یکی بود که دیگه نیست  

کنار سالن ایستاده بودم تا مهندس بیاد و زود! برگردیم شهر.از اتاق ثبت نام اومد بیرون و منو دید. فک کرد من مهندسم.خیلی فرز! دوید جلو و گفت:_ شما باید امضا کنید؟گفتم: نه. مهندس الان میاد.ناخودآگاه چشمم افتاد به پاهاش. دمپایی پاش بود.سریع چادرش رو گرفت جلوتر که دمپایی هاش پیدا نشه.از فقر هیچ چی کم نداشتن. ولی این همه عزت؟!یخ کردم. از خودم خجالت کشیدم. آخه این چه کاری بود؟!به خودم گفتم: اومدی دو دقیقه کمک کنی، یا صد سال «خجالتشون» بدی؟!ما را چه به این ادا

ادامه مطلب  

من میتونم  

شما سریال اسپارتاکوس رو دیدی؟
خاستم بگم اگه ندیدی تایمی که قرار بوده حروم کنی رو سیو کردی ! سریال حول پورن میچرخه! گول اسمشو نخورین.
-------------------------------------------------------------------
+ میگن اگه میخای تو کاری موفق شی مدام باید این ذکر رو بگی: من میتونم. من میتونم حاجی، حتی فکر کردن به نقطه ی مقابل "من میتونم" میتونه نتیجه ی تاسف باری داشته باشه.
پس من میتونم. این یدونه رو میتونم.. تلاشمم میکنم تا کون قوانین افرینش رو بذارم.. خب تموم
تو پرانتزشم اینه: تموم سختیا

ادامه مطلب  

دوشنبه های ترم ..  

چقدر دوشنبه ها حالم خوبه ...
همین 2 ساعتی ک سر کلاس استاد شریعتی هستم حالم
خیلی خوبه ..
هر دوشنبه بهم یاداوری میشه چقدر نمیفهمم من !
خدایا ؟!
ایشووون ک استاد هستن اما از این آدم های خوب همیشه سر راهم
قرار بده ..
کاش دوشنبه های این ترم هیچ وقت تموم نشه !

ادامه مطلب  

 

یه حس ب شدت گهی دارم
از این حسای آرامش قبل از طوفان
خدایا
باز شرمنده کردیا
آخه چقد من گند بزنم تو ماسمالیش کنی
ایندفه قول میدم
امشبم تموم شه دیگ جوابشو نمیدم 
 
 
یه گهی بخور ک بت بیاد حداقل
ب جا خدا ب خودم گفتم
واقن حق داری اگ اینطوری بگی 
ولی 
ایندفه قول قول
تازه الان میخام برم نمازم بخونم !
ب م... میگم چرا نماز خوندمو مسخره میکنی
میگ ببخشید ب ساحت مقدست توهین کردم :-\ 
راس میگ
آخرین نمازمو یادم نی
احتمالا باز کارم گیر بوده...
شرمنده اتم ب شدت .......

ادامه مطلب  

دیدنی ها کم نیست  

نشسته بود روی نیمکت و به روبروش نگاه میکرد. بی حرکت. بی روح. بی تفاوت.یه تسبیح پلاستیکی ارزون هم دستش بود. ولی ظاهرا چیزی نمیگفت.دختر که اومد، دست پاچه بلندشد، بعد انقدر محکم بغلش کرد و بوسیدش کهفکر کردم سالهاست ندیده تش.انگار پیرمرد ذره ذره ی حیات رو از آغوش و صورت دختر می مکید!برخلاف چند لحظه پیش، حالا داشت با انرژی وصف ناپذیری برای دختر، بلند بلند حرف می زد.دختر هم نشسته بود و داشت پاهای پیرمرد رو چرب می کرد._ گوش می دی بابا!_ آره! گوشم به شماس

ادامه مطلب  

؟؟  

حقیقتا ی زماناییم بود طرف واس مصرف قند چایی میخورد بعد به قهوه خوردن ما میخندید..الان میگه ک من هفته ای یه دویست گرمی تموم میکنم!خب شما فی الواقع همونایی هستید ک الان تو سواحل انتالیا امتحانی میدید!ما خوشیم ب خودمون والا!(با سایز خیلی کوچیک):متاسفانه ادما دوس دارن زندگیاشون شبیه رمانای شخمی شخیلی ایرانی باشه ولی حقیقتا زندگی اتفاقای وبلاگاس!

ادامه مطلب  

سنگ باش  

وقتی عادی باشی
تا نروی نه کسی خوبی هایت را میبیند
نه وجودت را حس میکند
نه به تو فکر میکند!
اما همین که بروی ...
دنیایشان واروونه میشود!
اما خواهشا بر نگرد...
چون دیگر عادی نیستی!
دیگران انسان های راحت را نمیخواهند!
باید سنگ باشی تا بت زندگی کسی بشوی!
 
 

ادامه مطلب  

ميداني؟؟؟  

میدانی؟؟؟؟
نه نمیدانی...
چه خوب كه نمیدانی
نمیدانی كه ادا در اوردن هم سخت است
هر چند ادا دراوردنم را هم نمیدانی
چرا كه من در گوشه ای از این دنیا دلتنگیهایم را مینویسم
در جاییكه تو ندانی بر من چه میگذرد
و تو خیالت راحت باشد
صد و دوازده روز گذشت و
گذشت و...
روزی نبوده كه بی تو گذشته باشد ...
عاشقتم تا ابد ...
چرا كه عشق تو مقدس است

ادامه مطلب  

چرا  

 
-سلام
-سلام
-خوبی
-آره تو چی
-خوبم
-میشه بلاکم کنی
-چی
-بلاکم کن
-نه
-چرا
-دوست دارم
-قانع شدم
-بلاکم کن
-وقتی میگم نه نه دیگه عزیزم
-بلاک کن
-نه
-چرا
-چون دوستت دارم
-شوخی شوخی با رضوانم شوخی؟
-راست میگم
-خندیدم بلاک کن نکنه
چون از محمد گفتم دلت برام سوخته؟
-نه
فک میکردم تازه اولشه
ولی
دو ساعت بعد همه چی تموم شد
اولین کسی بودی که عاشقش بودم عاشقم بود

ادامه مطلب  

شریعت.ی !  

کلاس دوشنبه های این ترم هم تموم شد !
استرس زا ترین کلاس و در عین حال بهترین کلاس بود ..
استرس زا چون استاد گیر میداد که بخونیم و بهترین کلاس چون استادش
بهترین بود .. خیلی چیزها یاد گرفتم ازش !
توو این ترم تنها این 2 ساعتی که سر کلاسش بودم فارغ از هر فکری منفی بودم و
فقط به پیشرفت فکر میکردم !
شاید سال ها بعد یادم نباشه تیپ و قیافه این استاد چه جوری بود اما ،
همیشه طرز فکرش و حرف هاش توو خاطرم میمونه !
یک انسان ، یک دانشمند به معنی واقعی ..
ازش انسان بود

ادامه مطلب  

01  

از دور دیدنش. دلم هوری ريخت. داشتم از خوشحالی بال در میاوردم ولی حیف. 
 
خودش و زد به اون راه. داشت مثلا با موبایلش بازی میكرد و من و ندید.
 
یه چند قدم اونورتر كه رفت رو به دوستم كه كنار من ایستاده بود كرد و بهش سلام كرد. من همونجوری رو به یه نقطه ی رو به روم خیره شده بودم و مثلا هیچ اهمیت ندادم. دلم میخواست اون لحظه با صدای بلند گریه كنم.
 
 یعنی اینقدر از من متنفری؟ 
 
حالم ازت بهم میخوره لعنتی!!!! 
 
23/8/18 2:13PM

ادامه مطلب  

سخنان کوتاه از پایولو کویلیو  

آدم ها دنیا را به همان صورتی می بینند که دوست دارند باشد، و نه به آن صورتی که هست.    پائولو كوئلیو
 آن چه بوده است همان است که خواهد بود و آن چه شده است همان است که خواهد شد و زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست.    پائولو كوئلیو
 آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.     پائولو كوئلیو
 آن که خود را سرشار از تقوا بداند ، فلج می شود . آن که خود را سرشار از گناه بداند نیز فلج می ش

ادامه مطلب  

 

بیچاره کاری ندشات فقط کامنت میذاشت یعنی من طرفیت یک کامنت هم ندارم
نفسی دیشب گفت تموم شد فکنم بخاطر همون بود 
ولی عجیب احساس راحتی نمیکردما...معذب بودم چرا اینطوری ام من 
بیخیال شاید تو بروز شده ها هم دیگه نخام برم 
مهم خودمم و داشتن نفسی
بعدش زالو رو تنم بودا تو خاب..
راستی حسین دیشب گفت تو باید عروسی کنی
یعنی منو درگیر و نوکر خودش کرد با این حرف دوس دارم ازین حرفای شیرین
الان دارم احساس راحتی میکنم تند تند مینویسم اونجا دو ساعت باید فک میکرد

ادامه مطلب  

خیلی خستم  

حالم از این بابای نفهمم بهم می خوره.............
عصبانیم ...
دلم می خواد خودمو خفه کنم از دست این بابای نادونم...جالبه که فک می کنه خیلی هم فهمیدست ...هه
خاک بر سرت با این فهمیده بودنت ... اگه همه ی فهمیده ها مسه تو باشن که ریده میشه توی زندگی همه...
خدایااااااااااااااااااااااااااا خیلی مراعات می کنم تا جوابشو ندم ...
خدایا ااااااااااااااااااااااا خسته شدم ازش...
ازش متنفرم...متنفررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
جز جزعه رفتارا

ادامه مطلب  

 

چرا یه گوشه دپرس طوری میشینم و با بقیه گرم نمیگیرم چرا انقدر با همه گرم میگیرم و یه گوشه دپرس طوری نمیشینم چرا واسه اشنا خوب بلبل زبونی میکنم چرا واسه ی غریبه لال مونی میگیرم چرا اهنگ شاد گوش میکنم مگه عزادارٍ رفتنش نیستم چرا اهنگ غمگین گوش میدم مگه عروسی دختر همسایه نیست چرا همش تلگرام رفت و امد میکنم چرا انقدر عکس پروف عوض میکنم چرا انقدر عکس پروف میزنم چرا اصلا عکس پروف نمیزنم چرا لست سین ریسنتلیم چرا چندوخته انلاین نیستم چرا همش انلا

ادامه مطلب  

کنارم بنشین  

خواستم لج کنمبهونه بگیرم و غر بزنم، خواستم از تموم دنیا ایراد بگیرممی خواستم یه جوری این دلتنگی بی صاحب رو حالیت کنمآدم دلتنگ خیلی بی پناه میشهمثل منمثل خود تومن فقط خواستم بگم دلتنگی یه بغضی داره که هرکار هم کنی از بین نمیرهلعنتی تا نیای و نشینی جلومحال دلم خوب نمیشه...باید بیایباید باشیباید بمونیباور کن دلتنگی می تونه آدم رو پیر کنهاونقد قوی که تو فکرش رو هم نمی کنیحالا برای رفعشبیا و کنارم بشین...!!
فائزه شبانی

ادامه مطلب  

یه هم دل  

سلام...
میدونید؟ من زیاد اهل صاف و پوسکنده نوشتن نیستم!
تو لفافه حرف میزنم که کسی هم که تو باغ نیس نفهمه چی میگم!
اما امروز یه دوست اومد رفتم وبلاگشو دیدم!
آدم رکیه برعکسه من !
و حرفایی که من نمیدونستم چجوری بپیچونم و بنویسم و خیلی راحت نوشته!
یه لحظه با خوندنش فکر کردم خودمم که نوشتم! حتما ببینید وبلاگشو!
http://hanoznafasmikesham19.blogfa.com/

ادامه مطلب  

 

بازهم من باز هم نوشتن وبازهم موضوع دل شکستن 
 
مگر دل من چقدر تحمل دارد ک در روز بیش از ۱۰بار شکسته میشود ،من دیگر ان ادم سابق نمیشوم خدالعنت کند باعث وبانی غمم را هروقت درخیابان دونفر رامیبینم یاد انها میفتم وگریه ام میگیرد طوری ک تا خانه اشک میریزم چرا نباید یاد خودمان بی افتم چرا نباید من از کل دنیا فقط تورا داشته باشم سخت است سکوت کردن وقتی ک دلت اوار میشود سرت وفریاد میکشد ودر دهنش را میگیری که مبادا چیزی بگوید ک دیگر درست نشود سخت است خی

ادامه مطلب  

جام جم  

اصن به شما ربطی نداره این موضوع!
.
.
.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
من هروقت میخام با پدرم بحثم بشه یاد فیلم قاضی میفتم که پسرش که وکیل بود و پدره قاضی
پسر: مامان کجاست؟فکر میکنی جای دیگه‌ای وجود داره بعد از مرگ؟
پدر: داری ازم میپرسی که به خدا اعتقاد دارم؟پسر: داری؟؟
پدر: من 72 سالمه با سرطان مرحله‌ی 4 .. من چه انتخابی دارم؟
 
واقعا راس میگه! چه انتخابی داره..  منم نباید بحث کنم..اونم دیگه سنش..
بماند که جوون بود مردم آز

ادامه مطلب  

 

 
در جمع های مختلف گاهی چنین سوالی مطرح میشد ..؛
عشقت پیشت نباشه سخته یا اینکه پیش کسی دیگه باشه؟!
شاید در نگاه اول سوال یجوری بود ...اما هر کس با هر سنی در ضمیرش فکر میکرد ..
تموم افراد جمع همیشه میگفتن خببب اینکه با کسی دیگه باشه ...
و من همیشه سکوت میکردم ....
الان با یققین میتونم بگم عشق همه ی اون ادم ها "ناخالصی داشت "
ناخالصی از جنس حسادت ....طمع ...خودخواهی .... در بند کشیدن ادم ها ....
امشب با یققین میگم "سخت وقتی که نباشه !
.........
مهم نیست اصلا با کسی دی

ادامه مطلب  

 

دیشب خیلی نگرانش شدم .
حس خیلی بدی بود . دستام میلرزید ، در حدی شد که با اینکه همه خونه بودن و خواب ، تو اتاقم سیگار روشن کردم بدون اینکه مهم باشه برام کسی متوجه میشه یانه . چون دیشب مهم ترین چیز این بود که بی تا حالش خوبه یا نه . نگران اینکه داره چیکار میکنه نشدم ، نگران این شدم که یه وقت مشکلی براش پیش نیومده باشه یا اتفاقی نیفتاده باشه .
ولی یه "عزیزم" گفتنش موقع خواب انگار یه مسکن بود برای همه این نگرانیا . 
امروز دوست داشتم با هم بودیم ، 2 تایی آ

ادامه مطلب  

یادش به خیر  

بدون شک همه بزرگترها خاطرات ریز و درشتی از زمان کودکی خود دارند که یاد آوری آن حس خوبی برایشان ایجاد می کند که فقط با جملۀ یادش بخیر می توانند احساس خودشان را بروز دهند. با ما همراه باشید تا با خواندن چند جمله خاطرات زمان های قدیم برایتان مرور شود.
 
شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …انقد که من از کفشم لذت میبر

ادامه مطلب  

 

دیگه هیچ وقت هیشکیو تودلم راه نمیدم غیر از امیر جونم حتی رحیمم از دلم رفته اون دیروز توشب نشینی حرفایی تو خونه دوستش زد که من خراب شدم یعنی هیچ شدم واینطوری شد که اوني که دیوانه وار عاشقش بودم هم ازم فاصله گرفت همون کسی که اون حرفارو میزد ودلمو می برد گفت که عشق تاریخ دارد باشه قبول کردم تاریخ دارد اما مثل همیشه نتونستم بگم پس چرا حالا که کار از گذشته پی بردی من نمیتونم خودمو ببخشم باورم نمیشه تواین سن فریب خوردم لعنت بر هرچی سادگی ونیرنگ رحی

ادامه مطلب  

روزهای سخت  

خیلی سخته کسی رو که باهمه وجودت دوسش داری و هر لحظه واسه خوشبختیش دعا میکنی بگه بدبیاریام از آه دل ونفرین توعه اره خیلی سخته فکر کنه راضی به خوشحالیش نیستی فکر کنه غمگین بودنش شادت میکنه فقط آدمای پست از نگرانی دیگران شاد میشن دلم خیلی گرفته و اشکم دمه مشکمه نمیدونم چرا.دلم خیلی غم داره ولی خب میگذره.
یه احساس ته دلم میگه عقب افتادم میگه جا موندم از شهادت جاموندم یه پله واسه رشد واسه تکامل که من از دستش دادم شاید این روزها بزرگترین آرزوم شهاد

ادامه مطلب  

شعر زندگانی.  

•فکرم همه‌جا هست، ولی پیشِ خدا نیست            سجادۀ زَردوز که محرابِ دعا نیست
•گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟                   اندیشه سَیّالِ من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!
•از شدّتِ اِخلاصِ من عالَم شده حیران                  تعریف نباشد، ابداً قصدِ ریا نیست!
•از کمّیتِ کار که هر روز سه وعده                        از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
•یک‌ ذرّه فقط کُندتر از سرعتِ نور است                  هر رکعتِ من حائزِ عنوان جهانی‌ست!
•این سجدۀ سهو است؟

ادامه مطلب  

 

بیا واسه تو قصه بگماز این دله شکسته بگمبزار بدونی چی کشیدمبزار بگم از اون غریبه ای که با تو دیدمبزار بدونی خاله منونباشی بیخیال منوبزار بدونی خیس چشامبزار بدونی از این همه دیوونگی چی میخوام
 
متن اهنگ یادم باشی مرتضی پاشایی
بیا واسه تو قصه بگماز این دله شکسته بگمبزار بدونی چی کشیدمبزار بگم از اون غریبه ای که با تو دیدمبزار بدونی خاله منونباشی بیخیال منوبزار بدونی خیس چشامبزار بدونی از این همه دیوونگی چی میخوامچی میخوامنه دلیلی داشتی نه ح

ادامه مطلب  

تغییر شاید نام دیگر زندگی باشد...  

نمی خواهم بگویم همه دردها فراموش می شودنمی خواهم بگویم حتما زمان کسی که امروز دوست داری                                           را از یادت می بردنمی خواهم بگویم کسی که امروز کنار توست دو سال بعد می رود خواستم بگویم تغییر شاید نام دیگر زندگی باشد،                               خواستم بگویم:                                    بس کن،دست بردار از این که فکر کنی همه چیز را باید تو درست کنی،دست بردار از این که فکر کنی   همیشه تو مدیر ز

ادامه مطلب  

یکم دی، هشت سال بعد!  

ما هنوز هستیم...
درود بر شما. من خودم به شش ماه اول سال علاقه بیشتری دارم، اما این به اون معنا نیست که تو شش ماه دوم هیچ اتفاق خوبی نیفته. یکی از اتفاقات خوب فصل سرما برای من، راه افتادن این وبلاگ کوچولو بود که یکم دی‌ماه 87 اتفاق افتاد. امروز تو یکم دی‌ماه 95 هستیم؛ این یعنی «یک مشت یادداشت» با همین اسم و قالب ساده‌ش، هشت سالش رو تموم کرده و می‌ره تو 9 سال! می‌دونم که الان دیگه با این همه وسیله ارتباط جمعی مخوف کمتر کسی وب می‌نویسه و می‌خونه؛ ام

ادامه مطلب  

آهنگ پیله  

 
 
درود خدمت همه ی دوستان
شرمنده که یک مدت طولانی نبودم
همینطور که در پست قبلیم گفتم، کارها رو
به صورت استدیویی داریم پیش میبریم ،و تقریبا حرفه ای...
کار پایانی این فصل تموم شد، و در
چنل تلگرام بنده منتشر شد، و خیلی از دوستان
عزیزم کمک کردن ،و پخشش خوب بود، و به دست خیلی ها رسید.
حالا پس از مدت ها وقت کردم تا تو وبلاگم هم پست
بذارم، و از دوستان عزیزم ک همیشه حمایت میکنند
خوهشمندم باز هم بنده رو حمایت کنند، چه با ساخت
وبلاگ و چه پخش آهنگ به هر

ادامه مطلب  

آه  

گاهی وقتا دلت میگیره
از اوني که خیلی دوسش داری که اونم خیلی دوستت داره اما نمیدونه تو براش میمیری
ولی اون اذیتت میکنی  حتی ناخواسته
برای همین تصمیم میگیری که ازش دوری کنی با تمام عشقی که بهش داری
ازش جدا شی 
و کلی گریه  وبغض بشه همدم تنهاییهات
اون تنها کسی هست که اینقدر دوسش داری اینجوری اذیتت میکنه دیگه وای به حال غریبه هااااا
 
 

ادامه مطلب  

 

پِدرو یک پسر خیلی خودمانی و راحت بود، که تبدیل به یکی از دلایلی شد که حالا مسافرت من به پرتغال یک خاطره خوب است. از همان اول انگار صد سال بود که دوست بودیم. با خودش و دوست هایش نشستیم به چای و گپ و موسیقی و بیلیز. به حرف زدن راجع به پرتغال و ایران و اسراییل و گربه ی سیاهش و هوا و غیره. یک تپه ریش داشت و یک هوا چاق بود. من را یاد دوست ایرلندی ام می انداخت. در عین سر حالی، آدم غمگینی بود. انگار یک فازِ «دیگر همه چیز این دنیا به تخمم» برداشته بود. روز دوم

ادامه مطلب  

جالب‌ترین روش‌های تقلب دانشجویان در جلسه امتحان +تصاویر  

رایج ترین روش برای بردن تقلب سر جلسه امتحان، نوشتن پاسخ های احتمالی روی برگه های بسیار ریز و قرار دادن آنها زیر برگه امتحان است. اما شاید برایتان جالب باشد بدانید که برخی از محصلان روش های بسیار عجیب و مبتکرانه ای برای این کار دارند. مثلا فرض کنید، یک دانشجوی خلاق و البته تنبل برای گرفتن نمره قبولی همه فکر خود را به کار بسته و پاسخ ها را تایپ کرده و آنها را روی برچسب آب معدنی چاپ کرده تا بتواند در راحت ترین حالت ممکن، تقلب کند.خلاقیت های تصویر

ادامه مطلب  

حال‌نوشت -۲-  

روی سرامیک‌های مشکی و خاکستری خیابان راه می‌روم و به تو فکر می‌کنم؛ به این که این کلیشه‌ای‌ترین جمله‌ی ممکن برای شروع یک نوشته است که می‌تواند از سرم بگذرد. مغزم سفید است، سفید سفید. پرت می‌شوم به روزهای دبیرستان و زنگ‌های انشا و آن نوشته و یادداشت «معلم» و منی که در آسمان‌ها بودم و اویی که نمی‌دانم کجا بود و هنوز هم. خواب دیشب یادم می‌آید و حال صبح، که به قول دوستی اخم خاصی کرده بودم، بدتر از همیشه، که خنده‌ای کردم و گفتم خوب نخوابیدم

ادامه مطلب  

گیوه دوزی  

گیو دوزی درمهریز
 
گیوه بافی یکی از قدیمی ترین صنایع دستی استان یزد است که در گذشته در تفت، مهریز، نی، بهاباد، بغداد آباد، روستای هنزا ومهریز رواج داشته است و اینک کم وبیش در شهرستان مهریز این صنعت متداول است.
مواد اولیه گیوه بافی؛ پارچه نخی، نخ تابیده شده، کتیرا، جوهر نیل که در چهار مرحله چرم‌سازی، رویه‌بافی، تخت‌کشی و گیوه‌ دوزی خلاصه می‌شود.
 
 
گیوه پاافزار ی سبک، مقاوم برای کارزیاد وپیاده روی مردان بسیار راحت و مناسب بود، علاوه بر

ادامه مطلب  

فرصت کم ، خرده مجالی دارم  

 
این همه دوست ِ آمریکایی دارم
ساکن ِ تگزاس و هاوایی دارم
واشنگتن و ال-ای و یا ؛ میامی
صاحب ِکار ؛ باشغل عالی دارم
هر یکیشون ساکن ِ خونه ای شیک
دارا و توپ ! با وضع مالی دارم
وقتی میگم توو لاتاری چی بگم؟
میگن :
- نگی که قصد ِ یاری دارم ؟؟؟
- تکیه به زانو هات بکن همیشه !
روو شونه هات ؛ بار زیادی  دارم؟
خدا رو شکر نون رو هنوز میشه خورد
بی ام و نه ؛ فرغون ِ باری دارم
دلبر ِ خوش زبون ؛ رسید تا به من
دیدم چو مار؛ خوش خط و خالی دارم
توو غربتم ؛ اگه برم همینه

ادامه مطلب  

فاطمه ناراحته:(  

اینقدر اعصابم خورده که به بغض اومده در گلوم حتی غذا هم می خورم انگار دارم زهره مار می خورم...
خدایا دمت گرم ...تو تلاشتو کردی میدونم مشکل از بابای منه...اخه الکیم که نمی شه معجزه کرد باید بندتم فهمیده باشه که بابای احمق من از اولم نبود...
خدایا دیگه دلم روشن نیس...ن که نا امید باشما ن فقط دیگه خسته شدم از الکی خوش نشون دادن خودم...
خدایا دنیات اینقدر برام تنگه که گاهی حس می کنم اضافیم......
خدایا این روزا حالت خنثی دارم ن خوشحالم ن ناراحت حتی از لجبازی ک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1