لباس تاجگذاری ملکه ایران | جامه سلطنتی  

فرح دیبا، آخرین همسر محمدرضا پهلوی بود که توانست عنوان آخرین ملکه ایران را هم از آن خود کند. این زوج پهلوی ازدواج خود را در سال ۱۳۳۸ خورشیدی رسمی کردند و در نهایت نیز در سال ۱۳۴۶ مراسم تاجگذاری را اجرا کردند. مراسم تاجگذاری در باشکوه ترین و مجلل ترین حالت ممکن برگزار شد و خرج های بسیاری برای تهیه لباس فرح، ردای تاجگذاری و البته جواهرات تاجگذاری صورت گرفت. دوخت لباس ها را به بهترین خیاط های دنیا سپردند و برای زینت آلات سلطنتی نیز، ارزشمندتری

ادامه مطلب  

دارم صدایت می زنم....  

دارم صدایت می زنم... بشنو صدایم را!
بیرون بکش از زندگی و مرگ! پایم را
داری کنار شوهرت از بغض می میری
شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم شد
از ابتدا معلوم بودم انتهایم را
در هر خیابان گریه کردم، گریه من را کرد!
شاید ببیند شوهر تو اشک هایم را
هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو
مستیم از نوشابه ی مشکي ست یا از تو؟!
دارم تلو... دارم تلو... از «نیستی» مستم
حالا «دکارت» مسخره ثابت کند «هستم»!
«بودم!» بله! مثل جهانی از تصوّرها


ادامه مطلب  

قسمت هشتاد و نهم رمان وسواس  

-بهت یاد میدم اون سلین احمق با این سلین زمین تا آسمون فرق داره... بهت نشون میدم کارن خان...
کیفش را باز کرد و به جیب کوچکش که چرب لبش در آن بود را در بیارود اما شی ای کوچک زیر دستش بازی کرد. متعجب و کنجکاو آن را بیرون آورد. مموری ای مشکي رنگ با جسمی کوچک، دایره ی نگاهش را پر کرد:
-این... این دیگه چیه؟!

ادامه مطلب  

دیدنت حال قلبمو خوب کرد  

سلام مهربونم 
از ساعت یازده و نیم شب که استارت ماشینو زدم ، دلم بدجور گرفته بود .. از یه طرف شوق مراسم شب قدر و شنیدن دعای جوشن کبیر که حساااابی قلبمو تازه می کنه .. از یه طرف دیگه هم دیدن یار ..
اشکام توی ماشین ، داخل چشام غلت می خورد و نمی تونستم بریزمش روی گونه هام .. 
بغض شدیدی به گلو داشتم ..
رفتم داخل هیات 
از زمان رسیدن پشت به سمت مردم و رو به سوی قبله ، دونه دونه ... با هر دعایی اشکام بی اختیار میریخت .. تا چندین بند پیاپی .. صدایی آشنا ناگهان گوشم

ادامه مطلب  

آعاز ثبت نام کلاس های تابستانی  

آغاز ترم تابستان کلاس های اسکواش
میدان بعثت کوچه مشکي خیابان عمران پارک بانوان سالن ورزشی حجاب (ویژه بانوان) روزهای زوج ساعت ۱۱ تا ۱۲ و نیم صبح روزهای فرد ساعت ۵ تا ۶ و نیم عصر
سالن تخصصی اسکواش (خیابان مهدیه خیابان بهنامجو باشگاه فرهنگی ورزشی شهرداری)
علاقمندان می‌توانند با مراجعه به دفتر هیئت اسکواش استان همدان واقع در سالن ورزشی حجاب اطلاعات لازم را در خصوص برنامه سانس ها و مربیان کسب نموده و نسبت به ثبت نام اقدام نمایند.تلفن تماس: ۳۸۲۱۶

ادامه مطلب  

میم مثلِ مادر  

تازگی ها در اینستاگرام صفحه ای را دنبال میکنم که اختصاص به بچه هایِ کوچک دارد و هر صبح صفحه اش را ‌چک میکنم که آیا عکس جدید گذاشته یا نه ؟! بعد با دیدن هر عکس بند بند وجودم ضعف میکند برایشان ، تعدادی از عکس ها را ذخیره میکنم و وقت و بی وقت تماشایشان میکنم و بلند بلند قربان صدقهٔ شان میروم .
مهم نیست چند ساله هستیم یا آدم احساساتی هستیم یا نه ؟! ، همهٔ ما بارها دلمان خواسته یکی از همین کوچَک های قشنگ مال ما باشد ، همه مان دلمان خواسته بعدازظهر ها

ادامه مطلب  

قسمت چهاردهم رمان گیتا  

 با صدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم. ای خدااااااا به منه بدبخ یه پولی بده دیگه محتاج ماشین ددی نباشممممم
بلند بگو الهی آمییییییییییییییییین
با بدبختی ازجام پاشدم کوله مو برداشتم الکی پلکی توشو پر کردم.از بس چشام خواباآلود بود نفهمیدم چی پوشیدم فقط فهمیدم لباس پوشیدم
یه برگه از روی میز برداشتم یه نامه طویل نوشتم و به نوعی خانواده ی محترم رو تو عمل انجام شده گذاشتم.
با کم ترین صدا ماشین رو از پارکینگ درآوردمو دِ برو که رفتیییییییییییییم
ساعت5 ص

ادامه مطلب  

بلیط مشهد  

صبح خواهرم بلیطای پروازمون گرفت 
دوشنبه 12تیر ساعت10نیم پروازمیکنیم و جمعه ساعت 3نیم برمیگردیم 
از مشهدی که رفتم تقرییا دوسال میگذره و تو این دوسال خیلی چیزا تغییرکرده 
خوشحالم برای همه تغییرات 
برای این قدرت 
و برای این حد پختگیم 
ازته قلبم راستش خیلی مایل به ازدواج نیست 
چون سخته هم همسرداری همودرسای سخت ما کنارهم 
دوست دارم این حالت و سن و این حرفاهم اصلا برام مهم نیست 
خوبیه ریز نقش بودن همینه! 
شاید از دعای دخترم مریم بوده 
دختری که هم

ادامه مطلب  

قسمت اول  

- نمی خوای بس کنی؟
- چی را بس کنم ؟
- این رفتارت را 
- کدام رفتار ؟
- رامش تمامش کن ، به خدا از پا در میای ، اون قضیه تمام شد . 
- کدام قضیه؟
دستم را گرفت و با چشمان نگران گفت .
-خودت می دونی کدام قضیه را میگم . یک نگاه به خودت توی آینه انداختی ؟ رامش تو فقط هیجده سالته ؟
با خنده ای کوتاه گفتم:دیوونه شدی ؟ مگر قیافه ام چشه؟ عیب میگذاری روم؟
با حرص  دستش را دراز کرد و چند شاخه از مو های بلندم از زیر مقنعه بیرون آورد و گفت : به موهات نگاه کن ببین چه جوری یکی ی

ادامه مطلب  

عشق اول من!  

قصه عاشق شدن من برمیگرده به شهریور 88! واقعا نمیدونم چقدر به عشق در نگاه اول اعتقاد دارید! عاشق شدن من در نگاه اول هم نبود! یه چیزی در حد میکرو نگاه اول بود!!
بله شهریور سال 88 بود و من در معیت پدر و مادر برای خرید لباس مدرسه راهی بازار شده بودم. وسط بازار و بعد خریدن لباسهای نو و کلی لوازم تحریر زیبا ، کیفور و خرم بودم که دیدم بله! مامان با همکارش که اتفاقی تو بازار دیده در حال سلام علیک و چاق سلامتیه. اونم برای دختر سوم دبیرستانیش داشت لباس میخرید.

ادامه مطلب  

قانون اضافه  

[Forwarded from به سوى دموكراسى]قانون اضافی و نامناسب، عامل اصلی فساد مالی و مافیاست
در یکی از شهرهای ایتالیا جوانی بود به نام آلفردوآلفردو، دکه کوچکی داشت که در آن عرق سگی میفروخت.او هر بطری عرق  را به قیمت دو لیر میفروخت.هزینه تولید عرق سگی چیزی حدود 1.8 لیره بود.
برای همین آلفردو در ازای فروش هر بطری عرق سگی چیزی حدود 0.2 لیره سود میبرد.
او در روز 200 بطری عرق میفروخت و لذا درآمدش روزانه 40 لیره بود و با این 40 لیره با مادرش به دشواری زندگی میگذرانید.
روز

ادامه مطلب  

نرَه  

نرَه کره از  ماست و بوسیله مشکي سفالی که در زبان تات شال شاهرود به آن " نِرَه " گفته می شود بدست می آمد این کوزه ها و مشکهای سفالی درظرفیتهای مختلف لیتری توسط سفالگران ساخته می شده که از بیست تا پنجاه الی شصت لیتر معمول بود.  این مشکها تا نصف مخزن بایستی پراز ماست و مابقی اش آب ریخته می شد. عمل مشک تکانی را که به زبان شالجی ( نره زن  ) می گویند اکثرا صبح زود قبل از طلوع آفتاب و با ماست چندروز از قبل تهیه شده و  تقریبا  ترش شده  را با آب انجام می

ادامه مطلب  

شاید یک نفر را کشته باشم1  

اسم من جینا رابرتسون بود. حالا تیا ویزارد است. بی هیچ دلیل خاصی . به خاطر این که از جادوگرها خوشم می آید. به دلایل واضح. موهایم قبلا بور بودند. حالا مشکي اند. بی هیچ دلیل خاصی. چون خوناشام هارا دوست دارم. به دلایل واضح. قبلا ورزشکار بودم. خندان، مصمم و منطقی. از آن بچه هایی که جلوی کلاس می نشینند. با تردید حرف نمی زنند و به همه ی پارتی ها دعوت می شوند. همیشه. و یک چیز را نمی توانستم تحمل کنم:ضعف. حماقت، عقب نشینی یا هرچه اسمش را می گذارید. حالا بدنم سس

ادامه مطلب  

شب بیست ویکم ماه رمضان  

منبر شب بیست و یکم
بسم الله الرحمن الرحیم
احکام:
امام ‎رضا ‎علیه ‎السلام ‎به ریان‎بن‎شبیب فرمود: إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَی مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا‎.اگر‎دوست‎داری‎که همراه ما در درجات والاى بهشت باشى، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادى ما خوشحال باش. (وسائل‏الشیعة ج : 13 ص: 503(
دو نکته درباره عزاداری:
یکی  ازسفارشات دین  تعظیم شعائر و بزرگ شمردن نمادهای دینی است و

ادامه مطلب  

قسمت سیزدهم رمان گیتا  

عقربه ساعت روی 2 بود.یعنی خاک برسر جوگیرم کنن هی جوگیرجوگیر زیاد لوس نشدم حالا فردا مجبوریم با اتوبوس بریم رودبار بدون هیچ سروصدایی نهایت آپشنی که داریم هندسفری باید نق نق بچه ی مماغوی کناری و گرمای هوا و اینا رو تحمل کنیم....
با صدای زنگ گوشیم پریدم هوا
مهسا بود.
-ها مریض روانی
مهسا-درد روانی سوئیچو گرفتی؟
-ای کوفت از ساعت10 دارم توضیح میدم ننننننعععععع ندااااااد
مهساا- کوفت به شکمت عربده نزن چشتو کور کرد نداد
-مالیخولیا اگه ایجوره فردا از همه

ادامه مطلب  

قسمت چهارم  

با صدای زنگی از خواب بیدار شدم . همه جا روشن بود انگار که کسی فراموش کرده بود لامپ اتاق را خاموش کند و آن شخص خود من بودم. نگاهی به اطراف کردم کمی زمان برد تا متوجه شوم که اتاقی که درش بودم کجاست و چی شده است؟ نگاهی به اطراف کردم . هنوز صدای زنگ می آمد . به دنبال صدا گشتم . صدا از داخل یکی از کمد ها می آمد . به سمت صدا رفتم . در کمد را باز کردم . صدا از داخل ساک دستی ام می آمد که داخل کمد قرار داشت . چه کسی آن را در این کمد گذاشته است ؟ شاید کار سوگل خانم ب

ادامه مطلب  

برای خواندن مطالب خانوادگی این سایت‌ها را کلیک کنید  

برای خواندن مطالب خانوادگی این سایت‌ها را کلیک کنید

حضور پررنگ و بی حساب و کتاب سایت های خانوادگی در اینترنت باعث سردرگمی خانواده ها برای مراجعه به لینک های مفید و غیرمخرب شده است.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، فضای مجازی دنیایی است پر از اطلاعات و داده های مفید و مضر. یکی از دغدغه های خانواده ها هنگام استفاده از اینترنت در خانه انتخاب پایگاه های مناسب برای همه اعضای خانواده است. در این مطلب چند پایگاه مفید خانوادگی معرفی شده اند.خا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1