ديشب شب يلدا بود..
شبی که انقد میخوری که میترکی:/
گاهی فک میکنم اونایی که ندارن چی پس..
(شاید فک کنید من مجهول یه آدم بی خیال و خوش گذرونه..اما نه..)
*
سر هر تقویتی شون 40 میگیرن..
گفتن باید 50 بیارید واسه کارنامه و10 واسه گرفتن کارت ورود به جلسه..
خو تفلونا..طرف اگه داشت اصن تو این مدرسه درس نمیخوند که..با اون جمعیت..
بعد حالا به هر بهونه ای میخوان بگیرن..
خیلی خنده داره..
*
شنبه اولین امتحانه..دينی..
*
گاهی از وقتا فک میکنم خ و ا که درس خوندن و دانشگاه رفتن به

ادامه مطلب  

حق نداری...  

وقتی دختري تو رو نمی خواد حق نداری بهش بگی دوستت دارم...
وقتی دختري به خاطر حیاش نمی خواد با تو حرف بزنه حق نداری بهش بگی دلم برات تنگ شده جوابم رو بده...
وقتی دختري میگه دست از سرم بردار حق نداری بهش بگی می خوام دستات رو بگیرم...
وقتی دختري میگه این صحبت کردن های ما درست نیست و گناه داره حق نداری بهش بگی می خوام مثل یک دوست کنارت باشم...
وقتی دختري به خاطر نجابتش بهت محل نمیذاره حق نداری بهش بگی حتما یکی رو داری....
وقتی قصدت ازدواج نیست حق نداری بگی

ادامه مطلب  

يلداااا :)  

عمرتون صد شب يلدا و از این حرفا :))))  امروز فقط در حالِ بدو بدو بودي تا الآن كه لِه ای :/// وسایل ِ شب يلدای عروس جان از یك طرف ، آماده سازی پاسپارتو هم از اون یكی طرف :D به یكی از آرزو های ديرینه ات رسیدي :) چون هر سال شبِ يلدا به برادر جان غُر می زدي كه " اگه زن گرفته بودي ما هم چیزای خوشگل خوشگل می برديم واسه عروس " و امسال خدا رو شكر این مهم اتفاق افتاد :D   عروس جان كلی تداركِ شام و دسر های خوشگل را ديده بود :D كه تو نه بلدي و نه در جریانی كه وقتی فامیلِ

ادامه مطلب  

پیام شب یلدا  

امشب جایی نری میخوام بشمرمت
جوجو يلدات مبارک
 
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
 
محفل آریاییتان طلایی ، دلهایتان دریایی ، شاديهایتان يلدایی ، پيشاپيش مبارک باد این شب اهورایی روی گل شما به سرخی انار
 
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
 
شب يلدا شب بزم و سرور است / شبی طولانی و غمها بدور است شباهنگام تا وقت سحرگاه / بساط خنده و شادي چه جوراست يلدا مبارک
 
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
 
شب يلدا همیشه جاودانی است / زمستان را بهارزندگ

ادامه مطلب  

 

اگر توی کتابفروشی نشر چشمه بایستی کنار میزهایی که درست کنار درهای اتوماتیک ورودي است، تا مجله های روی میزها را بجوری دو تا اتفاق می­افتد. در واقع سه تا. اولیش این است که با هر قدمی که تو به چپ، راست، جلو یا عقب می­گذاری درها یک بار باز و بسته می­شوند و سر و صدای وحشتناک پل کریمخان را با خودشان می­ آورند تو. دوم این که اگر وسط تابستان باشد احتمالاً نصفت از خنکی توی کتابفروشی یخ می­زند و از گرمی بیرون می­سوزد. سوم هم این که اگر  هدفون­هایت را درن

ادامه مطلب  

يلدا  

تفسیر اهنگ ایورلیانو  

بررسی ترانه آئورلیانو با توجه به رمان صدسال تنهایی:
ملکیادس کولی با کرامتی ست که حتا بعد از مرگ، روح و مکاتبش کتاب را همراهی میکند. در جایی خواندم که یوسا، ملکیادس را راوی رمان صدسال تنهایی دانسته است.اما راوی این شعر به تصور من فرنانداست. او مانند ملکه بزرگ شده بود و از فقر و زندگی در دهکده ناراضی بود که به آئورلیانوی دوم میگوید پولم را بده و بدلیل سختگیری و محدود کردن دخترش میگوید من نرم میشوم و بدلیل نفرت از سرهنگ میگوید سرطان بگیر و بمیر!.

ادامه مطلب  

انشاء گیلاس/6  

امشب شب يلدا است.من چون در شهریور ماه به دنیا آمده ام شب يلدا را خیلی دوست دارم!!شاید از خودتان بپرسید شهریور ماه چه ربطی به شب يلدا دارد!ولی اگر بدانید که سالگرد ازدواج پدر و مادر من در شب يلدا است شاید شما هم به من حق بدهید شب يلدا را دوست داشته باشم!!
پدر من عقیده دارد که مهمانی رفتنی است,نه آمدنی!پس ما همیشه در شب يلدا در خانه اقوام و فامیل تِلپ میشویم و هر سال هم برای نشان دادن حُسن نیت خودمان یک بسته بادام زمینی مزمز میخریم و آنرا به عنوان سه

ادامه مطلب  

یلدا  

امروز شب يلدا
یادم می یاد پارسال این موقع وبامو درست کردم
الان دانشکده زبانم
تو جشن يلدا شرکت می کنم و قرار است پنج دقیقه
فکر کنم دوتا شعر بشه
را خودم بخوانم
ان شائ الله همه چیز خوبه
باید به فکر این جور مراسم شعر خوانی باشم
آقای  ماکویی ديروز خیلی از شعرام تعریف کرد
همین طور خانم جهانگیری و گندمی
همشون بسیار تعریف می کنن
باید به فکر ارائه بیشتر کارام به جا های مناسب باشم
تا اگه لیاقتشو داره
به حقش برسه
یل دا
آی دل
آی دل
تویی بیدل
يلدا تویی بیدل

ادامه مطلب  

23  

دلم برای مادربزرگی می سوزه که يلدا تا يلدا چشم هاش به در خشک میشن که هیچ ..
سال تا سال هم چشم انتظار يلداهاست تا شاید بتونه دوباره طعم داشتن خانواده رو بچشه ..
و توی عصر احمقانه اطلاعات .. یه کمی از تنهایی در بیاد و گرمی باهم بودن رو یک بار ديگه ..
قبل از مرگش بچه ...
اگر يلدا به يلدا به مادربزرگت زنگ می زنی فقط ...
یا عید به عید بهش زنگ می زنی ..
تف به شرفت!
از خواب بیدار شو .. تو هم یه روز پير میشی !
 
نظر شما چیست

ادامه مطلب  

یلدا  

يلدا ...يلدای که با معنای ولادتش خبر خوش خداحافزی روز های دلگییر پاییز را میدهد . 
من دشمنی ديرینه با پاییز دارم و دوست دارم منتظر پایانی تلخ پاشم و کوله بار پاییز با اذوقه تلخی اش  هم با
رفتنش حکم ابی خنک بر نا امیدي و  اتمام خش خش برگ های نارنجی رنگ را میدهد 
دوستت دارم تو ای شبی که طبق یه سنت ديرینه همه دور هم جمع میشوند و دل ها بهم نزديک میشوند  .
ای کاش يلدای برای ما هر شب بود این روز ها هم يلدا هم مثل هر موضوعی اپديت شده . يلدایی که قبل ها 
مثن

ادامه مطلب  

دختری زیبا  

به ایینه که نگاه میکنم دختري زیبا میبینم
با چشمانی درخشان
لب های کوچک
و صورت سفید
گاهی با ارایشی ملیح زیبا تر میشود
لب ها را سرخ میکند و موهایش را میبافد
ولی یک مرتبه
یادش می افتد برای چه باید زیبا باشد
وقتی ديگر کسی نیست که تحسینش کند
حالا که به ایینه نگاه میکنم دختري با چشمان گریان میبینم
این دختر زمانی برای معشوقه خود زیبا ترین بود

ادامه مطلب  

دکتر داتیس/ اسماعیلیون  

دکتر داتیس
 
حامد اسماعیلیون
 
انتشارات زاوش
سال نشر : 1393
داتیس الماسی دندان پزشک جوانی است که در ساسنگ حومه تهران مطبی باز کرده است . درگیر مریض های محلی مشکلات و بیماری هایشان ، اوضاع مذهبی سیاسی شهر ، عشقش با دختري به نام رها . دندان پزشکی که بسیار درس خوان بوده و هنوز هم عادت به اصطلاحات علمی داره و برای مریضاش کلی واژه و کلمه قلمبه سلمبه رديف می کنه و ....
برای من قشنگ و گیرا بود یک نفس خوندمش لحن نوشتنش را روان بودنش را حالت واقعی بودنش را پس

ادامه مطلب  

برنامه شب یلدا  

سلام سلام بچه ها چطوره حال شما
خوب شد شما رو ديدم به مدرسه رسیدم
مدرسه جای درسه بچه باید نترسه خخخخخ
چجوریایین بعد چن وقت بلاخره امشب پست میزارم و میخوام يلدای امسالم بترکونم
۵ تا بخش که هم یه جشن کوچیکه واس محسایی داداش قراره بگیرم
یه بخش اون فصل ۴ داستانمونه و ۴ تا بخش اون رازه تا اون روز
پست قبلی هم پاک کردم هنوز نگفتم درخواستمو به محسا
این مهم ترین خواستمه از ابجیم
و هنوزم باورم نمیشه نمیتونم بگم ولی شب يلدا میگم بهش انشالله
پس باهم میریم

ادامه مطلب  

فرجه  

خب خب خب..فصل امتحانات هم از راه رسید.در واقع توی فرجه هستیم...و فرجه قوانین خاص خودش رو دارهیه باره فیلم باز میشی ( از درس خوندن بهتره)گیمر میشیخیّر میشی ( حاضری با کل خوابگاه زبان کار کنی که درس خودت رو نخونی)فراموشکار میشی ( مثلا الکی یادت رفته ساعت رو زنگ بذاری)و در خیلی از موارد خیلی ها عاشق می شن ( آخه چه کاریه...!!!!؟؟ این همه زمان خب)کمک یار در خانه ( خاضری ده ساعت ظرف بشوری و خونه رو جارو کنی اما درس نخونی)به رمان علاقه پيدا می کنیو همچنین اخبا

ادامه مطلب  

یلدا:|  

از بچگی از همه عیدا بدم می اومد انگار ارثِ بابام رو خوردن.
هر سال عید یه بهونه دارم که مزار نرم نمونه اش امسال خودم رو تا یک ساعت مونده به سال تحویل با دکتر هو خفه کردم و سال تحویل خوابیدم. 
جدای از عید،از تولد هم متنفرم هیچ وقت هیچ تولدي بهم خوش نگذشته همیشه سعی میکنم تولدي شرکت نکنم.در حد تبریک و کادو دادن برام کافیه از ادامه ماجرا بدم میاد.
شب يلدا رو هم میپيچونم همیشه.دوستش ندارم،که چی بشه؟الکی واسه چی خوش باشم تو جمع ۶نفرشون؟
 يلدا مبارک
 

ادامه مطلب  

شب یلدا در آذربایجان شرقیو غربی  

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازه عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه ها را تزئین می کنند و شال های قرمزی را اطرافش می گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می کنند و به خانهٔ عروس می برند.

ادامه مطلب  

129: گزارش  

سلام!
ديروز رخصتی گرفته بودم به بهانه شب يلدا! آری شب يلدا را تا صبح بیدار بودم و تجلیل کرديم با اهالی خانه و زن های همسایه...خوش گذشت... گفتیم، خورديم، خنديديم، دعا خوانديم، فال حافظ نموديم، رقصیديم و .....
ديروز را هم تا 10 بجه خوابیدم و بعد رفتیم زیارت سخی... مهمانها واهالی خانه را بردم  آنجا و چاشت هم همانجا بازار خوری کرديم...
نمی دانم چرا حس دارم روحاً خیلی خسته ام..خیلی.... عشقم هم که سر اش شلوغه و همیشه مصروفه... برایش گفتم در این روزها زندگی تو ر

ادامه مطلب  

کرسی مادربزرگ شب یلدا یادتونه ...  

خونه مادربزرگ و پدربزرگ از چند روز قبل برای پذیرایی از بچه‎ها و نوه‎ها آماده می‎شد، بوی گندم شادونه‎های بو داده فضای اتاق رو پر می‎کرد.شب يلدا روی کرسی مادربزرگ از گندم برشته یا(گندم شیر) و کشمش، کنجد، شاهدانه، گردو، فندق، آجیل، میوه‌های فصلی، انواع تخمه و بادام‌زمینی، شیرینی، انار، کدو حلوایی و پشمک پر می‎شد و چشم بچه‎ها از ديدن آنها برق می‏‌زد.     

ادامه مطلب  

یلدا تون مبارک ........  

 شب يلداست؛ شبی که در آن انار محبت دانه می شود و سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه های لبریز از شوق ایرانیان می گردد.
 
يلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آن قدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن راباید جشن گرفت.
 
یادمان باشد با آمدن زمستان، اجاق خاطره ها را روشن بگذاریم تا دچار سردي فاصله ها نشویم.
 
در شب يلدا، میوه سربسته حرف هامان را روبه روی هم می گذاریم تا طعم شیرین دوستی را به کام زمستانی روزگار بچشانیم.
 
يلداست. بگذاریم هر چه تاریکی هست، هرچ

ادامه مطلب  

پیشینه شب یلدا  

 
تاریخچه شب يلدا چیست؟
دير زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع ديگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی‌ را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب يلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام

ادامه مطلب  

تنوره خانواده هاتون گرررم!  

نوشته بودم امیدوارم هرشب زمستون مثل يلدا گرم  بگذره
دوشب بعد يلدا جمع خانوادگی داشتیم
سه شب بعد يلدا جمع خانوادگی واسه تولد سورپرایزی داشتیم
و هی تو دلم خداروشکر کرده بودم برای این جمع شدن برای این خانواده ای که موقع خوشی ها دور همن و موقع ناخوشی ها هم هوای همو دارن
خداروشکر کرده بودم که تواین روزای تکنولوژی و شلوغی نه تنها دورتر نمیشیم که بیشتر دورهم جمع میشیم و میخنديم از ته دل میخنديم
خدا خانواده ها و اعضاش رو برای هم نگهداره

ادامه مطلب  

یلدا...  

بوی يلدا را می شنوی؟
انتهای خیابان آذر...
باز هم قرار عاشقانه ی پاییز و زمستان...
قراری طولانی به بلندای یک شب...
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده!
عزم رفتن دارد...
آسمان بغض می کند...
خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست...
کاسه ای آب می ریزم پشت پای پاییز...
و... تمام می شود...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی!
رفتنت به خیر و
سفرت بی خطر

ادامه مطلب  

 

عطسه می کردم و عطسه هایم تمامی نداشت. بوی عطر خودم، بوی نرم کننده و پودر رختشویی و گرد و خاک پشت پنجره و حتی بوی کاغذ وقتی کتابی را باز می­کردم من را به عطسه می­انداخت. یک جور حساسیت افتاده بود به جانم و سکوت کتابخانه را بر هم می­زد. سکوت کتابخانه را با آرامش بر هم می­زد. چون کسی چپ چپ نگاهم نمی­کرد که چرا عطسه می­کنم یا فین می­کنم. از نکات مثبت این کشور غربی.
به هر حال.
در حالی که به صدای سپيده رییس سادات گوش و حسادت می­کردم شروع کردم به سیاه کردن

ادامه مطلب  

ویژه برنامه یلدا  

ویژه برنامه شب يلدا  ویژه برنامه يلدا برای اعضای پسر از ساعت 13 به مدت 60 دقیقه در مرکز برگزار شد که برنامه های زیر برای انها اجرا شد :  معرفی شخصیت فردوسی  معرفی ایام و وقایع يلدا  معرفی نمادها و سنبل های شب يلدا در قالب نمایش  قصه گویی ضحاک ماردوش مسابقه پازل     

ادامه مطلب  

یلدای یلدای یلدا...‌  

امشبم تموم شد....
صبح کلاس سیالات بود...خداروشکر خیالم از سیالات راحته...تا الان هفت نمره دارم....
بعدش تحلیل دو....خوب بود...راضی ام.....خداروشکر...
بعد ی خواب....سالن....شب يلدا....
زنگم زدم خونه ابجیم گوشیو برداشت....
گفت که خانواده ی عابدپور اومدن....
خداروشکر اونورم خوشگذشته....
خدایا......
هیچی.....خودت خدایی بهتر میدونی....
شب خوش

ادامه مطلب  

مذکر و آسیب های بعدی  

همیشه فکر میکنم میشد عاشق شد و جسم معشوق رو نخواست ؟!
اونوقت عاشقا ديگه از بوس و لب و بغل اینا نمیگفتن
و کار به جاهای باریک نمیکشید
اما 
فکر میکنم اونوقت کسی عاشق نمیشد 
خدایا این چه حسی به ما دادي که اکثرا عشق رو با لذت جسمی میخواییم
برنامه مستند نگاه میکنم نر بخاطر ماده رقیبش رو حتی میکشه !
کلا چه کارهایی برای عشق یه بنام عشق میکنن
متاسفانه در این عشقها معمولا جنس مونث آسیب میبینه هم روحی هم جسمی
البته جنس مذکر آسیب بدتری میبینه ولی بعدها مع

ادامه مطلب  

 

کاش بعد از این زمستان ها بهاری داشتیمیا میانِ این شبِ يلدا اناری داشتیم
کاش جایِ این همه مکاره بر رویِ زمیندوستانی مهربان همراه یاری داشتیم
کاش وقتی ظالمان خوردند آن حقِ تو راکاش در دنیایمان یک ذوالفقاری داشتیم
کاش وقتی فقر می آمد به سمتِ خانه اتکاش این ما ها برایت کارو باری داشتیم
کاش اما بختِ ما دارد شبیه ات می شودياد بادآن روزها که کشتزاری داشتیم!
کشت زاری نه،بهاری نه،وَ ثروت نیز هملااقل ای کاش در يلدا اناری داشتیم
آیدين قلی نژاد بداغ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1