793.فیلم  

این روزها انگار قرعه به نام یکجا ماندن و تماشای فيلم زده شده.سالی که فيلم های ندیده رو به افزایش بود و می شد گفت کمتر از پنج فيلم...اگر این روزها نبود.نمیدانم چرا هنوز هم خجالت میکشم که از فيلم های مورد علاقه ام برای کسی بگویم.شاید بخاطر سن بالا ! و شاید بخاطر علایق سخیف! که شامل موضوعات هنری و تخصصی نمیشود.با ابن وجود هنوز دوستشان دارم و هنوز زمانی که شبیهشان را می بینم،از ته دل ذوق میکنم.

ادامه مطلب  

 

بیا واسه تو قصه بگماز این دله شکسته بگمبزار بدونی چی کشیدمبزار بگم از اون غریبه ای که با تو دیدمبزار بدونی خاله منونباشی بیخیال منوبزار بدونی خیس چشامبزار بدونی از این همه دیوونگی چی میخوام
 
متن اهنگ یادم باشی مرتضی پاشایی
بیا واسه تو قصه بگماز این دله شکسته بگمبزار بدونی چی کشیدمبزار بگم از اون غریبه ای که با تو دیدمبزار بدونی خاله منونباشی بیخیال منوبزار بدونی خیس چشامبزار بدونی از این همه دیوونگی چی میخوامچی میخوامنه دلیلی داشتی نه ح

ادامه مطلب  

 

بدیه روزای شلوغ اینه که نميشه گریه کنی یعنی یه جای خلوت بی مزاحم گیر نمیاد که با خاطراتت واشکات تنها بمونی سرم خیلی درد میکنه از بس تو تاریکی سوار موتور تو این سرما گریه کردم  خدایا دیگه هیچی ازت نمیخام فقط یه جای خلوته بی مزاحم واسه اشک ریختن همین....

ادامه مطلب  

 

بررسی نقش ایمان ، معنویت و دین  در سینمای تارکوفسکی با تمرکز بر فيلم استاکر
فریبا یوسفی
 
تارکوفسکی از جمله معدود فيلم سازانی است که به عشق ، در راستای ایمان ذاتی بشری ، به عنوان عنصری جدایی ناپذیر از بطن زندگی نگاه میکند ، عشق گوهرآدمی و سرچشمه و تبار معنویت جان است .
 
شاید بتوان تمامی آثار او را در عنوانی کلی گرد آورد : جست و جوی ایمان ، این عنوان روشنگر اشتیاق هنرمند به کشف امر مطلق است ایمان پیش از آنکه یقین به وجود مطلق باشد باور به امکان

ادامه مطلب  

یکی بود که دیگه نیست  

کنار سالن ایستاده بودم تا مهندس بیاد و زود! برگردیم شهر.از اتاق ثبت نام اومد بیرون و منو دید. فک کرد من مهندسم.خیلی فرز! دوید جلو و گفت:_ شما باید امضا کنید؟گفتم: نه. مهندس الان میاد.ناخودآگاه چشمم افتاد به پاهاش. دمپایی پاش بود.سریع چادرش رو گرفت جلوتر که دمپایی هاش پیدا نشه.از فقر هیچ چی کم نداشتن. ولی این همه عزت؟!یخ کردم. از خودم خجالت کشیدم. آخه این چه کاری بود؟!به خودم گفتم: اومدی دو دقیقه کمک کنی، یا صد سال «خجالتشون» بدی؟!ما را چه به این ادا

ادامه مطلب  

 

فيلم سینمایی سولاریس
فریبا یوسفی
 
فيلم سینمایی سولاریس داستان نیاز آدمی به ایمان است انسان بدون ایمان تکیه گاه اخلاقی نخواهد داشت جست وجوی ناشناخته ی اخلاقی در عین حال جستن ایمان است درسولاریس چند بار از فاوست یاد میشود فاوست دانا ، پژوهش گر مدرن ، به جهانی دیگر باورنداشت و به همین دلیل روح خود را به ابلیس فروخت او میخواست برای همیشه روی زمین زندگی کند و به کارایی دانش خویش و نیروی آن برای درهم شکستن مرزهای موجود باور داشت ولی کور بود کسی

ادامه مطلب  

794.Me Before U  

چقدر آدم ها بزرگ می شوند.چقدر چین و چروک ها زود خودشان را نشان می دهند.چقدر باید افسوس عمر و روزهای قشنگ گذشته را خورد.اما من مامان را به آرزوهایش نرساندم.حتی نزدیک هم نکردم.وقتی هنوز بچه ام.وقتی هنوز در رویاها و قصه ها زندگی میکنم.فقط با این تفاوت که رنگشان و شکلشان از انیمیشن های سیاه سفید به رنگی و بعد به شکل آدم بزرگها درآمده...که با وجود باورها و مبارزه های سخت و نفس گیر با خودم...هنوز هم....دنیای خیالی را عین فيلم ها می بینم.مامان با حیرت نگاه

ادامه مطلب  

معرفت یه گوهر نابه که خدا نصیب هر آدمی نمیکنه  

معرفت یه گوهر نابه که خدا نصیب هر آدمی نمیکنه
 
در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوشم رسید؛_آقا این بسته نون چند؟فروشنده با بی حوصلگی گفت: هزار و پونصد تومن!پیرمرد با نگاهی پر از حسرت رو به فروشنده گفت:نميشه کمتر حساب کنی؟!!توی اون لحظات توقع شنیدن هر جوابی رو از فروشنده داشتم جز این که شنیدم!؛_نه، نميشه!!دوره گرد پیر، مظلومانه با غروری که صدای شکستنش گوشمو کر کرده بود بسته ی نون رو سر جاش گذاشت و از مغازه خارج شد!درونم چیزی فروریخت..

ادامه مطلب  

مرز بین شرک وایمان  

راستش خسته شدم،کلافه ام،هرچی دعا وراز ونیاز می کنم
خواسته ام اجابت نميشه.
هردفعه هم یه شوک یا اخبار بد میرسه.
آخرین شوک چند روز پیش بود که روی سیستم عصبیم اثر گذاشته
واز سمت راست کمروپای راست شل شدم.
به خدا گفتم من بدم با خودم لج کردم دیگه بعد نماز وموقع اذان دعا نمی کنم.
بعدا نوشت: از خدا خواستم منو ببخشد استغفار کردم ودوباره دعاهامواز سر گرفتم.

ادامه مطلب  

دیدنی ها کم نیست  

نشسته بود روی نیمکت و به روبروش نگاه میکرد. بی حرکت. بی روح. بی تفاوت.یه تسبیح پلاستیکی ارزون هم دستش بود. ولی ظاهرا چیزی نمیگفت.دختر که اومد، دست پاچه بلندشد، بعد انقدر محکم بغلش کرد و بوسیدش کهفکر کردم سالهاست ندیده تش.انگار پیرمرد ذره ذره ی حیات رو از آغوش و صورت دختر می مکید!برخلاف چند لحظه پیش، حالا داشت با انرژی وصف ناپذیری برای دختر، بلند بلند حرف می زد.دختر هم نشسته بود و داشت پاهای پیرمرد رو چرب می کرد._ گوش می دی بابا!_ آره! گوشم به شماس

ادامه مطلب  

هیات انتخاب دهمین جشنواره پویانمایی تهران معرفی شدند  

هیات انتخاب دهمین جشنواره پویانمایی تهران معرفی شدند


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
هیات انتخاب دهمین جشنواره دوسالانه بین‌المللی پویانمایی تهران از روز ۲ دی ماه کار خود را آغاز می‌کنند.
هیات انتخاب بخش مسابقه ایران و بین‌الملل دهمین جشنواره دو سالانه بین‌المللی پویانمایی تهران از روز ۲ دی ماه کار خود را آغاز می‌کنند.
انتخاب اولیه‌ فيلم‌های بخش مسابقه ایران و بین‌الملل این جشنواره را گروهی ۷ نفره از ..........................
 

ادامه مطلب  

برنامه های اجرا شده به مناسبت هفته ملی کودک و ایام محرم  

 
 
ماه مُحَرّم یا محرم‌الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه‌های حرام است. نام این ماه پیش از اسلام در دوران جاهلیت مؤتمر (در عربی: مُؤْتَمِر یا المُؤْتَمِر) بوده است و در زمان جاهلیت محرم (در عربی :المُحَرَّم) نامی بوده که به ماه رجب گفته می‌شد. محرم نخستین ماه از ماه‌های دوازده‌گانه قمری و یکی از ماه‌های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود.
شب و روز اول محرم به عنوان او

ادامه مطلب  

خاطرات من سنه 48  

مهرماه سنه1349 روزاول ورود به دبستان ، حوض پر ازآب وسط باغچه مدرسه خودنمایی میکردحیاط ابپاشی شده اجر های فرشی خیس وجاروب زده بوی نم کاهگل هوش از سرآدم می برد بچه ها یی. که کلاس. بالاتر بودندآشناتراز ما بودند. ما ها که روز اول بودپا تومدرسه گذاشته بودیم غریب بودیم وچشم گریان پجه های بودند که معلوم بود اولین روز هست که اصلاکفش پا کرده اند. همه مدرسه داشت مانند فيلمی. جلو جشم می‌گذشت اون خمره سفالی آب که روی چهارپایه چوبی قرارداشت ،دیوارهای کاهگ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1