تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

تقدیر وقسمت  

شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده ی تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟
در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده در اوج جوانی، با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟
شده آزاد و رها باشی و تا عمق وجود
رام و تسخیر کسی باشی و قسمت نشود؟
می شود با همه ی ریشه و رگهای تنت 
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟
#داریوش_کشاورز

ادامه مطلب  

خُودمُ و خُودم  

بنام خداسلام این دوره رو اصلا دوسندارم با اینکه دور و برمون شلوغه تلگرام هست و...ولی خیلی تنهایم خیلی ...همیشه فک میکردم نزدیکترین دوستم همیشه باهامه ولی چند وقته ک بهم ثابت شده رو هیچ دوستی نميشه حساب کرد ...فقط باید رو خودت حساب کنی فقط خودت.‌‌..از الان برنامه ریزی کردم واسه ارشد برم اصفهان زیاد اصفهان نرفتم تاحالا فامیلیم نداریم اونجا ولی یه حسه کشش خاصی به این شهر دارم این شهر خیلی منو به خودش جذب میکنه نمیدونم چرا انقد دوسشدارم و چرا ان

ادامه مطلب  

خُودمُ و خُودم  

بنام خداسلام این دوره رو اصلا دوسندارم با اینکه دور و برمون شلوغه تلگرام هست و...ولی خیلی تنهایم خیلی ...همیشه فک میکردم نزدیکترین دوستم همیشه باهامه ولی چند وقته ک بهم ثابت شده رو هیچ دوستی نميشه حساب کرد ...فقط باید رو خودت حساب کنی فقط خودت.‌‌..از الان برنامه ریزی کردم واسه ارشد برم اصفهان زیاد اصفهان نرفتم تاحالا فامیلیم نداریم اونجا ولی یه حسه کشش خاصی به این شهر دارم این شهر خیلی منو به خودش جذب میکنه نمیدونم چرا انقد دوسشدارم و چرا ان

ادامه مطلب  

حریمِ سلطان....  

ما همه تو کشور غریبیم....حتی اگرم نبودیم من وظیفه خودم میدونم به هر کس دست نیازی به سمتم دراز میکنه کمک کنم....
اما نمیفهمم مرز بین خوب بودن و خر بودن کجاست....
تا کجا باید به دیگران کمک کنم و کی به فکر وقت و جسم و سلامت خودم باشم....
تا کجا سوال پرسیدن دیگران رو بذارم به حساب نیازمند بودنشون و مراوده اجتماعی و از کجا طرف رو بلاک کنم بره رد کارش....
تا کجا اصطلاحات سرشار از احترام دیگران رو بذاریم به حساب مودب بودنشون و از کجا بذاریم به حساب زیادی زرنگ

ادامه مطلب  

تسویه حساب....  

نیاری به چرتکه انداختن نیست 
روزگارم را میگویم 
بند بند بغض های استخوان دارم را 
ک حساب کنی 
به صورت حسابی سنگین
از لبخند های نداشته م
از سالیان سکوت میرسی 
بقیه ش را هم میشود 
با حوصله از پرتگاه زندگی پرت کرد  
چوب خط بدهکاریم 
به تو ...به خودم 
 سر به فلک کشید

ادامه مطلب  

تسویه حساب....  

نیاری به چرتکه انداختن نیست 
روزگارم را میگویم 
بند بند بغض های استخوان دارم را 
ک حساب کنی 
به صورت حسابی سنگین
از لبخند های نداشته م
از سالیان سکوت میرسی 
بقیه ش را هم میشود 
با حوصله از پرتگاه زندگی پرت کرد  
چوب خط بدهکاریم 
به تو ...به خودم 
 سر به فلک کشید

ادامه مطلب  

تسویه حساب....  

نیاری به چرتکه انداختن نیست 
روزگارم را میگویم 
بند بند بغض های استخوان دارم را 
ک حساب کنی 
به صورت حسابی سنگین
از لبخند های نداشته م
از سالیان سکوت میرسی 
بقیه ش را هم میشود 
با حوصله از پرتگاه زندگی پرت کرد  
چوب خط بدهکاریم 
به تو ...به خودم 
 سر به فلک کشید

ادامه مطلب  

20  

قسمت اول شهرزاد را که دیدم به محسن گفتم بزرگ آقا چقدر وجنات و سیاستش ، وجنات و سیاست آقا بزرگ است! حتی خیلی کمتر از آقا بزرگ.راستش من هیچ جای سریال بزرگ آقا را آدم بد داستان حساب نکردم.گفته بودم خوشحالم که روزگار آقابزرگ را جایی ننشاند که مقام و منسب دستش را آلوده کند. همینطور که یقه اش را صاف میکرد گفت " چی میگی هایدا!! آقا بزرگ چه خدمت ها که میتوانست و نکرد. و زیر لب با تاسف گفت وسط یک عده بیسواد گیر کرده بود.نمیدانم چه اندازه با این حرف موافق

ادامه مطلب  

20  

قسمت اول شهرزاد را که دیدم به محسن گفتم بزرگ آقا چقدر وجنات و سیاستش ، وجنات و سیاست آقا بزرگ است! حتی خیلی کمتر از آقا بزرگ.راستش من هیچ جای سریال بزرگ آقا را آدم بد داستان حساب نکردم.گفته بودم خوشحالم که روزگار آقابزرگ را جایی ننشاند که مقام و منسب دستش را آلوده کند. همینطور که یقه اش را صاف میکرد گفت " چی میگی هایدا!! آقا بزرگ چه خدمت ها که میتوانست و نکرد. و زیر لب با تاسف گفت وسط یک عده بیسواد گیر کرده بود.نمیدانم چه اندازه با این حرف موافق

ادامه مطلب  

20  

قسمت اول شهرزاد را که دیدم به محسن گفتم بزرگ آقا چقدر وجنات و سیاستش ، وجنات و سیاست آقا بزرگ است! حتی خیلی کمتر از آقا بزرگ.راستش من هیچ جای سریال بزرگ آقا را آدم بد داستان حساب نکردم.گفته بودم خوشحالم که روزگار آقابزرگ را جایی ننشاند که مقام و منسب دستش را آلوده کند. همینطور که یقه اش را صاف میکرد گفت " چی میگی هایدا!! آقا بزرگ چه خدمت ها که میتوانست و نکرد. و زیر لب با تاسف گفت وسط یک عده بیسواد گیر کرده بود.نمیدانم چه اندازه با این حرف موافق

ادامه مطلب  

20  

قسمت اول شهرزاد را که دیدم به محسن گفتم بزرگ آقا چقدر وجنات و سیاستش ، وجنات و سیاست آقا بزرگ است! حتی خیلی کمتر از آقا بزرگ.راستش من هیچ جای سریال بزرگ آقا را آدم بد داستان حساب نکردم.گفته بودم خوشحالم که روزگار آقابزرگ را جایی ننشاند که مقام و منسب دستش را آلوده کند. همینطور که یقه اش را صاف میکرد گفت " چی میگی هایدا!! آقا بزرگ چه خدمت ها که میتوانست و نکرد. و زیر لب با تاسف گفت وسط یک عده بیسواد گیر کرده بود.نمیدانم چه اندازه با این حرف موافق

ادامه مطلب  

20  

قسمت اول شهرزاد را که دیدم به محسن گفتم بزرگ آقا چقدر وجنات و سیاستش ، وجنات و سیاست آقا بزرگ است! حتی خیلی کمتر از آقا بزرگ.راستش من هیچ جای سریال بزرگ آقا را آدم بد داستان حساب نکردم.گفته بودم خوشحالم که روزگار آقابزرگ را جایی ننشاند که مقام و منسب دستش را آلوده کند. همینطور که یقه اش را صاف میکرد گفت " چی میگی هایدا!! آقا بزرگ چه خدمت ها که میتوانست و نکرد. و زیر لب با تاسف گفت وسط یک عده بیسواد گیر کرده بود.نمیدانم چه اندازه با این حرف موافق

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

121 زندگی درد قشنگی ست که جریان دارد :)  

از مضرات نزدیک بودن روز پزشک و روز تولد آدمی اینه که یه کادو بیشتر نمیگیری! سرو تهشو با یه جشن هم میارن دیگه بعله! یادمه موقع انتخاب رشته هم دچار یه بحران اساسی شده بودم :دی بابا نظرش رو داروسازی بود و من فقط به پزشکی فکر میکردم اما گهگاه با خودم فک میکردم 4شهریور که تولدم باشه به پنجم، روز داروسازی نزدیکتره تا یکم روز پزشک! با این حساب نکنه تقدیر من اینه که دارو برم؟!نکنه تو اون رشته بهتر باشم؟! خل شده بودم اساسی :)))
از یک ماه آفی که دارم دوروزش گ

ادامه مطلب  

لحظه‌نگار - فاقد ارزش‌ خوانش  

نمی‌دونم این حالت تهوع فجیع چرا رفع نميشه. هرکاری تونستم کردم اما انگارنه‌انگار. نسبت به دیروز آروم‌ترم اما بازم تمرکز ندارم. میدونم قرار نیست حساب کنم، میدونم و تجربه کردم اینا هیچ ربطی به معادلات نداره. اما ویژگی انسانه، یادش میره..

ادامه مطلب  

لحظه‌نگار - فاقد ارزش‌ خوانش  

نمی‌دونم این حالت تهوع فجیع چرا رفع نميشه. هرکاری تونستم کردم اما انگارنه‌انگار. نسبت به دیروز آروم‌ترم اما بازم تمرکز ندارم. میدونم قرار نیست حساب کنم، میدونم و تجربه کردم اینا هیچ ربطی به معادلات نداره. اما ویژگی انسانه، یادش میره..

ادامه مطلب  

لحظه‌نگار - فاقد ارزش‌ خوانش  

نمی‌دونم این حالت تهوع فجیع چرا رفع نميشه. هرکاری تونستم کردم اما انگارنه‌انگار. نسبت به دیروز آروم‌ترم اما بازم تمرکز ندارم. میدونم قرار نیست حساب کنم، میدونم و تجربه کردم اینا هیچ ربطی به معادلات نداره. اما ویژگی انسانه، یادش میره..

ادامه مطلب  

حذف بی دلیل حساب های کاربری اینستاگرام  

سیناپرس: اختلالی در اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد بدون هیچ دلیلی حذف شوند.

به گزارش سیناپرس به نقل از
خبرگزاری مهر، اختلالی در سیستم اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد
در سراسر جهان بدون هیچ دلیلی حذف شوند.
کاربران با پیام «مشکل» در صفحه
اینستاگرام خود روبرو می شوند. در این پیام نوشته شده: حساب کاربری شما به
دلیل نقض قوانین ما غیرفعال شده است.
 اینستاگرم اعلام کرده مشغول حل این مشکل
در سریع ترین زمان ممکن است. این درحالی

ادامه مطلب  

حذف بی دلیل حساب های کاربری اینستاگرام  

سیناپرس: اختلالی در اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد بدون هیچ دلیلی حذف شوند.

به گزارش سیناپرس به نقل از
خبرگزاری مهر، اختلالی در سیستم اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد
در سراسر جهان بدون هیچ دلیلی حذف شوند.
کاربران با پیام «مشکل» در صفحه
اینستاگرام خود روبرو می شوند. در این پیام نوشته شده: حساب کاربری شما به
دلیل نقض قوانین ما غیرفعال شده است.
 اینستاگرم اعلام کرده مشغول حل این مشکل
در سریع ترین زمان ممکن است. این درحالی

ادامه مطلب  

حذف بی دلیل حساب های کاربری اینستاگرام  

سیناپرس: اختلالی در اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد بدون هیچ دلیلی حذف شوند.

به گزارش سیناپرس به نقل از
خبرگزاری مهر، اختلالی در سیستم اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد
در سراسر جهان بدون هیچ دلیلی حذف شوند.
کاربران با پیام «مشکل» در صفحه
اینستاگرام خود روبرو می شوند. در این پیام نوشته شده: حساب کاربری شما به
دلیل نقض قوانین ما غیرفعال شده است.
 اینستاگرم اعلام کرده مشغول حل این مشکل
در سریع ترین زمان ممکن است. این درحالی

ادامه مطلب  

حذف بی دلیل حساب های کاربری اینستاگرام  

سیناپرس: اختلالی در اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد بدون هیچ دلیلی حذف شوند.

به گزارش سیناپرس به نقل از
خبرگزاری مهر، اختلالی در سیستم اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد
در سراسر جهان بدون هیچ دلیلی حذف شوند.
کاربران با پیام «مشکل» در صفحه
اینستاگرام خود روبرو می شوند. در این پیام نوشته شده: حساب کاربری شما به
دلیل نقض قوانین ما غیرفعال شده است.
 اینستاگرم اعلام کرده مشغول حل این مشکل
در سریع ترین زمان ممکن است. این درحالی

ادامه مطلب  

حذف بی دلیل حساب های کاربری اینستاگرام  

سیناپرس: اختلالی در اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد بدون هیچ دلیلی حذف شوند.

به گزارش سیناپرس به نقل از
خبرگزاری مهر، اختلالی در سیستم اینستاگرام سبب شده حساب های کاربری افراد
در سراسر جهان بدون هیچ دلیلی حذف شوند.
کاربران با پیام «مشکل» در صفحه
اینستاگرام خود روبرو می شوند. در این پیام نوشته شده: حساب کاربری شما به
دلیل نقض قوانین ما غیرفعال شده است.
 اینستاگرم اعلام کرده مشغول حل این مشکل
در سریع ترین زمان ممکن است. این درحالی

ادامه مطلب  

شاید اونجوری بهتر بودم!  

من اگه پسر بودم قطعاً سیبیل -حالا با ریش یا بی ریش- میذاشتم، اول صبح و آخر شب سیگار میکشیدم، هرگز باشگاه نمیرفتم و سعی میکردم هر کار بدی رو لااقل یه بار تجربه کنم!
ولی چون پسر نیستم و چون شکر خدای عز و جل دو جنسه هم نیستم و خب فقط میتونم دختر باشم با این حساب، پس فقط هم میتونم هرگز باشگاه نرم با همین حساب!
چون سیبیل و ریش و اینا که هیچی‌. سیگارم که تو اون تایما هیچی. اون کاراییم که اگه پسر بودم میخواستم انجام بدم بازم هیچی. چقدرم حیف اصن. 

ادامه مطلب  

شاید اونجوری بهتر بودم!  

من اگه پسر بودم قطعاً سیبیل -حالا با ریش یا بی ریش- میذاشتم، اول صبح و آخر شب سیگار میکشیدم، هرگز باشگاه نمیرفتم و سعی میکردم هر کار بدی رو لااقل یه بار تجربه کنم!
ولی چون پسر نیستم و چون شکر خدای عز و جل دو جنسه هم نیستم و خب فقط میتونم دختر باشم با این حساب، پس فقط هم میتونم هرگز باشگاه نرم با همین حساب!
چون سیبیل و ریش و اینا که هیچی‌. سیگارم که تو اون تایما هیچی. اون کاراییم که اگه پسر بودم میخواستم انجام بدم بازم هیچی. چقدرم حیف اصن. 

ادامه مطلب  

آموزش CMake - قسمت اول  

بالاخره طبق قولی که مدت ها پیش داده بودم میخواهم آموزش CMake را شروع کنم. در اولین قسمت این آموزش با مقدمات کار اشنا میشوید و یک پروژه ساده را با CMake میسازید.
در قسمت های بعدی روند کار کمی با کیوت در می آمیزد و پس از پایان این آموزش ها به سراغ ترکیب Qt و QML میرویم.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

آموزش CMake - قسمت اول  

بالاخره طبق قولی که مدت ها پیش داده بودم میخواهم آموزش CMake را شروع کنم. در اولین قسمت این آموزش با مقدمات کار اشنا میشوید و یک پروژه ساده را با CMake میسازید.
در قسمت های بعدی روند کار کمی با کیوت در می آمیزد و پس از پایان این آموزش ها به سراغ ترکیب Qt و QML میرویم.
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

خروج ناخودآگاه کاربران اینستاگرام از حساب کاربری خود  

خروج ناخودآگاه کاربران اینستاگرام از حساب کاربری خود

چهارشنبه مورخ 28 تیر ماه 1396 به یک باره بسیاری از کاربران
اینستاگرام بصورت کاملا ناخوادآگاه از حساب کاربری خود به توسط خودِ
اینستاگرام خارج شدند(بیرون انداخته شدند).
بعضی از کاربران براحتی با تعویض رمز عبور توانستند وارد حساب کاربری
خود شوند. اما بسیاری دیگر با مشکلات اساسی مواجه شدند. بسیاری از کاربران
ایمیل قید شده هنگام ثبت را فراموش کرده بودند، و یا پسوورد آن را نمی
یافتند. بنا

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

زودتر  

از صبح بی حال م دل و دماغ درست درمونی نداشتم با نیم ساعت تاخیر هم رفتم سرکار ظهر ساعت چهار زنگ زده به حبیب که من میخام برم میگه صبح که دیر اومدی الان هم زود داری میری؟ بمون ساعت چهار و نیم برو! من چهار و نیم اومدم خونه آقا تایم کاری اینجوری از ساعت هشت و نیم صبح تا پنج و نیم البته من بعضی روزها دیرتر میرم و بیشتر از روزها دیرتر میام، روزی نیم ساعت هم ناهار که حساب نميشه بدون بیمه

ادامه مطلب  

کتاب هزارگوهر کلمات گهربار مولاعلی ع - حدیث شماره492  

مولاعلی ع 492 «شَیئانِ لا یَعرِفِ قَدرُهُما اِلّا مَن سَلبِهُما اَلغِنى وَ القُدرَةُ» هیچ کس قدر دو چیز را نمى‏ داند مگر کسى که آنها را از دست بدهد، توانگرى و توانائى.    نداند کسى قدر و ارج دو چیز    بود قدرت و بى‏ نیازى است نیز جز آن کس که روزى شود ناتوان‏ کند او ز فقر و ندارى فغان‏= کتاب هزارگوهرسیدعطاء الله مجدی=گردآوری : م. الف زائر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1