رمان ایرانی تقاص این روز ها  

رمان ایرانی تقاص این روز ها.......( عاشقانه و باز هم از نظر من چرت و پرته رمان فقط اساطیری)
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghase%20In%20Rozha%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون

ادامه مطلب  

لاکچری ترین شرایط!  

کاملا معلومه دیگه کارم زیاده و برای همین تمایل به پست گذاشتن دارم؟ یا بازم پست بذارم تا بفهمید:)))
از لاکچری ترین قسمت های زندگی تو شهر غریب اینه که خانوادت بیان دیدنت:) حالا اگه چند روزم بمونن که دیگه چه عالی!
دوستم ((میم )) ساعت ۵ونیم که کلاس تموم شده میگه برو خونتون دیگه، دیر وقته! میگم بابام قراره بیاد دنبالم! میگه، چه لاکچرکی! منم قراره مامانم بیاد دنبالم:))) ... (خانواده میم اینا به خاطر اون امسال اومدن این شهر و خونه گرفتن:)). 
خلاصه که الان که ت

ادامه مطلب  

بلندی های بادگیر  

بلندی‌های بادگیر اولین و تنها رمان امیلی برونته است. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود
این رمان داستان عشق آتشین ولی مشکل‌دار میان هیث کلیف و کترین ارنشاو است.*و این‌که این عشق نافرجام چگونه سرانجام این دو عاشق و بسیاری از اطرافیانشان را به نابودی می‌کشاند. هیث کلیف کولی‌زاده‌ای است که موفق به ازدواج با کاترین نمی‌شود و پس از مرگ کاترین به انتقام‌گی

ادامه مطلب  

235  

والا نمیدونم مشكل از منِ كه بد میفهمم ، یا مشكل از اونِ كه نوشته هاش پاورقی نداره !
+ عصر سعیده اومد دنبالم كه بریم نمایشگاهِ گل و گیاه ...
بعدشم رفتیم لباس راحتی خریدیم

ادامه مطلب  

رمان تعقیب سایه ها  

دانلود رمان تعقیب سایه ها
دانلود رمان تعقیب سایه ها . کل فلیپس، افسر پلیس لس آنجلس، در اولین ماموریت کاری متوجه
وجود باند خلافکاری در سطح شهر می‌شود؛ اما چون کسی حرف او را باور نمی‌کند، مجبور
می‌شود به تنهایی برای نابودی این باند تلاش کند و در این راه چیز‌های زیادی را قربانی می‌کند.
 
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.apk اندروید
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.pdf کامپیوتر
http://dl.negahdl.com/%39%36/Taghibe%20Saieha%5Fnegahdlcom%5F.epub ایفون
 
 

ادامه مطلب  

جین اوستین...  

از اینکه طرفدار رمان های جین اوستین بودم و هستم نمیتونم خودم تبرئه کنم، اما فیلم گم شدن اوستین خیلی زیباست، مگه میشه کسی بینه و عاشق دارسی نشود...!؟
سر فرصت حتما ً تیکه هایی از کتاب ها رو که خوندم اینجا میگذارم...
رمان هاش شخصیت پردازی های عالی، نشان دادن اشرافیت به گونه ای خاص، اشرافیت فقط زرق و برق لباس ها و تجملات خانگی نبوده،کتاب، موسیقی، ادب و تشخص و حتی رقص هم به گونه ای خاص پرداخته شدند...

ادامه مطلب  

ملکوت  

 ” ملکوت “، شاید تنها داستانی باشد که بتوان از آن، در کنار ” بوف کور ” صادق هدایت، به عنوان یکی از ماندگارترین رمان های ایرانی یاد کرد. بهرام صادقی نویسنده این رمان، گرچه یکی از کم کارترین داستان نویسان ایرانی است، و از وی تنها مجموعه داستان “سنگر و قمقمه های خالی” و رمان “ملکوت” منتشر شده، اما توانسته یکی از ماندگارترین و در عین حال مرموزترین داستانها را خلق نماید. جالب اینکه به دلیل عدم وجود حواشی مختلف در زندگی نویسنده (مانند صادق هد

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه داستان نویسی در کتابخانه شهید باهنر شمیرانات  

جلسه داستان نویسی با موضوع آشنایی با مکاتب ادبی در کتابخانه شهید باهنر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان شمیرانات، به همت مسئول و  کتابداران کتابخانه عمومی شهید باهنر شمیرانات، کلاس داستان نویسی روز چهار‌شنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۳۹۶ به سرپرستی مهسا پیروزفر و با حضور اعضا کلاس خانم ها مریم رحمانی، فرزانه فولادی، توران محمد پور، هایده مرعشی، نسرین عزیزی، عرفا جعفری ، هستی سرتیپی، فرزانه پیراهنچی، فریبا اکبری و آ

ادامه مطلب  

به خودمان بیاییم!!  

 
پدری فرزند خود را خوانددفتر مشق او را كه بسیار تمیز و مرتب بود نگاه كرد و گفت:فرزندم چرا در این دفتر كلمات زشت و ناپسند ننوشتی و آن را كثیف نكردی؟پسر با تعجب پاسخ داد:
چون معلم هر روز آن را نگاه می كند و نمره می دهد.پدر گفت: دفتر زندگی خود را نیز پاك نگاه دار، چون معلم هستی هر لحظه آن را می نگرد و به تو نمره می دهد
« آیا انسان نمی داند كه خدا او را می بیند »

ادامه مطلب  

مجموعه ده رمان عاشقانه و احساسی  

دانلود پی‌دی‌اف ده رمان عاشقانه و احساسی
برای دانلود روی عنوان رمان کلیک کنید:
1 - وفای عشق
2 - جرات یا حقیقت
3 - عطر عاشقی
4 - اکسیر عشق
5 - ما که شانس نداریم
6 - محیا
7 - من عاشق بودم تو چطور؟
8 - من تو او دیگری
9 - مزاحم
10 - ساده اما پیچیده

ادامه مطلب  

زندگی زیباست ...........  

قلمت را بردار ،
بنویس از همه خوبیها ، زندگی , عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند از نگاهی بنویس که پر از عشق به هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس :
زندگی با همه تلخی ها شیرین است …
.
.
.
.
.Rahimi

ادامه مطلب  

رمان ایرانی عاشقانه او مرا کشت  

مقدمه: گذشته در چشمانم مانده است. گذر ثانیه‌ها‌ در نگاهم مشهود است. چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی. صبور می‌مانم و بی تفاوت می‌گذرم، تا نفهمی که هنوز هم دوستت دارم.
 
 
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Oo%20Mara%20Kosht%5Fnegahdl.com%5F.epub ایفون
 

ادامه مطلب  

رمان «شب بخیر ترنا» نوشته "جمال الدین اکرمی" در مرکز علوم و نجوم زنجان نقد و بررسی شد  

رمان "شب بخیر ترنا" نوشته "جمال الدین اکرمی" با حضور مربی و اعضای مرکز فرهنگی‌هنری علوم و نجوم استان زنجان نقد و بررسی شد.به گزارش طلعت آقاجانلو مسئول مرکز، اعضای نوجوان مرکز علوم و نجوم زنجان، به نقد و بررسی رمان "شب بخیر ترنا" پرداختند.
اعضا از مدت ها قبل کتاب را مطالعه کرده و بی صبرانه منتظر جلسه نقد صمیمانه بودند. فاطمه قشمی نویسنده و مربی ادبی مرکز در آغاز سوالاتی را مطرح کرد تا اعضا در صحبت های خود به این مسایل اشاره کنند. وی همچنین بیان د

ادامه مطلب  

مصاحبه  

مصاحبه ای دربارة رمان شکوه زندگی با خبرگزاری کتاب ایران
در ابتدا توضیحی مختصر راجع به قصه رمان «شکوه زندگی» بیان کنید و بفرمایید دلیل شما برای انتخاب این رمان برای ترجمه چه بوده است؟«شکوه زندگی» را می‌توان در زمره رمان‌های زندگی‌نامه‌ای فرض کرد. رمان حول محور زندگی فرانتس کافکا و رابطه عاشقانه‌اش در آخرین سال عمرش با دورا دایامانت می‌گردد. «شکوه زندگی» را از بین چندین رمان مطرح در ادبیات معاصر آلمان انتخاب کردم. صادقانه باید عرض کنم ک

ادامه مطلب  

رمان ایرانی هستی ام را نگیر  

هستی که با امیدی بی‌انتها برای آینده؛ روزگار میگذرونه،به طور تصادفی با پسری به نام مهیار آشنا میشه که تصمیم به ازدواج می گیرن؛ اما روز ازدواج اتفاقی میفته که چهار سال از زندگی هستی رو تحت تاثیر قرار میده، حالا چهار سال از زندگی هستی می‌گذره و اون رویدادهای جدیدی رو پیش رو می‌بینه…
 
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.apk اندروید
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20Nagir%5Fnegahdl.com%5F.pdf کامپیوتر
لینک دانلود:http://dl.negahdl.com/%39%36/Hastiam%20Ra%20

ادامه مطلب  

مفهوم و خلاصه من پیش از تو جوجو مویز  

رمان من پیش از تو نوشته ی جوجو مویز
جوجو مویز از جمله زنانی است که اهمیت بسیار به حقوق زنان می دهد و علاوه بر آن تاکید شدید در ارزشمند جلوه دادن زنانی دارد که خودساخته اند و برای پیشرفت از جنس مذکر به عنوان نردبان استفاده نمیکنند، دارد
من پیش از تو با رمان پس از تو دنبال می شود
در تمام مدت داستان لوییزا کلارک به عنوان دختری از قشر متوسط رو به پایین در استورت فلد تمام تلاش خود را برای مطلوب کردن شرایط و خروج از بحران ها به کار میبندد و در این بین

ادامه مطلب  

فاضلاب  

سلام 
از چالوس براتون مینویسم
دیشب ۱۲ تو پژوهشگاه خوابیدم و ۴ قرار بود بیان دنبالم دستگاهو ببریم برای نصب
گفتم ۳.۳۰ بیدار بشم قطعا حسرت خواب میخورم برای همین یه آلارمم ۲.۳۰ گزاشتم که بیدار شم خوشحال شم و بخوابم یه ساعت دیگه.
خلاصه ۳.۳۰ هم به زور بیدار شدم و شب هم پنجره رو باز گزاشته بودم که گرم و جذاب نباشه خواب. خیلی سخت بود
جمع کردم بساطو و رفتیم شهریار یکی دیگه رو برداشتیم و رفتیم مسیر چالوس
همون اول راه یه ماشینو دیدیم که سپرش یه ورش تو کوه

ادامه مطلب  

فاضلاب  

سلام 
از چالوس براتون مینویسم
دیشب ۱۲ تو پژوهشگاه خوابیدم و ۴ قرار بود بیان دنبالم دستگاهو ببریم برای نصب
گفتم ۳.۳۰ بیدار بشم قطعا حسرت خواب میخورم برای همین یه آلارمم ۲.۳۰ گزاشتم که بیدار شم خوشحال شم و بخوابم یه ساعت دیگه.
خلاصه ۳.۳۰ هم به زور بیدار شدم و شب هم پنجره رو باز گزاشته بودم که گرم و جذاب نباشه خواب. خیلی سخت بود
جمع کردم بساطو و رفتیم شهریار یکی دیگه رو برداشتیم و رفتیم مسیر چالوس
همون اول راه یه ماشینو دیدیم که سپرش یه ورش تو کوه

ادامه مطلب  

۴۴۵  

با این رفتارهایی که من از فرزاد میبینم مخصوصا امروز تعجب میکنم نمیاد چیزی بگه !نمیدونم والا با اینکه باید بدم بیاد ازش ولی بدم نمیاد ازش ینی نمیدونم واقعا !شایدم توهم زدم !ینی یه کاری کرده ب هیچی باور نکنم !ن توهم که نیس...ولی شاید میخواد اذیتم کنه فقط ؟!شایدم میخواد مخمو بزنه !؟شایدم جدی جدی دوسم داره از همون پارسال !چمیدونم ...کلا اذرماه این موقع ها موجی میشه هیچی هم نگف پارسال ..امروز خو اومد دنبالم تا دمه دانشگا الکی وایساد و رفت  !بابا شایدم

ادامه مطلب  

پشیمون  

یادمه خیلی دوستم داشت،همش پی دلم بود،برای دلواپسیم چاره مشکلم بود،اما دوسش نداشتم ولی باز دنبالم بود،تموم لحظه هاشو برای من سر میکرد،اما دل بی وفام اونو تحمل نکرد،برای قلب خستش نشد پرستار بشم،برای چشم ترش نشد که بیمار بشم،همش بهم خوبی کردو من قلبش شکستم،نفهمیدم چرا من بهش دلو نبستم،اونقد تنهاش گذاشتم تا که ازم خسته شد،آخر در قلب اون به روی من بسته شد،تو هیاهو آدم ها ب فکر اون نبودم،روزا گذشت و یه روز منتظر اون بودم،روزام گذشت بی اون و دلم

ادامه مطلب  

خوشه های خشم  

سر کلاس شیمی بودم که خانم پاپری(دبیر شیمیمون!همون عشق معروف بنده)یه اشاره خیلی کوچیک به این کتاب کرد!آخر کلاس طبق معمول دنبالش راه افتادم(دو جلسس دیگه راه نمیوفتم) و در مورد کتاب پرسیدم گفت حتما بخونمش عصرش رفتم کتابخونه و کتابو گرفتم؛اولاش کسل کننده بود برام ولی چون حضرت عشق1(بین منو فریبا ایشون حضرت عشق یکه و دبیر ادبیاتمون حضرت عشق2)دوستش داشت منم خواستم بدونم چیه این کتاب!توی تموم کارکترای رمان از کیسی خیلی بیشتر خوشم اومد!بیشتر حرفاشو چ

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

برایــــ اولینــــــ بار ...  

از وقتی طرفدار منچستر شدم این اولین باره که حال دیدن بازی منچستر رو ندارم ... فعلا که گلی نداشته ... رمان خرمگس رو پیدا کردم ... حالا چرا این اسم؟!!
توی کانال دانشگاه همه میگن: بچه ها آناتومی ایشالله ترم بعد :|
دس خوش ارا دلگرمی داینتان

ادامه مطلب  

رمان جای خالی سلوچ  

معرفی کتاب:

جای خالی سلوچ دومین رمان دولت آبادی است. محل وقوع داستان، روستای زمینج است. روستایی کویری، با مردمی فقیر. شخصیت‌های اصلی داستان خانواده‌ی سلوچ هستند.  “سلوچ” مقنّی و کارگر است. همسرش “مرگان” زنی است میانسال که درخانه‌های اهالی کار می‌کند تا نانی به خانه بیاورد. پسر بزرگتر “عباس” که عاشق قمار است و دزدیدن پول برادر کوچکتر. “ابراو” ــ پسر کوچکترـ نوجوانی است گریزان از فقر خانواده که تن به هر کاری می‌دهد تا گرد فقر را از خان

ادامه مطلب  

رمان جای خالی سلوچ  

معرفی کتاب:

جای خالی سلوچ دومین رمان دولت آبادی است. محل وقوع داستان، روستای زمینج است. روستایی کویری، با مردمی فقیر. شخصیت‌های اصلی داستان خانواده‌ی سلوچ هستند.  “سلوچ” مقنّی و کارگر است. همسرش “مرگان” زنی است میانسال که درخانه‌های اهالی کار می‌کند تا نانی به خانه بیاورد. پسر بزرگتر “عباس” که عاشق قمار است و دزدیدن پول برادر کوچکتر. “ابراو” ــ پسر کوچکترـ نوجوانی است گریزان از فقر خانواده که تن به هر کاری می‌دهد تا گرد فقر را از خان

ادامه مطلب  

امروز  

بعد کلاس خیاطی بغل میوه فروشی یدفع دیدم آقا ر م از اون طرف خیایون دار میاد این سمت.من دیدمش حوصله نداشتم اون منو ببین.سرمو انداختم پایین.سمت میوه فروشیو نگاه کردم.چون حالم ازش بهم میخور.وقتی از بغل میوه فروشی رد شدم یکم سرعتمو بیشتر کردم که مثلا نبینمش حالا باماشین از بغلم رد بشه.خیالم که راحت شد رسیدم ایستگاه سوار تاکسی شدم در ماشین رو که بستم.سرمو آوردم از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم بغل پیاده رو آقا ر م ظاهرشد مثلا گوشی دستش دار با تلفن ح

ادامه مطلب  

سه گانی  

وصف من زان دو چشمِ واویلا :
شب شعر بهشت و؛ مهمان هاش
سعدی و حافظند و مولانا !
................
در بین شاهکارهای جهان ، بی شک
تنها رمان چشم هایش
هر شب ، هزار و یک بار ، خواندنی است !
.............
فرق چندانی ندارد ، بی تو یا با تو
گر حقیقی یا که رؤیایی است
زندگی صد سال تنهایی است
...............
ساعت شومِ زائران غریب
سایۀ عشقِ سال های وبا ...
زندگی ! تو چه کرده ای با ما ؟
بهادر باقری

ادامه مطلب  

سه گانی  

وصف من زان دو چشمِ واویلا :
شب شعر بهشت و؛ مهمان هاش
سعدی و حافظند و مولانا !
................
در بین شاهکارهای جهان ، بی شک
تنها رمان چشم هایش
هر شب ، هزار و یک بار ، خواندنی است !
.............
فرق چندانی ندارد ، بی تو یا با تو
گر حقیقی یا که رؤیایی است
زندگی صد سال تنهایی است
...............
ساعت شومِ زائران غریب
سایۀ عشقِ سال های وبا ...
زندگی ! تو چه کرده ای با ما ؟
بهادر باقری

ادامه مطلب  

سه گانی  

وصف من زان دو چشمِ واویلا :
شب شعر بهشت و؛ مهمان هاش
سعدی و حافظند و مولانا !
................
در بین شاهکارهای جهان ، بی شک
تنها رمان چشم هایش
هر شب ، هزار و یک بار ، خواندنی است !
.............
فرق چندانی ندارد ، بی تو یا با تو
گر حقیقی یا که رؤیایی است
زندگی صد سال تنهایی است
...............
ساعت شومِ زائران غریب
سایۀ عشقِ سال های وبا ...
زندگی ! تو چه کرده ای با ما ؟
بهادر باقری

ادامه مطلب  

سه گانی  

وصف من زان دو چشمِ واویلا :
شب شعر بهشت و؛ مهمان هاش
سعدی و حافظند و مولانا !
................
در بین شاهکارهای جهان ، بی شک
تنها رمان چشم هایش
هر شب ، هزار و یک بار ، خواندنی است !
.............
فرق چندانی ندارد ، بی تو یا با تو
گر حقیقی یا که رؤیایی است
زندگی صد سال تنهایی است
...............
ساعت شومِ زائران غریب
سایۀ عشقِ سال های وبا ...
زندگی ! تو چه کرده ای با ما ؟
بهادر باقری

ادامه مطلب  

 

میگما این هوائه بدجور سوزداره هاااا...
بزرگوار...
دست هموبگیریم وبریم فرحزاد جیگربزنیم،نظرته؟ یامثلا بارون که گرفت،بریم سمت هرجاکه ازاین برگ زرد ونارنجیا ریخته،هی عکس بگیریم...اصلا بریم ازاین چرخ دستی چرکا باقالی بگیریم بخوریم...نه که سرده،بدجوری میچسبه...اونم با تو...سرکه ی فراوان وفلفل...،هی بگی:"بسه دختر،فشارت میوفته ها...من بدبخت توبارون مجیورم بغلت کنم..." منم زبون درازی کنم وبگم:"حالامثلا ناراضی ای یاچی...؟" توئم بگی:"یاچی...؟"  برف که زد بری

ادامه مطلب  

ساعت 16 سر خیابان 16 آذر  

قدما اسمش را گذاشته‌اند براعت استهلال. تمهید و شگردی در شعر که با آن زمینه‌ای برای ورود به داستان اصلی‌شان فراهم ‏می‌کردند. شگرف آغازینی که محتوا و مضامین شعر را به‌اختصار مورد اشاره قرار می‌داد. ‏
حسین پاینده کتابی دارد به اسم گشودن رمان. روشی برای بررسی و تحلیل رمان با استفاده از صحنه‌های آغازین رمان‌ها: ‏خوانش تحلیلی صحنه‌ی آغازین و معلوم کردن ربط آن با بقیه‌ی رمان و تمرکز بر ساختار رمان. این‌که در نخستین صحنه‌ی ‏رمان سرنخی از د

ادامه مطلب  

تفاوت دنیا وزندگی از نظر امام علی (ع)  

از حضرت علی(ع) پرسیدند نظر شما در مورد دنیا چیست ؟
حضرت فرمودند من از دنیا بیزار وعاشق زندگی هستم
گفتند مگر بین دنیا وزندگی فرقی هم هست ؟
حضرت فرمودند :دنیا خور وخواب وخشم وشهوت است ولی زندگی نگریستن به چشمان کودک یتیمی است که از پس پرده شوق به انسان می نگرد .

ادامه مطلب  

کتاب "جین ایر" :)  

دیشب خواب دیدم که رفتم به یه خیابون که سه تا کتاب فروشی توشه.کتاب فروشی ها هم از این کتاب فروشی ها نبودن که یه مغازه باشه و بعد توی اون مغازه کتاب بفروشن.یعنی یه مغازه ی نقلی و کوچولو نبودن.چه طوری بگم.آهان.جلوی فروشنده ی کتاب ها یه میز بزرگ بود که روش پر کتاب بود.کتاب فروش ها هم توی پیاده رو ی خیابون بودن.خلاصه من توی خوابم دنبال کتاب "جین ایر (Jane Eyre)" می گشتم.توی اولین کتاب فروشی نبود.توی دومی هم نبود.دیگه داشتم ناامید می شدم که توی سومین کتاب فر

ادامه مطلب  

تکون نده  

اخبار و فیلم هایی که از زلزله تهران میخونم و میبینم منو یاد رمان کوری میندازه.همون قدر آخرالزمانی.
+اگه زلزله هفت ریشتری از گسل ری بیاد 55 درصد خونه ها تخریب میشه و 6 درصد جمعیت شهر میمیرن.فکر میکنی وحشتناکه ولی با دقت که نگاه میکنی میبینی این یعنی 94 درصد آدم زنده،94 درصد امیدواری.

ادامه مطلب  

تکون نده  

اخبار و فیلم هایی که از زلزله تهران میخونم و میبینم منو یاد رمان کوری میندازه.همون قدر آخرالزمانی.
+اگه زلزله هفت ریشتری از گسل ری بیاد 55 درصد خونه ها تخریب میشه و 6 درصد جمعیت شهر میمیرن.فکر میکنی وحشتناکه ولی با دقت که نگاه میکنی میبینی این یعنی 94 درصد آدم زنده،94 درصد امیدواری.

ادامه مطلب  

تکون نده  

اخبار و فیلم هایی که از زلزله تهران میخونم و میبینم منو یاد رمان کوری میندازه.همون قدر آخرالزمانی.
+اگه زلزله هفت ریشتری از گسل ری بیاد 55 درصد خونه ها تخریب میشه و 6 درصد جمعیت شهر میمیرن.فکر میکنی وحشتناکه ولی با دقت که نگاه میکنی میبینی این یعنی 94 درصد آدم زنده،94 درصد امیدواری.

ادامه مطلب  

تکون نده  

اخبار و فیلم هایی که از زلزله تهران میخونم و میبینم منو یاد رمان کوری میندازه.همون قدر آخرالزمانی.
+اگه زلزله هفت ریشتری از گسل ری بیاد 55 درصد خونه ها تخریب میشه و 6 درصد جمعیت شهر میمیرن.فکر میکنی وحشتناکه ولی با دقت که نگاه میکنی میبینی این یعنی 94 درصد آدم زنده،94 درصد امیدواری.

ادامه مطلب  

محمود دولت آبادی فرزند شایسته سبزوار و آقای رمان ایران  

محمود دولت آبادی نویسنده، نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایران متولد 10 مرداد 1319 در روستای دولت آباد سبزوار متولد شده است.
وی از بزرگترین مشاهیر معاصر خراسان غربی محسوب می شود.
رمان بلند (ده جلدی) کلیدر مشهورترین و با ارزش‌ترین اثر دولت‌آبادی می‌باشد، کلیدر، دولت‌آبادی را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.آثار دولت‌آبادی به زبان‌های انگلیسی،فرانسوی،ایتالیایی،نروژی، سوئدی،چینی،کردی،عربی،هلندی،عبری و آلمانی ترجمه ش

ادامه مطلب  

تقاضای مرگ  

قریچ قریچ صدای در پشت سرم. نگاهی به تابلو ای ای که  در فاصله 10متریم و مایل به راست است را می نگرم. صدای از دهان مرد مستی است که کاهو می خورد. چرا در پیشگاه من به جای تعظیم چنین صدای در می آورد، نشانهِ تقاضای مرگ است. بر روی صندلی ام تغییر حالت می دهم، اما کاربردی ندارد و هنوز تصویر مرد در مقابل چشمانم هست. پیشخدمت ماریان که مدت هاست از دور مرا می پاید، خدای من تلمیح بار، در این زمان قدم به ستم بر میدارد.ماریان: مشکلی هست آقا؟
من:چیزی کوچکی نیست، فق

ادامه مطلب  

دو خاطره از پاییز 94  

سلاام و صد سلام به روی ماه عزیزان دلم دوستای خوشگلم مخصوصا رافی جونم، طیبه جونم و فرشته جونم  آقا من وسط اتوبان تو ترافیک سر صبح یاد دو خاطره افتادم گفتم باشمام درمیون بگذارم همه با هم بخندیم پاییز 94 بود، همون ترمی که یار دانشجوم بود، تو اون کلاس دانشجوها همه پی اچ دی کندیدیت و  از همه رشته ها بودن، چند نفری هم دانشجوهای خارجی بود بین شون. اواسط ترم بود ، تا حدی با آقا یار نزدیک شده بودیم اما همچنان با یک قالب استاد و دانش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1