تعطیلات من  

استاد گرام اجازه ندادن. برم خونهو جالب اینه که اون یکی دانشجویه بلیطشم گرفته و برای یه ماه نیست و استاد گرام به اوشون چیزی نگفتن و خوب الان من در ناراحتی مطلق به سر میبرم خیلی خیلی زیاد فقط دلم می خواد نامه ای که خودش برام فرستاده و گفته اره اره میشه بری و براش فوروارد کنم بگم مرگت چیه و جالب تر اون که هی میگه اره من یه ماه نیستم احتیاج به استراحت دارم منم احتیاج به استراحت دارم خوب بی شعور کاش یه اتفاق خوب بیوفتهبدجور به یه اتف

ادامه مطلب  

تعطیلات من  

استاد گرام اجازه ندادن. برم خونهو جالب اینه که اون یکی دانشجویه بلیطشم گرفته و برای یه ماه نیست و استاد گرام به اوشون چیزی نگفتن و خوب الان من در ناراحتی مطلق به سر میبرم خیلی خیلی زیاد فقط دلم می خواد نامه ای که خودش برام فرستاده و گفته اره اره میشه بری و براش فوروارد کنم بگم مرگت چیه و جالب تر اون که هی میگه اره من یه ماه نیستم احتیاج به استراحت دارم منم احتیاج به استراحت دارم خوب بی شعور کاش یه اتفاق خوب بیوفتهبدجور به یه اتف

ادامه مطلب  

...........  

بدجور خرابم بدجورداغونمحال خودم رو نمیفهممدرگیر داداشم ایم... کسی رو میخواد و چندماهه که حرفش رو با بابا زده.. و الان که میخواد اقدام کنه بابام تازه ساز مخالف هاش شروع شده .... بقدری امشب حال داداشم خراب بود که خونه پیشش موندم و نرفتم مهمونی.. وای از اون استیصالی که توی چشماش بود و با اون چشم ها و با اون اضطراب به من زل می زد که چه کنم؟ و وای از اون امیدی که توی چشمهای من جستجوش می کرد... و منی که از درون و بیرون میلرزیدم ... ولی با همه ی قدرتم 

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

لمعان مهر تو  

تنها بانگ دلنواز سیمهای گیتارت کافی بودتا سپاهیان عشق تو ای آوازه خوان غربتشتابان به سمت و سوی قلبم بتازندخواستم گوشهایم را بگیرم تا آوای احساست نفهمماما تا به خود آمدمدیدم که لمعان پر فروغ مهرتبدجور به سرزمین سرد دلم نشسته!** ترمه سلطانی هفشجانی **

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

متینِ طغیان  

از وضعیت خوابگاه و سبیل و ژوژمان های پی در پی ات که بگذریم میرسیم به حال خودت. که حال نه چندان خوبی نیست این روزها. و من میدانم و میفهمم اش و نهایت درد آنجاست که میدانم آنقدری که تو و حرف هایت و خنده هایت در بهبود حالم مفید است من نقشی در ساختن لبخند هایت ندارم. این قضیه بدجور حالم را میگیرد و مغد نهایتا! :))))بیا و بمان و لبخند بزن، سیگار لعنتی ات را دود کن، دوربینت را بردار و آن شهر بی مهر و سراسر کلافگی را قدم بزن و حس عجيب دوست داشتنی ات را در عکس

ادامه مطلب  

قطره‌ای پلک مرا بدجور سنگین کرده است  

ابرهای بغض در رؤیای بارانی شدنسینه‌ها؛ دریاچه‌ای در حال طوفانی شدنپنجه‌ی خونین بالش‌ها پُر از پَرهای قوخواب‌ها دنبال هم در حال طولانی شدنزندگی آن مردِ نابینای تنهایی‌ست که –چشم‌ها را شسته در رؤیای نورانی شدنقطره‌ای پلک مرا بدجور سنگین کرده استمثل اشک بره‌ها در شام قربانی شدنخوب می‌فهمم چه حالی دارد از بی‌همدمیپابه‌پای گرگ‌ها سرگرم چوپانی شدنبرکه‌های تشنه می‌بینند با چشمان خیسنیمه‌شب‌ها خواب گرمِ ماه‌پیشانی شدنخالی‌ام از

ادامه مطلب  

قطره‌ای پلک مرا بدجور سنگین کرده است  

ابرهای بغض در رؤیای بارانی شدنسینه‌ها؛ دریاچه‌ای در حال طوفانی شدنپنجه‌ی خونین بالش‌ها پُر از پَرهای قوخواب‌ها دنبال هم در حال طولانی شدنزندگی آن مردِ نابینای تنهایی‌ست که –چشم‌ها را شسته در رؤیای نورانی شدنقطره‌ای پلک مرا بدجور سنگین کرده استمثل اشک بره‌ها در شام قربانی شدنخوب می‌فهمم چه حالی دارد از بی‌همدمیپابه‌پای گرگ‌ها سرگرم چوپانی شدنبرکه‌های تشنه می‌بینند با چشمان خیسنیمه‌شب‌ها خواب گرمِ ماه‌پیشانی شدنخالی‌ام از

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

این چینی شکسته از تو گرفته پیوند...  

بخاطر سهل انگاری من مامان خواب موند و نتونست سحری درست و حسابی بخوره :((((وختی اومدم دیدم یه سفره کوچولو انداخته و تند تند داره لقمه میگيره بدجور بغضم گرف :(((( حتی یه چایی نتونس بخوره! هوووف+ ترانه‌ی "مرهم" از گوگوش خانومبازم حرفاش خیلی خیلی برام آشناس *_*چجوری میشه اخه؟! :)

ادامه مطلب  

 

طنین باد و اندوه نگاهترویای شبگرد و خیابان و شعله ی راز انتظارتآی آی آیدیوونه ات بودمدیوانه ات گشتمباورم شدیباورت کردماوی اوی اویدستانم خواهند چیدهرانچه تو بارآوریپاهایم خواهند رفتهربیایان که تو بازآوریوای وای وایمن سربازی هستم فراری از جنگاما اگر تو دلیل نبرد باشیاگر تو طلب کنیمرزهای تمام پنجره ها را هو هو کنان میشکنممیبینینافرم دلبرینمیبینمبدجور دیوانه ام

ادامه مطلب  

 

طنین باد و اندوه نگاهترویای شبگرد و خیابان و شعله ی راز انتظارتآی آی آیدیوونه ات بودمدیوانه ات گشتمباورم شدیباورت کردماوی اوی اویدستانم خواهند چیدهرانچه تو بارآوریپاهایم خواهند رفتهربیایان که تو بازآوریوای وای وایمن سربازی هستم فراری از جنگاما اگر تو دلیل نبرد باشیاگر تو طلب کنیمرزهای تمام پنجره ها را هو هو کنان میشکنممیبینینافرم دلبرینمیبینمبدجور دیوانه ام

ادامه مطلب  

 

طنین باد و اندوه نگاهترویای شبگرد و خیابان و شعله ی راز انتظارتآی آی آیدیوونه ات بودمدیوانه ات گشتمباورم شدیباورت کردماوی اوی اویدستانم خواهند چیدهرانچه تو بارآوریپاهایم خواهند رفتهربیایان که تو بازآوریوای وای وایمن سربازی هستم فراری از جنگاما اگر تو دلیل نبرد باشیاگر تو طلب کنیمرزهای تمام پنجره ها را هو هو کنان میشکنممیبینینافرم دلبرینمیبینمبدجور دیوانه ام

ادامه مطلب  

 

طنین باد و اندوه نگاهترویای شبگرد و خیابان و شعله ی راز انتظارتآی آی آیدیوونه ات بودمدیوانه ات گشتمباورم شدیباورت کردماوی اوی اویدستانم خواهند چیدهرانچه تو بارآوریپاهایم خواهند رفتهربیایان که تو بازآوریوای وای وایمن سربازی هستم فراری از جنگاما اگر تو دلیل نبرد باشیاگر تو طلب کنیمرزهای تمام پنجره ها را هو هو کنان میشکنممیبینینافرم دلبرینمیبینمبدجور دیوانه ام

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

65. با صد هزار مردم ،تنهایی..  

آدم حتی اگه چهل سالش باشه... اگه حتی جذاب باشه... اگه حتی  تو یه جمع گل سر سبد باشه و همه بخوان کنارش باشن... باز یه روز ... یه جا ... به یه آدمی که از گذشته میشناخته، برمیگرده میگه تنهایی سخته . به این  آدم زمان بدید تا شما رو قابل بدونه و گفته و نگفته زندگیشو به زبون بیاره...اونوقت میفهمی نباید  از رو خنده هاش،  به خودت بگی اووووه... چه خوشحال  و خوشبخته ... بعضی خنده ها بدجور رنگ غم داره

ادامه مطلب  

حال و هوای اینروزا  

یه هفته ای هست که اصلا حالم خوب نیست و شب ها هم به سختی خوابم میبره و دوباره قرص خوردن رو شروع کردم اونم بعد از یک وقفه یکماهه که قرص رو کنار گذاشته بودم اما انگار از این حس بد رهایی ندارم و راستش خودم هم فکر نمیکنم که دست از سرم برداره مخصوصا الان که یکسال شده و میبینم که خیلی فرقی نکرده.. درگیر چیزای احمقانه ام ،بی پولی،بیخوابی،این قرص لعنتی...این زندگی بدجور رو دور تکراره.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  >