دیگه وقته شه  

پاییز عزم رفتن دارد.میشنوی صدای سرد زمستان را ؟؟
زمستان این پیرمرد خسته و رنجور در راه است
می آید تا به بهانه سرمایش با آغوش های گرم
جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را...
می آید تا با نگاه های گرم
جبران کنیم سردی رفتار این اهالی را...
می آید تا خوشبختی را جار بزنیم
با دو فنجان چای گرم و دو نگاه گرم و دو دل گره خورده به هم
چای را دم کن که زمستان نزدیک است

ادامه مطلب  

پاییز عزم رفتن دارد...  

 
پاییز عزم رفتن دارد. میشنوی صدایِ سرد زمستان را؟ زمستان، این پیرمردِ خسته و رنجور در راه است. می آید تا به بهانه سرمایش، با آغوشهایِ گرم جبران کنیم کمبود عاطفه اهالی این دیار را. می آید تا با نگاه هایِ گرم جبران کنیم سردیِ رفتار این اهالی رو.. می آید که خوشبختی را جار بزنیم با دو فنجان چایِ گرم و دو نگاهِ گرم و دو دِلِ گِره خورده به هم...!
چای را دَم کن که زمستان در راه است...

ادامه مطلب  

عقود-اقسام عقد در قانون مدنی  

سی عقد كه در قانون مدنی ذکر شده و گفته میشه که چه نوع عقدی هستند:
مثلا جایز یا لازم.اذنی. معوض یا غیر معوض.رضایی.عيني.عهدی یا مطلق یا موقت ....اولین عقدی که بشر منعقد کرد نکاح : لازم _ عقد رضایی( ساده) _ غیر معوض _ عهدی _ غیر قابل تعلیق _ هم بصورت دائم و هم موقت.
معاوضه : لازم _ رضایی _ معوض _ تملیکی
بیع: لازم _ رضایی _ معوض _ تملیکی
اجاره : لازم _ رضایی _ معوض _ تملیکی _ موقت
صلح : لازم _ رضایی _ معوض / غیر معوض _ عهدی / تملیکی.
وکالت : جایز _ رضایی _ غیر معوض _ اذنی _ مط

ادامه مطلب  

معرفی کتاب درمورد حضرت زهرا (س)  

بالاخره رسید...  

زمستان سفید؛ زمستان پیراسته و پاک؛ چه زود مرهم گذاشتی همه‌ی زخم‌های این چند سال را... چه زود تمام شد آن‌همه تیرگی اگرچه هزار سال گذشت!
حالا چیزی برای رسیدن نمانده؛ انتظاری برای کشیدن نیست! بگذار همین‌طور روزها آرام و پشت سر هم سپری شوند...
زنده باد این روزها... زنده باد تو... زنده باد زلزله و آلودگی هوای تهران که نمی‌تواند ذره‌ای دلم را بلرزاند...

ادامه مطلب  

 

سفر تازه آغاز میشود ، زمستان را به رنگ عشق میكنم ، من به گرمای بودنت گرم میشوم ، قهوه های ما همیشه داغ است ، خیال بیدار تر از دیروز تو را میخواند ؛ زمستان را با تو میچشم با نگاه تو با حس خوب تو .....
شعر هایم را پای تو میریزم كه می خواهم با تو روزهایم را از نوع بسازم ......
 
***** وقتی چشمای مرا میخواند ، شعرهایم بی واهمه برایش سرازیر میشوند ، گاهی به اشتباه منتظر كسی هستی كه اصلا بود و نبودش فرقی نمیكنه ؛ چشم كه باز میكنی میبینی كه عاشقی زیبا و دلی مهرب

ادامه مطلب  

تحقیق درمورد کره زمین  

بسمه تعالی
تحقیق درمورد کره زمین
زمین کره‌ای است که روی آن زندگی می‌کنیم. بنا به باورهای دینی از خاک آن آفریده شده‌ایم و روزی دوباره به خاک آن باز می‌گردیم. این کره خاکی یکی از نه سیاره منظومه شمسی است که مانند سایر سیارات در مداری به دور خورشید می‌گردد. زمین سیاره‌ای منحصر بفرد در منظومه شمسی است که در آن آب و اکسیژن و نیتروژن که برای حیات ضروری‌اند، وجود .............................
برای دریافت فایل کامل این مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب  

کمر کرمانشاه شکست  

سرد است و آذربی رحم تر از همیشهچو پتک می کوبدبر استخوان کمر شکسته های کرمانشاهسرد است و آذرسفید کرده است غرب راو زمین همچنان زیر پای آوارگان می لزردکاش بگذرد این زمستان لعنتیکاش بگذرد این برف از سر یتیمان مادر مرده که تنها سقفشان آسمان صاف آبان بودکاش بگذرد این سال شوم و بهار در قلب مادران کرد زبان شکوفه کندمردان دوباره دستمال های رنگی را به دست بگیرند و کودکان در حسرت جایی گرم روی برف زانو نزنندکاش آذر بگذرد کاش این زمستان بگذرد ...#رضا_ماف

ادامه مطلب  

زمستان  

 این  روزها مد شده است تا فصلی میخواهد برود همه برایش مینویسند و برای  فصلی که قرار است بیایید خوش امد میگوییندمیخواهم پاییز نرفته برایش بنویسم و به فصل سرما خوش امد بگوییمبگذار یک بار هم ما روی مد باشیم قبل از همهپاییز عزیزم خدا پشت و پناهت ،امسال با تنهاییم مدارا کردی و برگهای نارنجی رنگت را نگذاشتی زیر پایم باشد تا ناراحت شوم از قدم زدن های تنهاییاز تو ممنونم مرد مهربان رفتگر که جارو کردی برگهای از یار (درخت)جدا شده را تا کم تر عذاب بکشند

ادامه مطلب  

تحقیق درمورد آریوبرزن  

بسمه تعالی
تحقیق درمورد آریوبرزن
آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است. «اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از زادروز، پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان «گوگامل» (Gaugamele) [پیشتر به اشتباه آن را اربیل (Arbela) می‌خواندند] و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و ا

ادامه مطلب  

دیوونه شو ، عاقل شدم ...  

همیشه زمستان که میشود اتفاقات عجیب و غریبی می افتد ؛
خدا به خیر کند این زمستان را تنهایی ...
:/
+فکر نمیکردم هیچوقت سهراب پاکزاد گوش بدم!!!
ولی چند روزه قفلم روش ...
ببین چیکار کردی با دلم باز ...
+ازش بدم میاد ازت ...
+این پنجشنبه ، این هفتم برایم فرق می کند ...

ادامه مطلب  

انشا  

یلدای خود را چگونه گذراندید؟انشاي خود را می‌خوانمبا سلام خدمت آموزگار خوب و دوستان عزیزم شب یلدا به ما خیلی خوش گذشت. دور هم بودیم و تا تونستیم خوردیم و خندیدیم، فال هم گرفتیم.البته پدرم می‌گفت شایعه شده که هندوانه‌ها را یه کسایی ارزون خریدن و انبار کردن که گرون بفروشن، به همین دلیل من نخریدم تا با مفاسد اقتصادی مبارزه کنم.مادرم هم گفت: خوب کاری کردی و به من گفت عکس یک هندوانه بکش بگذاریم تو سفره یلدا، منم کشیدم خوشگل شد.مامان گفت: تو روزنا

ادامه مطلب  

#849  

چقدر این روزا به حرمُ ارامشش نیاز دارم
دو ساله دارم اموزش پرورشو لعن و نفرین میكنم كه حتی دبیرستان هم نگارش داریمُ باید انشا بنویسیم:)))
اما امسال برا اولین بار دعاشون كردم:))
سر امتحان ترمِ نگارش عجیب حالم بد بود! سه تا موضوع داشت یكیش" بهترین روز زندگی" بود
شروع كردم به نوشتنُ از روزی گفتم كه حرم اقا بودم... انقدر قدیما اقا طلبیده بود كه همه جاشو از بَر بودم
با عشق توصیف میكردم و از حسُ حالم مینوشتم... فك كنم طولانی ترین انشاي عمرم بود!
اخرش بغضم

ادامه مطلب  

سرخ پوست ها و ریس جدید  

اعضای
قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»رییس
جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط
برید هیزم تهیه کنید» بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا
امسال زمستون سردی در پیشه؟»



پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله
دستور میده که ...بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه
به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»پاسخ:
«

ادامه مطلب  

شاعرانه  

چند قدم مانده به رقصیدن برف /
یک نفس مانده به سرما و به یخ /
چشم در چشم زمستان دگر /
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه به شما /
یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما...

ادامه مطلب  

فصل زمستان را نمیفهمم  

من آخرِ پاییز جا ماندم !
فصل زمستان را نمیفهمم
رفتی! قسم خوردی که میمانی
معنای ایمان را نمیفهمم...
با خاطرات و گریه درگیرم
از غصه و سردرگمی سیرم
هرچند دلتنگت شدم ناجور!
اما سراغت را نمیگیرم...
دی طعمِ آذر میدهد جانم
ته مانده های خیسِ پاییزم
صد سال بعد از رفتنت حتی
جا مانده در شعری غم انگیزم...
جای تو و عطر تنت مانده
زانوی غم در عمق آغوشم
مشکی به تن کردم جهانم شد
با رفتنت همرنگِ تن پوشم
پاییزم اما برف میبارد!
هر لحظه دی لج میکند با من!
دی بس کن این دیو

ادامه مطلب  

پدرم  

در همان نگاه اول معلوم بود که چقدر پیر و تکیده شده اند. اگر چه مامانم وضع بهتری داشت. بابام انگاری جوجه شده بود. با آن دستان انگشتان بزرگ که تنها چیزی بود که از سایز بزرگ از تنش باقی مانده بود. بقیه پیری بود که جلوه می نمود و گلوی آدم را این واقعیت تلخ میفشرد که پیری لاجرم از راه رسید. پوست پشت بازویش کشیده می شد و آویزان می نمود. پاهایش از خواب که برمیخواست نای راه رفتن نداشت و دائم می گرفت. موهایش را هم کوتاه کرده بود. چقدر دلم تنگ می شود. دائم نگ

ادامه مطلب  

داستان کوتاه: دریا باش !  

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود روی ساحل نوشت:"دریا دزد کفشهای من ! "مردی که از دریا ماهی گرفته بود، روی ماسه ها نوشت: "دریا سخاوتمندترین سفره هستی ! "موج آمد و جملات را با خود شست .....تنها برای من این پیام را گذاشت که برداشت های دیگران درمورد خودت را در وسعت خود حل کن تا دریا باشی...

ادامه مطلب  

دوباره زمستان و یاد کرسی و چای داغ  

دو باره یادِ همنشینی و همگویی و همدمی و همراهی، و دوباره زمستان آمد و باز دلمان هوای کرسی و دور هم بودن و همنشینی می کند هوای آتش و ذغال، هوای دستان نازک مادر و مادر بزرگ هایی که با نفس گرمشان گرم می شدیم. می خواهم در چنین روزی زیر کرسیِ داغ بنشینم و دوباره از دستان پر مهر مادرم چای بنوشم. بگذارید بر گردم به روزهای از یاد رفته ای که هر بامداد انتظار شعله ور شدنِ آتش اجاق را از جانب مادرمان داشتیم، کرسی ها اگر چه به آتش گرم می شدند اما دوام نداشتن

ادامه مطلب  

راز  

راز
 
نام شفا یافته: عبدالحسین. م
اهل: قاین
نوع بیماری: فلج بر اثر ترکش و مجروحیت جنگی
تاریخ شفا: زمستان 1365
اینکه عبدالحسین با آن حال و روزگار غریب و در آن سرمای تن سوز زمستان، نرسیده به خانه، خستگی بدر نکرده ازتن و وجود، دوباره برگردد به حرم، کمی عجیب می نمود.

ادامه مطلب  

دق نگاه  

از سفر برگشته ای و در حال و هوای سفری هنوز. یک جور هپروت، یک جور لبخندی ناشی از خیال آن همه زیبایی، در فضایی دگر سیر میکنی. الکی خوشی. خود را با مردمان شهر بیگانه میبینی هنوز. چرا اینقدر عجله دارند؟ چرا درنگی نیست؟ در هپرپتی که یک لحظه میبینی، کلی کار و مسئولیت ریخت بر سرت. بر گُرده ات سنگینی کرد. « داداش ، یالله، بجنب، عجله کن از هپروت بدرآ وگرنه نمی‌توانی، این همه را جمع و جور کنی, گفته باشم ها»
دقیقا این جمله بالا حرفهای ندای درونم بود.
پس به

ادامه مطلب  

شوکران  

از رفتن پاییزغصه نخور
زمستان برای ما نسل دلتنگ
فصل زیباتری است...
باران نمی بارد
تا بوی هیچ خاطره ای بلند نشود
باران که چه عرض کنم
هواهم سرد نمیشه که آدم شالگردن سفیدشو بندازه دورگردنش
و قدم بزنه تو خاطراتش و عمری که بسان نور گذشت نه باد
بیخیال بابا این نیز بگذرد
بفرما چاییت سرد شد ننه جون...

ادامه مطلب  

تابلوئه دارم میرا می خونم دیگه  

کار را به جایی رساندم که با تویا هم خوابیدم. تویا خودش را در یک شب زمستان تسلیم من کرد، همان طور که تسلیم دیگران کرده بود. اما بعد، وقتی به خواب رفت، بدن بی حرکتش را تماشا کردم و گریستم. و در آن موقع بود که  فهمیدم هرگز بهبود نخواهم یافت.

ادامه مطلب  

دارم دلکی به تیغ هجران خسته  

حالا دیدی؟!پاییز هم تمام شد یلدا هم گذشت زمستان هم تمام میشود هیچ چیز پایدار نیست!اما دلی که تنگ باشد همش به دنبال بهانه میگردد که دلتنگی اش را با یک زنگ یا یک پیام توجیه کند!این ها تقصیر هیچ کس نیست...مشکل دلهایمان است...که زود به زود تنگ میشود!!!❤

ادامه مطلب  

درس زندگی  

مردی جهاندیده چهار فرزند داشت. برای آنكه درسی از زندگی به آنها بیاموزد آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی‌ای فرستاد که در فاصله‌ای دور از خانه شان روییده بود.
پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند، از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند.
پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و درهم پیچیده. پسر دوم گفت: نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.


ادامه مطلب  

تاریخچه درخت کریسمس  

از دیرباز درختانی که در طول زمستان، سبز و با نشاط باقی می ماندند برای مردم اهمیت زیادی داشتند. گفته می شود که در دوران باستان شاخه هایی از این درخت ها را روی در و پنجره های خانه ها وصل می کردند تا طراوت و سرزندگی آن ها وارد زندگی مردم شود. به همین خاطر است که در تصاویر قدیمی شاهدیم که گاهی درخت کریسمس به صورت وارونه از سقف آویزان می شد و حتی آن ها را با زنجیر میانه اتاق ها آویزان می کردند تا به عنوان لوستر عمل کند. به مرور زمان در برخی از کشورها

ادامه مطلب  

RAW  

این فیلم به کارگردانی ژولیا دوکورنو تو سال 2016 ساخته شده که تو جشنواره کن هم متنقدا خیلی تحسینش کردن ولی ری اکشن مردم خیلی متفاوت بود. ژانر فیلم ترسناکه و صحنه های خشن و وحشی خیلی داره ، مثل اینکه بعضیا ام موقع دیدن فیلم غش کردن و اینا :)) حالا اینا مهم نیست.
داستان فیلم درمورد آدم خواریه ولی به قول خود کارگردان صرفا در مورد آدم خواری نیست یعنی قرار نیست که شما فیلمو ببینید و همه چیز براتون آسون باشه.قرار روتون تاثیر بذاره و فکرتونو مشغول کنه. دا

ادامه مطلب  

تبریک شب چله  

شب اول زمستان را به این دلیل « شب چله » می‌گویند، زیرا در پندار ایرانیان، کشف آتش توسط هوشنگ، پادشاه پیشدادی در دهم بهمن ماه صورت گرفته است و فاصلة اول دی تا دهم بهمن، چهل روز است و این چهل روز اول زمستان را نیاکانمان « چلة بزرگ » می‌گفتند. پس از آن، چلة کوچک شروع می‌شود که بیست روز از بهمن و بیست روز از اسفند ماه را شامل می‌شد. همچنین در فرهنگ مردم عامیانه، بیست روز آخر ماه بهمن به « چلة کوچک » معروف است.از نظر نجومی، در کوتاه‌ترین روز سال، خ

ادامه مطلب  

درباره آب و هوای مراکش  

به طور کلی، آب و هوای مراکش معتدل و نیمه گرمسیری ست که توسط بادهای اطلس و مدیترانه خنک می شود. دمای هوا در داخل کشور بیشتر است، زمستانهای نسبتا سرد و تابستانهای بسیار گرمی دارد. در حقیقت هرچه به سمت اقیانوس بروید زمستان سردت و تابستان خنک تر می باشد. در ایننجا اطلاعاتی درباره وضعیت آب و هوایی مراکش ارائه کرده ایم:
 
تابستان در مراکش (از ژوئن تا آگوست) گرمای صحرایی طاقت فرساست و در ارتفاعات و شهرهای حاشیه سواحل اقیانوس اطلس مثل کازابلانکا و اس

ادامه مطلب  

یلدا  

پاییز جان

هیاهوی یلداست
شنیده ام که داری می روی
 اصلا معلوم نشد کی آمدی که الان قصد رفتن کرده ای نه از برگ ریزانت سیر شدیم
نه از بارانت
انگار تو هم بین آدم ها غریبی میکنی

بگذریم

بیا و لطفی کن

حالا که میروی

غم و اندوه مردمم را هم با خود ببر

به زمستان بگو شادی هایمان را هم به مانند شب هایش بلند کند

حال که میروی به سلامت برو

قول می دهم سال بعد که آمدی

خاطرات روزهای برفی زمستان

بهار شدن آرزوهایم

و حرارت و لذت روز های تابستانی ام را

کنار تمام چ

ادامه مطلب  

طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست؟  

حیف باشد که نگاه تو به دعوا بکشد 
جنگ چشمان تو با من به مدارا بکشد
 
طرح گیسوی دراز تو مگر پاییزیست ؟
نقشه ی فصل زمستان ، شب یلدا بکشد !
 
یک شب از اینهمه شب تا به زمستان باقیست
مثل گیسوی تو ، آن شب ، به دارازا بکشد
 
سخن از سلسله ی موی تو ناب است ولی
ترسم این صحبت موی تو به هر جا بکشد
 
اگر از عشق بپرسی که بگوید مجنون
با سر انگشت نشان ، نقشه ی لیلا بکشد
 
زندگی فرصت خوبیست برای دیدار
نگذاریم که دیدار به رویا بکشد

ادامه مطلب  

دلم گرفت  

هم در هوای ابریِ آبان دلم گرفت
هم در سکوتِ سردِ زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نـم‌نـمِ باران...دلم گرفت
با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر...وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت
بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت
امروز جمعه نیست، ولی با نبودنتمانند عصر جمعهٔ تهران دلم گرفت...
مجید_ترکابادی 

ادامه مطلب  

بیداری  

بیداری
صبح زمستان بی تو بیدارم
انگار اما بی تو تبدارم
تو نیستی من سردو خاموشم
از بی تو بودن سخت بیزارم
هر روز من بی تو شب سردست
بی تو اسیر دور تکرارم
یاد تو تکراری ترین چیزم
با یاد تو خود را می آزارم
غمگین ترین مردم بدون تو
غم می زند آتش به سیگارم
بیداری و تکرار نام تو
این است بی تو روز و شب کارم
از من نمی پرسد کسی حالی
من سخت از هجر تو بیمارم
رفتی و آسان بردی از یادم
در روزهای سخت دشوارم
ابری هوای روزهای دل
چون آسمان اما نمی بارم
۸دی۹۶

ادامه مطلب  

دوستت دارم  

دوستت دارم و ندارمش را نمیدانم فقط روزها را می شمآرم در هر مطلع دوباره عاشقت میشوم دیروز را تو بودی ؟ تا ابد بمان سر نیاید آفتاب ماندنمخلاصه کنم برای ماندنم ،امیدی برای ایستادنم، هم پاییبرای نگاهم ، دو عينيبرای قلبم ، عشقی برای سرم ،تاجی برای خواستن هایم ، بایدی بیا بماند روز ها ، به دلبری...م.ن#منوچهرافتخارزاده

ادامه مطلب  

برگزاری مراسم شب یلدا  

شب یلداست؛ شبی که در آن انارمحبت دانه می شود و سرخی عشق و عاطفه، نثار کاسه های لبریز از شوق ما؛ شبی که طراوت هندوانه های تازه تابستان به سرمای دستان زمستان هدیه می شود و داغی نگاه های زیبای بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج می گیرد و بالا می رود. در ازدحام بشقاب های کوچک بلور، شیرینی صمیمیت ها و یکدلی ها، تقسیم می شود و کام های همه را شیرین می کند.
 

ادامه مطلب  

تنگنای حق بر سلامتی شهروندان در آلودگی هوا  

کلان شهرهای ایرانی به دلایل متعدد در اوقات کمابیش طولانی از سال، هوای آلوده ای را تجربه می کنند و امنیت سلامت شهروندان در این زمان ها به مخاطرات جدی می افتد. فصل زمستان و وارونگی هوا بر شدت آلاینده های زیست محیطی افزوده و تعداد زیادی از شهرها، دچار مشکل می شوند.

ادامه مطلب  

شصت و دومین جلسه مستمر قصه های شنیدنی دایی امید برگزار شد  

یلدا که میاد یعنی زمستونی رسیدپاییز گذشت و فصل بارونی رسیدفصل گل و بلبل و بهار بعد اونهبهمن شد و دی،فصل سپنددونی رسید*شصت و دومین جلسه مستمر قصه های شنیدنی دایی امید*چهارشنبه29 آذر ساعت 16 همزمان با جشن آغاز زمستان(یلدا)مکان:کتابخانه قائمیه اشکنان
 
در این جلسه که با حضور خوب کودکان و نوجوان برگزار گردید اختصاص به جشن یلدای 96 داشت. در این جلسه سفره یلدا با کلاه های میوه ای بچه ها نقش و نگین برنامه شده بود و شعرخوانی و قصه گویی پایانی برنامه که

ادامه مطلب  

gozare zaman  

حالا دیدی؟!پاییز هم تمام شدیلدا هم گذشتزمستان هم تمام میشود هیچ چیز پایدار نیست!اما دلی که تنگ باشد همش به دنبال بهانه میگرددکه دل تنگی اش را با یک فصل یا یک شب توجیه کند!این ها تقصیر هیچ کس نیست ...مشکل دل هایمان است که زود به زودو برای کسانی تنگ میشود که خیلی هایشان لیاقت این دلتنگی را ندارند!
 

ادامه مطلب  

دنیایی تلخ و زیبا ، این هم نوعی زندگی است...  

این دنیای هپروت عجب دنیایی است! زمان در آن هیچ مفهومی ندارد ، هزاران بهار،تابستان،پاییز و زمستان بگذرد تو هنوز در خانه ی اولت قرار داری ، گویا نفرینی پرکینه گریبانت را گرفته و زیباترین و تلخترین لحظاتش بدرد نخور آبکی و بی مقدار است ، اما شاید بهتر از مرگ باشد، چرا که ما آنرا انتخاب کرده و در آن خوشیم! خدایا آن را از ما نگیر! و اگر گرفتی بهترش را عطا فرما! آمین...
  ‌                

ادامه مطلب  

تحقیق درمورد برآورد مال شرتها و سازمانها مختلف و اثر آن بر تورم  

تحقیق درمورد برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم تحقیق درمورد برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم فرمت فایل: ورد (قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن تعداد صفحات : 76 صفحه برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم فصل اول کلیات وطرح تحقیق مقدمه: نظر به اینکه در اثر اعمال سیاستهای تورم آور یا ضد تورمی دولتها و سایر عوامل اقتصادی- اجتماعی، ارزش پول در سراسر جهان در حال نوسان است و بویژه این نوسانات د

ادامه مطلب  

تحقیق درمورد برآورد مال شرتها و سازمانها مختلف و اثر آن بر تورم  

تحقیق درمورد برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم تحقیق درمورد برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم فرمت فایل: ورد (قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن تعداد صفحات : 76 صفحه برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم فصل اول کلیات وطرح تحقیق مقدمه: نظر به اینکه در اثر اعمال سیاستهای تورم آور یا ضد تورمی دولتها و سایر عوامل اقتصادی- اجتماعی، ارزش پول در سراسر جهان در حال نوسان است و بویژه این نوسانات د

ادامه مطلب  

تحقیق درمورد برآورد مال شرتها و سازمانها مختلف و اثر آن بر تورم  

تحقیق درمورد برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم تحقیق درمورد برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم فرمت فایل: ورد (قابلیت ویرایش ) قسمتی از محتوی متن تعداد صفحات : 76 صفحه برآورد مالی شرکتها و سازمانهای مختلف و اثر آن بر تورم فصل اول کلیات وطرح تحقیق مقدمه: نظر به اینکه در اثر اعمال سیاستهای تورم آور یا ضد تورمی دولتها و سایر عوامل اقتصادی- اجتماعی، ارزش پول در سراسر جهان در حال نوسان است و بویژه این نوسانات د

ادامه مطلب  

نسل مسموم  

این نسلزخمی هزار فکر مسموم استهزار عادت پوسیده سنت هایی که زور می زنند جایی در پوسته زمان حال باز کننداین نسل زخمی دروغ های نسل من و تو استدروغ هایی که خودمان باورش کرده بودیمسر زانوهایمان سوخت بزرگ شدیم و هزار زخم زدیمبه تن فرزندانمان زمستان بی رحمی است روح ها یخ زده استو هیچ " هایی " دستی را گرم نمی کند#رضا_مافی #دلم_برای_خودم_تنگ_است #مرگ_لبخندها

ادامه مطلب  

دختر میگون  

دختر میگونم و امشب غزلخوانت شدم غافل و دیوانه و مست و پریشانت شدم
با لب می گونه ام در شرجی اغوش تو با همه مستی و نازم ساقی جانت شدم
من فدای طبع شیرین و لب پر خنده اتدر زمستان نگاهت ، چون بهارانت شدم
ای كه تفسیر لبان تو شده تعبیر عشقدر بهار بوسه ها باغ و گلستانت شدم
چشم تو دیدم که می آمد خراب و بیقرار ناله ها کردم ز درد و موج طوفانت شدم
همچو ماهم ، نور میگیرم ز خورشید رختدر شب یلدای تو ، فانوس پنهانت شدم
بس که با اسب خیالت تند می تازی به دل شازده زی

ادامه مطلب  

همه چیز درباره شب یلدا 2017-96  

 
مهمترین مطالب مربوط به شب یلدا 2017-96

همه چیز درباره شب یلدا 2017-96

همه آنچه را که می‌خواهید درباره بلندترین شب سال یعنی یلدا 2017-96 بدانید.

به گزارش خبرنگارگروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود.
ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. واژه «یلدا» به معن

ادامه مطلب  

آشنایی با توصیه‌های معنوی برای شب یلدا  

شب یلدا، نخستین شب زمستان و طولانی ترین شب سال است که ایرانی ها طی رسوم کهن خود، به دور یکدیگر جمع می شوند و ضمن دید و بازدید، خوراکی های خاصی مانند هندوانه، انار، آجیل و... را مصرف می کنند.
هنگام شب یلدا، جوانان پای صحبت‌ها و قصه‌های بزرگسالان می‌نشینند و از لابه‌لای داستان‌ها و قصه‌هایی که از زبان این گنج‌های زندگی می‌شنوند، عبرت‌ها و درس‌های بی شماری برای خود می‌اندوزند.
از جمله رسوم بسیار زیبا و پسندیده ایرانی در این شب که در اسلام

ادامه مطلب  

خاطرات تو  

خیلی وقت بود که می خواستم شروع به نوشتن کنم اما چیزی برای گفتن نداشتم. تمام عقایدم را با خودم بازگو می کردم وکسی نبود تا با او آن ها را درمیان بگذارم. درمیان اقوام که هم سن و سالی ندارم، در دوستانم هم آدم مورد قبولی نمی یابم. خب بگذریم...از خودم بگویم. چهارده سال دارم، علاقه مند به جمع آوری کلکسیون و مشتاق به بحث در موارد مختلف از جمله بحث های سیاسی و تاریخی. نویسنده ی مورد علاقه ام فعلا صادق هدایت است. کتاب هایی از غلامرضا نجاتی، هرمان هسه، نیچه

ادامه مطلب  

دلم گرفت  

هـم در هـوایابـری آبـان دلــم گرفتهم در سکوت سرد زمستان دلم گرفتهرجا که عاشقی به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نم نم باران،دلـم گرفتهرجا که خنده بر لب معشوقه ای نشستیا اینکه کرد زلـف پریشــان،دلـم گرفتبیرون زدمز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیـابان دلـم گرفتامـروز جمعـه نیست، ولی با نبــودنتمانند عصر جمعه ی تهران، دلم گرفت

ادامه مطلب  

(425) زندگی‌ شوق رسيدن به همان فردايی‌ست كه نخواهد آمد ...  

+ منتظران زمین خوردن مـــــا!! بدانیــد و آگـــاه باشــید تا وختی مــا همدیگــه رو داریــم، تــا وختی دلمــون به هَــم گرمــه تا وختــی نگــاهمون،فکـــرمون به هم گـره خورده هستیــم در خدمتــتون
+ امروز ab نیومده بود مدرسه! حدسِ منُ فاطی این بود ک قطعا مُرده
+ یادمه دوران مهد کودک ی اکیــپ بودیم 4 تایی! الان 3 تامون هنوز همکلاسی هستیم! چن روزه ی دختره جدید اومــده مدرسه! درگیــریم ک خودشه یا نه
+ گر جان به جان من کنی جانُ و حهانِ من تویی :)
+ بترکی

ادامه مطلب  

کنیزک و زواری  

5 دیماه 96 ساعت8-10 کلاس45
من صبح زود کلاس داشتم اما خیلی خوابم میومد...میخواستم نرم کلاس اما یهو یادم افتاد با دکتر محمدی کلاس دارم و اگر نرم کلاس خیلی بد میشه بنابراین بیدار شدم و رفتم...رفتیم سر کلاس موسوی و چندتا دیگه از بچه ها بودند عباسی اومدو یه شعری رو روی تخته نوشت و گفت کنفرانس داره...همه بچه ها اومدن اما منیژه نیومده بود...استاد اومد و گفت این چیه؟؟؟  استاد همینطور میخندید با خودش(تا آخر کنفرانس آدم استرس میگیره والا انگار خطایی کرده یا اش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >