کبوتر و آسمان  

بگذار سر به سینه من تا كه بشنویآهنگ اشتیاق دلی دردمند راشاید كه پیش ازین نپسندی به كار عشقآزار اين رمیده سر در كمند رابگذار سر به سینه من تا بگویمتاندوه چیست عشق كدامست غم كجاستبگذار تا بگویمت اين مرغ خسته جانعمری است در هواي تو از آشیان جداستدلتنگم آن چنان كه اگر ببینمت به كامخواهم كه جاودانه بنالم به دامنتشاید كه جاودانه بمانی كنار منای نازنین كه هیچ وفا نیست با منتتو آسمان آبی آرام و روشنیمن چون كبوتری كه پرم در هواي تویك شب ستاره های تر

ادامه مطلب  

رسم عاشقي اين نيست که بگويي مرا دوست داري  

 
رسم عاشقي اين نیست که بگویی مرا دوست داری
 
و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری
رسم عاشقي اين نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری
 
و بعد مرا از همان جا رها کنی.
 
اين رسمش نیست که پا به پای من بیایی
 
و روزی رفیق نیمه راه شوی
اين رسمش نیست که قلبم را بگیری
 
و آن را بازیچه خودت کنی.
 
اين رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری
 
و هوس را به جای عشق برایم معنا کنی
 

ادامه مطلب  

چله عاشقی (1) ...  

چله...
زمان بین غروب آفتاب آخرین روز پاییز تا طلوع آفتاب اولین روز زمستان...
 
شبی که به خاطر طولانی بودنش، از بقیه ایام ممتاز شده...
اين طولانی بودن تاریکی چی داره که همه دوسش دارن؟... مگه غیر اينه که همه روشنایی رو به
تاریکی ترجیح میدن؟... وجه تمایز اين تاریکی با سایر تاریکی ها در چیه؟... که مردم دوسش دارن...
غیر اينه که زیبایی اين تاریکی بهانه بودنش هست؟ بهانه ای برای بیشتر دور هم بودن؟ دور همی با کسایی
که دوستشون داریم؟
اما یه سوال... آیا همه کسایی

ادامه مطلب  

با تو ای آخرین ماه پاییز خواهم رقصید  

آذر که می رسد باورت می شود که پائیز عاشق شده است ....
باور میکنی که پائیز همان بهاریست که عاشق شده است ...
باد می وزد و گوش تو پر می شود از نت های موسیقی ...
دُ رِ می فا سو لا سی
و تکرار مکرر اين نت ها ...
در گوشت می شود یک سمفونی به نام پائیز ...
آرام بلند میشوی ... و اجازه میدهی تا وجودت در نت های موسیقی غرق شوند ...
انگشت های دستت بی اختیار می نوازند و پاهایت بر نوازش دستهایت رقض کنان به پائیز که نه ، به آذر می رسند ...
و چه زیبا می شود وقتی برگهای درختان با سم

ادامه مطلب  

دلم گرفت  

هم در هواي ابریِ آبان دلم گرفت
هم در سکوتِ سردِ زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقي به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نـم‌نـمِ باران...دلم گرفت
با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر...وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنتمانند عصر جمعهٔ تهران دلم گرفت...
مجید_ترکابادی 

ادامه مطلب  

 

سفر تازه آغاز میشود ، زمستان را به رنگ عشق میكنم ، من به گرمای بودنت گرم میشوم ، قهوه های ما همیشه داغ است ، خیال بیدار تر از دیروز تو را میخواند ؛ زمستان را با تو میچشم با نگاه تو با حس خوب تو .....
شعر هایم را پای تو میریزم كه می خواهم با تو روزهایم را از نوع بسازم ......
 
***** وقتی چشمای مرا میخواند ، شعرهایم بی واهمه برایش سرازیر میشوند ، گاهی به اشتباه منتظر كسی هستی كه اصلا بود و نبودش فرقی نمیكنه ؛ چشم كه باز میكنی میبینی كه عاشقي زیبا و دلی مهرب

ادامه مطلب  

ماه  

پنجره را باز میکنم. هواي بیرون خنک و هواي داخل خانه از گرمای روز همچنان گرم است.آسمان صاف و ستاره ها در حال چشمک زدن. مهتاب خیابان تاریک را روشن کرده است. خانه ها خاموش هستند.چراغ اتاق را خاموش میکنم و پرده را کنار میکشم.نور ماه روی تخت و صورتم میتابد.خیره به ماه نگاه میکنم.در دل آسمان سیاهِ بدون خورشید؛ فقط ماه هست که انگیزه برای ادامه راه میدهد. راه را روشن میکند و صدایت میزند که برو من هستم.هرکس در زندگی خود یک ماه دارد.ماه من با چشمانی نافذ و

ادامه مطلب  

انرژی مثبت  

چه اشتباهی میكنند
آنهایی كه براى عشق ورزیدن 
دنبال فصل و ماه مشخصی میرود
براى دوست داشتن حساب و كتاب میكنند
به عصر جمعه اخم میكنند
از صبح شنبه متنفرند
سه شنبه براشون خسته كننده و 
پنج شنبه را دوست دارند
اين آدمها خسیس اند
گنجینه اى از عشق و مهر 
در وجودشون هست و از دیگران دریغ میكنند
بیایید ....خسیس نباشیم
برای عاشقي ... دوست داشتن ... مهر ورزیدن 
عجله كنیم...
 

ادامه مطلب  

من و باران  

من و باران
دیشب من و باران؛ هواي تو
باران و یاد گریه های تو
در زیر باران زندگی کردم
بی چتر رفتم جان فدای تو
لبریز بودم از تمنایت
در کوچه سرگردان برای تو
باران هواي با تو بودن داشت
در شهر گشتم من به جای تو
می شد بهشتی دیشب از باران
بودم اگر من پا به پای تو
ساز قشنگ و نم نم باران
یاد تو بود و نغمه های تو
پرواز کردم در هواي عشق
اوج رسیدن تا هواي تو
۱۷آذر۹۶

ادامه مطلب  

من پر از...  

 
من پر از کوچه ام ، پر از حادثه ، پر از فریاد‌های سوزناک برگها .مرا تا انتها قدم بزن .مرا عاشقي کن .با من تا اولین دانه‌های برف قدم بزن ، تا براده‌های ابر‌های سهمناک که مقابل چشمهای ماه به پشت بام خانه ات الک می شوند !مرا راه برو تا ناکجاآباد دوستی ، عاشقي ، تا آخرین ایستگاه دلتنگی ، تا ناودان و پچ پچ دانه‌های باران ، به روی بال کبوتران !مرا از شاخه‌های درختان بپرس و با صدای کلاغها در من فرار کن !من پر از کوچه ام ، کوچه‌های پاییزی ،بارانی پر

ادامه مطلب  

غزل ۸۸ با خردمندی و خوبی پارسا و نیک خوست  

با خردمندی و خوبی پارسا و نیک خوستصورتی هرگز ندیدم کاين همه معنی در اوستگر خیال یاری اندیشند باری چون تو یاریا هواي دوستی ورزند باری چون تو دوستخاک پایش بوسه خواهم داد آبم گو ببرآبروی مهربانان پیش معشوق آب جوستشاهدش دیدار و گفتن فتنه اش ابرو و چشمنادرش بالا و رفتن دلپذیرش طبع و خوستتا به خود بازآیم آن گه وصف دیدارش کنماز که می‌پرسی در اين میدان که سرگردان چو گوستعیب پیراهن دریدن می‌کنندم دوستانبی‌وفا یارم که پیراهن همی‌درم نه پوستخاک س

ادامه مطلب  

 

نمی دونم که تو رو نفرین کنم یا اين دلمنمی دونم که تو حل مشکلی یا مشکلمبا تو عاشقانه بودم پس چراحسرت یه روز عشق موند به دلمبا تو شاهنامه بودم نه یک غزلبا تو رودخونه بودم نه یک قناتیه روزی من و تو بودیم و حالامن و تنهایی و یک عمر خاطراتتو رفتی و سهم ما سفر شددل آروم ما دربدر شدندونستم چرا مرغ عشقمتوی عاشقي بی بال و پر شدتوی اين غربت پر هول و هراسدارم عین ماهیها جون می کنمخسته ام از تظاهر به سادگیجای دندون هزار گرگ به تنمنه کسی می دونه که من چی می خ

ادامه مطلب  

عاشقانه من  

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
.ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم بدون تو عاشقي برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم
میدانی که اگر  لحظه ای کنارم نباشب زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود


ادامه مطلب  

با الها ....  

سلام  ....
 
" خداوندا " 
برگ در هنگام زوال می افتد و میوه به هنگام کمال 
اگر قرار بر رفتن است میوه ام گردان و بعد ببر
" بارالها "
زمین تنگ است و آسمان دلتنگ 
بر من خرده نگیر اگر نالانم...
من هنوز رسم عاشقي نمی دانم
" خداوندا " 
کمکم کن پیمانی را که در طوفان با تو بستم, در آرامش فراموش نکنم و در طوفان های زندگی با " خدا" باشم نه ناخدا
" بارالها "
به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد
تقصیری ندارد 
قاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات....
لکنت می گیر

ادامه مطلب  

گر چه خارم دوست دارم عنبران...  

عشق را چون برگ سبزی بنگرم
عاشقي را در دلم میپرورم
عاشقي چون عیش و نوشت باز بین
رابط آن دو دگر یک راز بین
عشق را اندر میانت با خدا
همچو گل زیبا اما ناز بین
نازنینت را دگر نازش مکن
چون که ناز آید دگر بازش مکن
چون که بازی میکند اين بازها
چون زلیخا میکند پروازها
ای خدا!!
چون درخت برگم بده
عاشقي را مایه رشدم بده
رشد خود را مینهم در پای عشق
عاشقي را در ره فرمان عشق
عشق من مهدی کجایی پس بیا
چون دگر عصر است
یاری است
پس بیا
گر تو آیی می شود دنیا ناز
نازنینان

ادامه مطلب  

حرف دلم  

سفر كن به هیچكس نگو، رابطه عاشقانه داشته باش به هیچكس نگو، شاد باش به هیچكس نگومردم چیزهای قشنگ رو خراب میكنن..! 
 
گاهی دلت میخواد جایی باشی که فکرت اونجاست..
 
اين که میدونی هیچی تهش نیست ولی باز ادامه میدی خودش از همه چی دلگیرتره
 
اين روزها حالم یه جوری ناجوره! اين روز ها وقت و بی وقت یه دست زرد و استخونی توی گلوم چنگ می ندازه و نمی دونم چه مرگمه كه دست از سرمم بر نمی داره...
اين روز ها وقت و بی وقت خیره میشم به ابی ها اتاقم به ابر های سفید و گاها

ادامه مطلب  

هوس  

هوس
هواي سرد ودل من تورا هوس کرده
همیشه دل پی عشقت نفس نفس کرده
اسیرچشم سیاهت دلم قفس باز است
کجا هواي فرار از همین قفس کرده
کمان ابروی تو قصد جان من دارد
ولی کجا دل من فکر دادرس کرده
رها شدن زخیالت محال بوده و هست
رها نمی شود اين دل بسی عبس کرده
تو آن گل چمنی دوستت دارم
کجا زبعد تو دل قصد خارو خس کرده
اگر که حضرت آدم به بوی سیبی رفت
نگو چرا دل من هم تو را هوس کرده
۶آذر۹۶

ادامه مطلب  

...  

به هواي تو من..تو خیال خودم..بی تو پرسه زدم..منو برد به همان شبی كه به چشای تو زل میزدم...من به دنیای تو با اين احساس ناب عادت كردم..عادت كردم..بعد از ان شب سرد هر نگاه تورا عبادت كردم..اه كه نبودت به من اتش جان زد سوختم از اين عشق كه تو را بی وفا كرد ..من شدم انكس كه روم پی مستی..قلب مرا تو شكستی..دل به تو دادم كه غمم برهانی..نشوی تو همان كس كه به درد بكشانی..كاش كه شود باز كه یه روز تو بیایی و بمانی...حال كه دگر كه مرا تو نخواهی..تو بگو كه چه كنم كه هوايت برو

ادامه مطلب  

کتاب پیشنهادی برای مطالعه  

 
عاشق که شد چو پروانه‌ای بی‌پروا از خود گذشت؛ سرمایة جوانی و نشاطش را بر کف نهاد و همه را یک‌جا تقدیم محبوب کرد. تقدیم محبوبی که به هواي عاشقانه‌ای عظیم با معبود، به‌‌‌‌آسانی از خود و او عبور کرده بود.
«سید اگر اشکانه را نمی‌دید، هرگز عاشق نمی‌شد؛ ولی او را دید و عاشق شد و فکر کرد دختری که اسمش اشکانه است، هرگز نخواهد فهمید جوانی که اسمش سید حسین است، چه‌قدر دوستش دارد».
سید نمی‌دانست اشکانه تا کجا پای او و محبّتش دلاورانه صبوری می‌کن

ادامه مطلب  

هوای آلوده  

"هوا آلوده است..."تیتر همه ی روزنامه های امروز بود...لعنت به موضوعات عامه پسند؛چرا وقتی در نبود توتمام حال و هواي زندگی ام‌مسموم شدکسی نبودنت را تیتر نکرد.؟
پ ن: دیشب زلزله اومد بیشتر مردم شب تا صبح تو خیابون بودن و من فقط 
به اين فکر کردم اگه یه بلایی سرم بیاد تو هیچ وقت نمیفهمی... چقدر بدون تو بودن سخته..

ادامه مطلب  

بـرای عاشقی  

 
 
مَـن برای عاشقي یک "مَـرد " می ـخواهم
یک مَرد عاشق ! کسی ذاتن یک پدر باشد . پدری برای بچه هایی که خواهیم داشت و باهم بزرگ خواهیم کرد و یک روز وقتی بزرگ شدند و از ما درباره ماجرای آشنایی و عاشقيمان پرسیدند ..
میدانی من برای آن روز کسی را میخواهم که از همیـن امروز پا به پای من عاشقي رو اَز برباشـد و عاشقي ُ دلبری کُـند  و هرجا لـآزم بود مردانگی خرج کُـند و همه جـآ همه جوره پآی زندگیش بایسـتد !
یک روز من دفتر عاشقانه هایمان را به دخترمان بدمُ و دلم

ادامه مطلب  

زندگي  

زندگی را... 
گر توانستی به کام یک نفر شیرین کنی،
یا توانستی زمین تشنه ای را سرخوش از باران کنی،
 
گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی،
یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی،
 
گر توانستی به خوان رنگی‌ات، یک رهگذر مهمان کنی،
یا توانستی بدون حاجتی هم ذکر آن یزدان کنی...
 
گر توانستی لباس بی‌ریای عاشقي بر تن کنی،
میتوانی آن زمان فریاد انسان بودَنَت‌را بر سر
هر کوی و هر برزن زنی...
 

ادامه مطلب  

تو از کی عاشقی ؟  

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست تو از کی عاشقي ؟ اين پرسش آیینه بود از من ! خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ، مدت هاست به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق اگر آه تو در آیینه پیدا نیست عیب از ماست جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اينجاست من اين تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل تحمل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست در اين فکرم که در پایان اين تکرار پی در پی اگ

ادامه مطلب  

تقدیم به الهه جونم  

مرورگر شما از پلیر ساپورت نمی کند
 
عاشقي کردم که بشی یارم منه مجنون از تو دست بر ندارم عاشقي کردی که بشم سرمست منه دلداده حواسم پی چشمات هست آخه دلمو میبری دوباره دل من دل بی قراره هوايی میشم عزیزم سر به سر دلم میزاره دل دیوونمو میبری هر دم تو شدی دوای دردم خطو نشون کشیدم که دل به دلت ببندم همش کار دلم بود غریبه آشنا شد نمیدونی تو وجودم چه هیاهویی به پا شد همش کار دلم بود بشم عاشقو سرمست مثه تو دیوونه تر توی دیوونگیای منه دیوونه مگر هست
جانم جا

ادامه مطلب  

 

گر جان به جان من کنی جان و جهان من توییسیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویینظری به حال ما کن تا روم به سمت کویتدیوانه تر از دلم نیست تا شود اسیر رویتشوخیه مگه بذاری بری نمونی تو یار منی نشون به اون نشونیشوخیه مگه دلو بزنی به دریا عاشقي کنی پرسه نزنی تو شب هاشوخیه مگه بذاری بری نمونی تو یار منی نشون به اون نشونیشوخیه مگه دلو بزنی به دریا عاشقي کنی پرسه نزنی تو شب ها
چه کنم وجود من با دل تو ساز شد همه دنیای من آن دلبر طناز شد
تو که بی وفا نبودی پر جور

ادامه مطلب  

59#  

دستاشو از دستام باز می کنم و میگم: متاسفم؛ چون فکر میکنم انقدری که من راجبت جدی ام، راجبم جدی نیستی! متاسفم که دارم انقدر یهویی میگم، ولی من راجبت جدی ام!
پ.ن: نمیتونم کوتاه بیام! نه راه پس دارم نه راه پیش!
پ.ن۲: هفت سال عاشقي...
7 Years Of Love - Kyuhyun

ادامه مطلب  

#849  

چقدر اين روزا به حرمُ ارامشش نیاز دارم
دو ساله دارم اموزش پرورشو لعن و نفرین میكنم كه حتی دبیرستان هم نگارش داریمُ باید انشا بنویسیم:)))
اما امسال برا اولین بار دعاشون كردم:))
سر امتحان ترمِ نگارش عجیب حالم بد بود! سه تا موضوع داشت یكیش" بهترین روز زندگی" بود
شروع كردم به نوشتنُ از روزی گفتم كه حرم اقا بودم... انقدر قدیما اقا طلبیده بود كه همه جاشو از بَر بودم
با عشق توصیف میكردم و از حسُ حالم مینوشتم... فك كنم طولانی ترین انشای عمرم بود!
اخرش بغضم

ادامه مطلب  

مهرِ من ;ماهِ من  

میخاستم از مهرِ خودم باتو بگویم
که نشد مهربیاید...
تو از آن روز که باآمدنت دلهره ی رفتن خود را
به دلم نشاندی ;مهر شد:مهربانی!...
مهربانی کن و قبل از رفتن مرا هم ببر رفیقِ راه...
من بدونِ رفیق نمیتوانم طی کنم اين مسیرِ مهروزی را...
تنهایی عاشقي کردن را بارفیق جان دادن بهتر.
ببرمرا باخود...مهرِ من;ماهِ من.
#دلتنگی_بوقتِ_محرم الحرام

ادامه مطلب  

ای خدا ایرانیم رسم مریدان  

خاک است و مزار است و مریدان
دنیا ست و هزارست و مریدان
گفت شخصی بگشتم من به وادی
آن یکی زروان ببود پیر مریدان
زاهدی گفت عجب رسمی بداشتم
سالها عذابم از آن پیر مریدان
آن یکی جامه زر رسم طلا داشت
گفت که من مقدسم پیر مریدان
معرفت وادی آن زمانه باشد
رند و مست و عاشقي راه مریدان
آن نقاب آن لحظه ای نیست
من  بوودم پارسی و راه مریدان
کوروش و بزرگیش نقش جهان شد
ای خدا ایرانیم رسم مریدان

ادامه مطلب  

هفته عاشقی ...  

شنبه شیوه لبخندت دلارام می کند ، قلب مضطربم را یک شنبه یک کلامت و یک نگاهت کوچه های دلم را به تسخیر خود در می آورد . دو شنبه دو دلی مرا یک دلی تو در خود محو می کند . سومین شنبه شعر و عشق و غزل میریزی بکاممچهارمین شنبه مستی و شور و شعور و ترانه می باری بر سرمپنجمین شنبه شش جهت را برایت گل باران می کنم و با عطر گل محمدی برایت شراب ناب می سازم تا با هم تغزل کنان مست مست پایکوبی کنیم ....و در جمعه هفت شهر عشق را برایت چراغانی می کنم .... تا عروس شهر را به حج

ادامه مطلب  

کتابخوان ماه  

کتاب «روزی که مداد شمعی‌ها به خانه برگشتند» ویژه کودکان، «غروب خورشید در سامراء» ویژه نوجوانان، «آمادگی در برابر زلزله»، «جوان‌ترین رهبر» و «عاشقي به سبک ون‌گوگ» ویژه بزرگسالان در قالب طرح کتاب‌خوان ماه دی ۱۳۹۶ برای استفاده علاقه‌مندان معرفی شد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، پنج کتاب‌ «آمادگی در برابر زلزله» نوشته حسین دانشفر و احمد حسینی، «جوان‌ترین رهبر (زندگی داستانی شهید نواب صفوی)» نوشته نادره عز

ادامه مطلب  

امان از این مردها  

مرد که باشی یادت می دهند که گریه نکنی
انگار از بچگی محکومت می کنند که بی رحمی کنی
قصه پسرها شیرند و مثل شمشیرند در گوشت می خوانند و غافل از اين هستند که نه شمشیر مشکل دلی را حل  و نه شیر شدن می تواند همیاری کند مگر شیری باشد چون شیری که در کتاب شیری که می خواست جلال باشد نوشته ام
مرد که باشی قهر کردن را بلدی اما انگار سخت ترین کارها برایت می شود پاپیش گذاشتن و آشتی کردن
مرد که باشی غرور چون پتکی همه روح و روانت را خرد می کند
مرد که باشی فریاد می ز

ادامه مطلب  

ماه عشق  

======================رمضان آمده و عاشقي آغاز شده اشک سجاده ی من ، با تو ، پر از راز شده
ربنایم همه سرشار شد از خاطره هابا شكر خند لبان تو ، پر از ناز شده
باز از باده ی عشق تو وضو ساخته امشهر از مستی چشم تو ، غزلساز شده
تار زلفان تو و نغمه ی بی تابی من با مناجات سحر ، گوشه ی شهناز شده
لرزش باد و هوسبازی آن شاخه بید صحبت پنجره ای که پر از ایجاز شده
باز از اشک من و بغض فرو خورده ی مندفتر شعر و غزل ، زمزمه پرداز شده
شعله برپا شده از فطریه ی بوسه ی توو اذان سحرم ، ا

ادامه مطلب  

کتاب‌های طرح کتاب‌خوان ماه دی معرفی شد  

                                            
کتاب «روزی که مداد شمعی‌ها به خانه برگشتند» ویژه  کودکان، «غروب خورشید در سامراء» ویژه نوجوانان، «آمادگی در برابر زلزله»، «جوان‌ترین رهبر» و «عاشقي به سبک ون‌گوگ» ویژه بزرگسالان در قالب طرح کتاب‌خوان ماه دی ۱۳۹۶ برای استفاده علاقه‌مندان معرفی شد.                    
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، پنج کتاب‌ «آمادگی در برابر زلزله» نوشته حسین دانشفر و اح

ادامه مطلب  

کتاب‌های طرح کتاب‌خوان ماه دی معرفی شد  

کتاب‌های طرح کتاب‌خوان ماه دی معرفی شد

کتاب «روزی که مداد شمعی‌ها به خانه برگشتند» ویژه کودکان، «غروب خورشید در سامراء» ویژه نوجوانان، «آمادگی در برابر زلزله»، «جوان‌ترین رهبر» و «عاشقي به سبک ون‌گوگ» ویژه بزرگسالان در قالب طرح کتاب‌خوان ماه دی ۱۳۹۶ برای استفاده علاقه‌مندان معرفی شد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، پنج کتاب‌ «آمادگی در برابر زلزله» نوشته حسین دانشفر و احمد حسینی، «جوان‌ترین رهبر (زند

ادامه مطلب  

خاطرات سربازی  

امروز 3 ابان ماه سال 96 
بعد از اردو یک روز مرخصی بهم دادن و روز دوشنبه رفتم شیفت .الان هم شب جمعس دارم کار میکنم
روز پنج شنبه که امروز باشه 5 شهید دوران دفاع مقدس با دو شهید مدافع حرم را برای تشییع اوردن . من چون شیفت نبود  رفتم و توی مراسم شرکت کردم.. عجب مراسمی بود .. فضایی عجیب و سرشار از غرور برای ملت ایران.
هعی بعضی ازین شهید  ها حتی پدر مادرشون هم زنده نبوده.. بندگان خدا بعد از 35 سال برگشته بود.. مدافع حرم مهندس بود و یکیشونم خادم مسجد بود.. خدا ب

ادامه مطلب  

سرخوش از خاطرۀ وصل نگارم چه کنم (یاسررشیدپور)  

سرخوش از خاطرۀ وصل نگارم چه کنم
طاقتم نیست ولی در پیِ یارم چه کنم
 
فصلِ پاییزِ مرا دیدی و خندان شده ایاگر از دوری تو اشک نبارم چه کنم
 
تو که لب باز كنی طعنه به گلها بزنیبی تو ای نو گُلِ زیبایِ بهارم چه کنم
 
مستیِ چشم و لبت طعنه به جانم زده استمنِ بیچاره در اين شهر خُمارم چه کنم
 
با نگاهی که دلم را ببری مست شومشده عشقت همۀ دار و ندارم چه کنم
 
برده ای باز مرا تا به لبِ دشتِ جنونرفته از دل همۀ صبر و قرارم چه کنم
 
عاشقي راهِ درازی ست به خون خوردن ه

ادامه مطلب  

هوای تو  

دانلود اهنگ به هواي تو من تو خیال خودم بی تو پرسه زدم
یکی از اهنگهای پرطرفدار فرزاد فرخ که اسمش هست " هواي تو " رو با کیفیت عالی 320 بصورت اختصاصی همراه با پخش آنلاين mp3 ترانه havaye to رو قرار دادیم.

متن شعر به هواي تو من تو خیال خودم فرزاد فرخ
به هواي تو من توو خیال خودم بی تو پرسه زدم منو برد به همان شبی که به چشای تو زل میزدم من به دنیای تو با اين احساس ناب عادت کردم عادت کردم بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را عبادت کردم آه که نبودت به من آتش جان زد سوختم

ادامه مطلب  

کتاب:اشکانه  

کتاب:اشکانه
 
نویسنده:‌ ابراهیم حسن‌بیگی
 
انتشارات:‌ قدیانی
 
تعداد صفحات: ۲۶۴
عاشق که شد چو پروانه‌ای بی‌پروا از خود گذشت؛ سرمایة جوانی و نشاطش را بر کف نهاد و همه را یک‌جا تقدیم محبوب کرد. تقدیم محبوبی که به هواي عاشقانه‌ای عظیم با معبود، به‌‌‌‌آسانی از خود و او عبور کرده بود.
«سید اگر اشکانه را نمی‌دید، هرگز عاشق نمی‌شد؛ ولی او را دید و عاشق شد و فکر کرد دختری که اسمش اشکانه است، هرگز نخواهد فهمید جوانی که اسمش سید حسین است، چه‌قد

ادامه مطلب  

پاییز ...  

پاییز ... پاییز ... پاییز ...
در عجبم  که نام آن را فصل عشق و عاشقي گذاشته اند
فصلی که پر از زردی ، خشک شدن ، دو رنگی ، افتادن و له شدن است
هر چه بیشتر به اين فصل نگاه می کنم کمتر اثری از عشق در آن می بینم
البته حقیقتا عشق های اين زمونه شبیه پاییز است 
عشق هایی جعلی ، پر از دروغ و ریا و چند رنگی
که عاقبت آن هم  زیر پای معشوق له شدن و به کنار افتادن است
پاییز بیشتر از آن که فصل عاشقي باشد ، فصل ریا و نیرنگ است
شاید تنها پیام پاییز اين باشد که :
پاییز را دید

ادامه مطلب  

کتاب‌های طرح کتاب‌خوان ماه دی معرفی شد  

 
کتاب «روزی که مداد شمعی‌ها به خانه برگشتند» ویژه کودکان، «غروب خورشید در سامراء» ویژه نوجوانان، «آمادگی در برابر زلزله»، «جوان‌ترین رهبر» و «عاشقي به سبک ون‌گوگ» ویژه بزرگسالان در قالب طرح کتاب‌خوان ماه دی ۱۳۹۶ برای استفاده علاقه‌مندان معرفی شد.
 
 

ادامه مطلب  

معرفی کتابهای طرح کتابخوان ماه دی  

کتاب «روزی که مداد شمعی‌ها به خانه برگشتند» ویژه کودکان، «غروب خورشید در سامراء» ویژه نوجوانان، «آمادگی در برابر زلزله»، «جوان‌ترین رهبر» و «عاشقي به سبک ون‌گوگ» ویژه بزرگسالان در قالب طرح کتاب‌خوان ماه دی ۱۳۹۶ برای استفاده علاقه‌مندان معرفی شد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، پنج کتاب‌ «آمادگی در برابر زلزله» نوشته حسین دانشفر و احمد حسینی، «جوان‌ترین رهبر (زندگی داستانی شهید نواب صفوی)» نوشته نادره عز

ادامه مطلب  

«روز ملي او»  

خوبه آدم تو زندگیش یه نفرو داشته باشه نه همهء سال، نه همه دقایق زندگیش
فقط یك روز
فقط یك روز به كسی فكر كنه
به اون كه روزگاری همه وجودش بود
به حضور اون تو تمام زندگیش
به سایه ای روشن كه سایه انداخت بر همه زندگیش
***
خوبه آدم یه نفرو داشته باشه كه فقط و فقط یه روز بهش فكر كنه
یه روزی رو در پیش خیال خودش اسم بذاره «روز ملی «او»«
نه نه
«روز اختصاصی «او»»
***
فقط و فقط بشینه یه رو فكر كنه
به یه ردّ پا
به یه رد پا كه جاش تو تمام زندگیش مونده
یه رد پا كه در ه

ادامه مطلب  

شعر  

 
گفته بودم که خاطرَت را اين مردِ تنهای ایل می خواهدگفتی :" آخر چرا؟!" و پرسیدم : " عاشقي هم دلیل می خواهد؟!!"
قلبِ تـو ، جنس سنگ هم باشد، قبله ی آرزوی من آنجاستفتحِ اين کعبه ای که می بینم... آه ! اصحاب فیل می خواهد!!
گفته اند امتحان چشمانت، کار یک عاقل ِ مسلمان استکوفه ی چشمهای تو شاید "مسلم بن عقیل" می خواهد
بین دریــای مشکیِ مویت، بازهم فرق از وسط وا کنتا دوباره کسی نگوید کـه معجزه، رود نیل می خواهد
بوی عطر تو آنچنان پیچید، که اسبهای قبیله رَم کردند

ادامه مطلب  

عشق یک طرفه  

تو نبودی عاشق من ولی عاشق تو بودم،همه عاشقانه هامو واسه ی تو میسرودم،تو بمن وفا نکردی ولی هم پای تو بودم،همه عاشق من اما،دل سپرده تو بودم،چشم من واسه تو گریون چشم تو پی غریبه،نشدم آخر عزیزت واسه من خیلی عجیبه،خسته ام از دست کارات،عاشقي به تو نیومد،میرم وتنهات میذارم،دیگه صبر من سراومد،حیف اون روزای عمرم که به پای تو تلف شد،حیف اون شبا که تا صبح واسه خاطر تو سر شد،نمیبخشم تو رو هرگز چون منو بازیچه کردی،توی حرفات گفتی از عشق اما دیدم خیلی سر

ادامه مطلب  

 

چه قدر دلم میخواس صبح ها بی دغدغه پاشم..
وقتی خسته و کوفته میام خونه ذوق داشته باشم نه اينکه یاد تموم ناراحتیام بیفتم..
من ادمم...
اين دل.. اين دل دیگه داغونه...
اين ادم داغونه...
اين ادم نه گریه میخواد ...نه ادمی واسه شنیدن درد ودل.... فقط میخواد به حال خودش بمونه...
اما..
نمیزارن...
چی فکر میکردم! چی شد...
حتی یه ادم دور که کم میشناخت من رو...کم دیده بود خنده هامو...شیطونیامو ..کسی که فقط 2 ماهه من رو میشناسه..
میگه من اون me  شاد رو میخوام :(
تو من رو ندیدی! me   پ

ادامه مطلب  

سبزم اما حیف...چون دیگر بهارت نیستم (یاسررشیدپور)  

سبزم اما حیف...چون دیگر بهارت نیستم
من دگر آن ماه درشب های تارت نیستم
 
بغض هایم را درون سینه پنهان می کنم
در پیِ آن شانه ی بی اعتبارت نیستم
 
روز برفی و من و قهوه ، هوايی دلنشین
کاش برگردی، ببینی در کنارت نیستم
 
زیر باران و تگرگِ خاطراتت باش با
شانه ی چتر خودت تنها ، که یارت نیستم
 
بعد از اين در خواب هم دیگر نمی بینی مرا 
می روم از خاطرت ، دل بی قرارت نیستم
 
عاشقي سوءتفاهم بود در ذهنت، و من 
عاشقت بودم ولی حالا دچارت نیستم
 
#یاسررشیدپور

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1