نشست کتابخوان  

در تاریخ 1395/08/18نشست کتابخوان مدرسه ای واقع در حجاب تشکیل گردید
در این نشست 5 تن از علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی، به معرفی آثار برگزیده خود پرداختند.
تکتم صادقی کتاب «قیصر امین‌پور» نوشته محمدحسن حسینی، عطیه صادقی کتاب «زیتون سرخ» نوشته ناهید یوسفیان، ریحانه صادقی کتاب «دختری با روسری آبی» از فریبا طالش‌پور، علیرضا صادقی کتاب «مجموعه داستان‌های طنز» اثر رضا رفیع، رضا کهدویی«هشت کتاب» سهراب سپهری و حجت‌الاسلام صادقی نیز کتاب« ادب ا

ادامه مطلب  

نگاهی به کتاب "عزاداران بیل"  

اولین چیزی که از عزاداران بیل به ذهنمان می آید شاید تکه داستانی که در دبیرستان خوانده ایم باشد و آن هم داستانی که به نام "گاو" شهرت داشت.
"عزاداران بیل" نوشته "غلامحسین ساعدی" ست که در سال 1343 نوشته شده است، این کتاب مورد توجه بسیاری از منتقدین و نویسنده های آن دوران بوده است و یکی از بهترین آثار "ساعدی" به حساب می آید.
کتاب شامل هشت داستان کوتاه بهم پیوسته است که هر در یک روستا که خشک سالی و در فقر زندگی میکند روایت میشود.
+ادامه مطلب را لطفا بخوان

ادامه مطلب  

حال‌نوشت -۲-  

روی سرامیک‌های مشکی و خاکستری خیابان راه می‌روم و به تو فکر می‌کنم؛ به این که این کلیشه‌ای‌ترین جمله‌ی ممکن برای شروع یک نوشته است که می‌تواند از سرم بگذرد. مغزم سفید است، سفید سفید. پرت می‌شوم به روزهای دبیرستان و زنگ‌های انشا و آن نوشته و یادداشت «معلم» و منی که در آسمان‌ها بودم و اویی که نمی‌دانم کجا بود و هنوز هم. خواب دیشب یادم می‌آید و حال صبح، که به قول دوستی اخم خاصی کرده بودم، بدتر از همیشه، که خنده‌ای کردم و گفتم خوب نخوابیدم

ادامه مطلب  

به وقت نیمه شب  

مریمم سلامالان که برایت می نویسم نمی دانم چرا حال خوبی دارم بر عکس دقایقی پیش که از گرفتگی و پریشانیت پریشان شدم . احساس سبکی دارم چراییش را نمی دانم ،اما ،اما می دانم این آرامش ریشه در تو دارد با همه پریشان حالیت . این حس شاید ثمره با تو بودن است . و گرنه من و این حال مدتها با هم قهر بودیم . مدتهاست که ننوشته ام . به قول نوشته هایت شاید پر از حرفم . حرفهایی که شاید موعد نوشته شدنشان نرسیده باشد . تو گل وجود مرا که کوزه شکسته ایی بود دوباره مثل سفالگ

ادامه مطلب  

سفر  

سفرها با لحظه ای آغاز می شوند،آنجا که فکرش را هم نمی کنی. سفرهایی که سلام نکرده ناگهان سر در می آورند از سفره زندگی ات. تو را تغییر می دهند و ناگهان ناگزیر می شوند. آنوقت تو می مانی و دنیایی تهی از اختیار! تو می مانی و تصمیمی برای آنچه پیش تر به تو اجبار شده – و شاید هم پیش تر خودت ناخودآگاه انتخابش کرده ای.
سفر آغاز می شود. ابتدا باید از درونت بگذری. و چه پر پیچ و خم راهیست. چه ناشناخته و هراس انگیز. بدتر آنکه مقصود را هم ندانی. آنگاه تنها راه پیش ر

ادامه مطلب  

21آذر  

حالم خوب نیست
تو وبم دنبال خاطرات گذشته م میگردم
بیخیال امتحان ترم زبان فردا
چشمم به پست "دیشب"خورد..21آذر94 نوشته بودمش
چقدر زمان زود میگذره
تو ادامه مطلب اون پست ،تو جمله آخر نوشتم:تا امروز به هجران گذشت،بعد از این را به انتظار سپری خواهم کرد..
 

ادامه مطلب  

کلاس زبان فارسی نوشته حسن خدک  

بسم رب الصدیقین
روزی حاکمی بر شهری حکم فرمایی می کرد و او را عدیده خدمتگذارانی بودو در میان آنها مرد اسفندیار هیکل بود که درویش بود.و طبیبزبر دستی و با همتی بود و بر گذر زمان طبابت در  وجود او زاده شده همچون دهقانان که گندم بکارند که در موقع زاده شدن،آن را تا وقت رشد و ثمر مراقبت فرمایند.

ادامه مطلب  

می دانی، آدم ها یا گستاخند، یا جسور  

میدانی، همه چیز را می توان دسته بندی کرد، آدم را نیز. دسته بندی می کنیم تا راحت تر بشناسیم و راحت تر تصمیم بگیریم . تا شاید مفید باشد. حالا می خواهم آدم ها را دسته بندی کنم، به دو گروه. گروهی گستاخند!  من دوستی دارم که سالهاست می شناسمش و دوستش دارم و دوستم دارد. اما او گستاخ است، آنقدر که خود را فراموش می کند .گرچه به نظر می آید دایی جان ناپلئون را نخوانده و فیلمش را نیز ندیده (آخر اصلا حال انتخاب فیلم را هم ندارد!) اما به کمال معنا دایی جان است. ا

ادامه مطلب  

65.  

بلاگ هایی هم اسم وبلاگ خودم.
همه پر از درد.یکی پر درد تر از بقیه.100 و خرده ای پست را دیوانه وار میخونم.
سرطان کید.تیکه برداری و زده به مری.متولد 72 آخرین پست 92.اگه اون نوشته ها راجع ب خودش بوده باشه،،الان راحت شده.این پیرمرد 72 ساله خوابیده.اگه... و اگرم نه احتمالا 82 ساله شده باشه در 3 سال گذشته.
بارون.بارون.بارون.
خاطرات بد من با خاطرات خوب...
چ بخام،چ نخام،چ بخان،چ نخان، زانو هام باید تحمل کنن

ادامه مطلب  

کتاب خوان دی ماه  

معاونت توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور کتاب‌های «حریم ریحانه»، «روزی که آموس بیمار شد»، «کیش پارسایان» و «نقشه نقش بر آب» را در قالب دهمین سری از کتاب‌های طرح «کتاب‌خوان ماه» ویژه دی 95 معرفی کرد.
به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، کتاب‌های «حریم ریحانه» تألیف گروه پژوهشگران، «روزی که آموس بیمار شد» نوشته فیلیپ کریستین استد، «کیش پارسایان» نوشته آیت‌الله مجتبی تهرانی و «نقشه نقش بر آب» بی

ادامه مطلب  

درودی بود و سرودی و حالا......... بدرود  

هر اومدنی رو رفتنیه. نوبت خداحافظی من هم رسید، همینجا از همه دوستان و همراهانی که از مدتها پیش تا همین حالا باهاشون در تعامل بودم تشکر می کنم . می دونم اونقدر مفید نبودم که وجودم باعث تحولی در مسیر راه دیگر دوستان شده باشه. امیدوارم مانعی اقلا در راه نعالی همراهان مجازی نبوده باشم. اگه بعضی از دوستان مجازی رو با نوشته هام رنجوندم صمیمانه ازشون عذرخواهی می کنم، یاوران مجازی که مدتها در کنارشون مثل یه خونواده گفتیم و خندیدم و یاد گرفتیم و بر دا

ادامه مطلب  

بنگر که تو کدامی ؟! خخخ  

کسایی که میان وبلاگ من اونم بی سرو صدا میخونن و میرن 2 حالت دارن !
گروه اول اونایی هستن که به چرت و پرت نوشته های من علاقه دارن و دوست دارن
هر روز بیان و رفرش کنن صفحه رو !
توصیه میکنم وقت خودتونو اینگونه هدر ندین !!!!! نیازی به افزایش آمار و بازدید کننده
ندارم واقعا ! :-)
و گروه دوم کسایی هستن که حال من براشون مهمه !
سکوت این گروه رو نمیفهمم اصلا ..
اگه جز گروه دوم هستین لطفا سکوت رو بشکنین !

ادامه مطلب  

 

 
بلاگفا بد کرده است،
زده است آرشیو همه ی بلاگ هایم را مانند این بلاگ پوکانده است.
شعر هایم را خورده است. نوشته های کج و کوله ام و همه آن چیز هایی که از خواندن دوباره اشان عشق میکردم را از من ستانده است. مگر میشود فراموش کرد ؟
بلاگفا خودش را دستی دستی مطرود کرده است. حقش هم همین است .
حالا همه میروند در تلگرام کانال های شخصی میزنند.
این هم یکجور با دیوار حرف زدن که هم دیده میشوی هم نه . هم خوانده میشوی هم نه . به مذاق من که سازگاری ندارد.
بلاگفا به ه

ادامه مطلب  

یه هم دل  

سلام...
میدونید؟ من زیاد اهل صاف و پوسکنده نوشتن نیستم!
تو لفافه حرف میزنم که کسی هم که تو باغ نیس نفهمه چی میگم!
اما امروز یه دوست اومد رفتم وبلاگشو دیدم!
آدم رکیه برعکسه من !
و حرفایی که من نمیدونستم چجوری بپیچونم و بنویسم و خیلی راحت نوشته!
یه لحظه با خوندنش فکر کردم خودمم که نوشتم! حتما ببینید وبلاگشو!
http://hanoznafasmikesham19.blogfa.com/

ادامه مطلب  

فرهنگ و ادبیات سربازی  

جمعه        سوم اردیبهشت  1395     ساعت 17:30
سربازی واقعا یک دوره ی خاص از زندگیه که قابل مقایسه با دوره های دیگه نیست. آدم توی این دوره یک سری فرهنگ و رفتار رو یاد میگیره که از سربازهای قدیمی به یادگار مونده و همینطور نسل به نسل اومده و رسیده به ما. کاش هرکسی که این اصطلاحات و ادبیات رو ایجاد میکرد در کنارش اسم و تاریخ هم مینوشت تا معلوم بشه این آدم ادیب چه کسی هستش! اگه یه نفر نیاد سربازی و توی این جو خاص قرار نگیره، هیچوقت این فرهنگ رو لمس و درک

ادامه مطلب  

تنوره خانواده هاتون گرررم!  

نوشته بودم امیدوارم هرشب زمستون مثل یلدا گرم  بگذره
دوشب بعد یلدا جمع خانوادگی داشتیم
سه شب بعد یلدا جمع خانوادگی واسه تولد سورپرایزی داشتیم
و هی تو دلم خداروشکر کرده بودم برای این جمع شدن برای این خانواده ای که موقع خوشی ها دور همن و موقع ناخوشی ها هم هوای همو دارن
خداروشکر کرده بودم که تواین روزای تکنولوژی و شلوغی نه تنها دورتر نمیشیم که بیشتر دورهم جمع میشیم و میخندیم از ته دل میخندیم
خدا خانواده ها و اعضاش رو برای هم نگهداره

ادامه مطلب  

نظرات بازدید کنندگان محترم  

*در عجبم از مرام این مَردُم پست ، این طایفه زنده کُشِ مُرده پرست*
******
*تا هست به ذلت ببرندش زجفا ، تا مُرد به عزت ببرندش سر دست*
*************
واقعا ازاین شعر که یکی از بازدید کننده ها داخل نظرش نوشته بود خوشم اومد.دمتون گرم 
***************
به قیمت سپید شدن موهایم تمام شد...ولی آموختم که:ناله ام سکوت باشد...گریه ام لبخند...وتنها همدمم خدا...

ادامه مطلب  

کاش می دانستم...  

کاش می دانستم کدام گوشه این دنیای بزرگ نشسته ای و این نوشته را می خوانی!
کاش می توانستم بگویم از کجای این درندشت برای تو و به هوای تو می نویسم!
 
شاید می شد،
اگر گمشده کوچه پسکوچه های غربت نبودم.
اگر یک دفتر، یک قلم و یک کوله پشتی همه دار و ندارم نبود.
اگر میل وحشیانه به گریز، به پرواز، به همه جا بودن و هیچ جا نبودن مرا رها می کرد.
شاید...
شاید...
شاید می شد...
اگر چنان با شب و تنهایی آمیخته نبودم.
 
از گوشه دنج دنیایت مرا می خوانی
و نمی دانی که هر لحظه ا

ادامه مطلب  

 

این شعر بسیار زیبا رو یکی از خوانندگان عزیز برام نوشته بودن که دوس داشتم توی وبلاگ قرار بدم. تقدیم به همه سربازها و خانواده های چشم به راه این عزیزان:
ﺳﻮز ﯾﮏ ﭘﺮواﻧﻪ را ﺳﺮﺑﺎز ﻣﯽ داﻧﺪ ﻓﻘﻂ/ داغ ﯾﮏ وﯾﺮاﻧﻪ را ﺳﺮﺑﺎز ﻣﯽ داﻧﺪ ﻓﻘﻂ
ﺳﺨﺘﯽ دوران ﺧﺪﻣﺖ،دوری از ﯾﺎر و دﯾﺎر/ ﻣﺎﺗﻢ اﯾـﻦ ﺧﺎﻧﻪ را ﺳﺮﺑﺎز ﻣﯽ داﻧﺪ ﻓﻘﻂ
اﺷﮏ ﻏﻢ در ﭼﺸﻢ ﻣﺎدر ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺳﻮزی ﺑﻪ دل/ ﮔﺮﯾﻪ ی ﺑﯽ ﺷﺎﻧﻪ را ﺳﺮﺑﺎز ﻣﯽ داﻧﺪ ﻓﻘﻂ
زﺧﻤﻪ ای اﻓﺘﺎده ﺟﺎﻧ

ادامه مطلب  

۸۰ وظیفه و تکلیف منتظران نسبت به حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت  

 
کتاب“مِکیال المکارم”نوشتۀ آیت‌الله محمد تقی موسوی اصفهانی، یکی از کتاب‌های معتبر و باارزش در زمینۀ مهدویت است.
این کتاب به سفارش حضرت مهدی(ارواحنا فداه) نوشته و نا‌م‌گذاری شده است.
در بخشی از این کتاب گران‌سنگ ۸۰ وظیفه و تکلیف ما نسبت به حضرت مهدی(عج)در عصر غیبت بیان شده است که به شرح زیر می‌باشد:

ادامه مطلب  

125- تهوع  

- بالرحمن- 
 
این روزها به شدت برای خودم متوکلوپرامید تجویز میکنم. صبح ها وقت بیرون رفتن از خانه و شب ها وقت ورود به فضای مجازی. شک کرده ام که نکند روی پیشانی ام چیزی نوشته اند و آینه هم به رسم سایرین به دروغ و دورویی افتاده که نمی بینمش. دلم می خاهد یک سربند بردارم, رویش بنویسم "لطفا نزدیک نشوید" و جایگزین آن نوشته ی مجهول روی پیشانی ام کنم. بعد آرام و بی صدا از کنار آشنایان عبور کنم و بروم در دورترین نقطه ای که بوی آدمیزاد نمی آید بنشینم و به امور

ادامه مطلب  

رهایم مکن  

به سویم یاورم شتاب،یاورم شتاب
كه من دراین مخمصه سخت درماندم
ز باورم نكاه ، باورم نكاه،
كه دستم رابه دستهاى اغشته به خونم تكاندم
زین پیكرم بساز،پیكرم بساز
یك سد ز ارزو،      -یک-      -سد-        -ز-         -آرزو- ...
........
یادم نمی آید که دقیق چه می گفت ، مگر مهم است؟ فقط چند جمله دارد که روزهاست سخت مرا به یاد آن نوشته‌ی کذایی می اندازد:
 
من ترسیده ام ، از هر نفسی که تا کنون به درون کشیده ام ... که نکند جز برای لمس عطر تنت بوده باشد...
من ترسیده ام ، که نک

ادامه مطلب  

شهسوار غیب  

بقعه متبرکه امامزاده شهسوار غیب، ضلع غربی روستای جاورده چاروسا از توابع شهرستان کهگیلویه، در فاصله 12 کیلومتری قلعه رئیسی و 60 کیلومتری شهر دهدشت قرار دارد.بقعه متبرکه امامزاده شهسوار غیب، در وسط قبرستان قدیمی ضلع غربی روستای جاورده چاروسا از توابع شهرستان کهگیلویه قرار دارد.روستای جاورده از شمال به رودخانه چاروسا، از جنوب به روستای بلویری، از مغرب به کوه گل، از مشرق به کوه سیلیلاک (ابراهیم ) محصور و محدود است.بنای امامزاده دارای یک واحد ا

ادامه مطلب  

شوالیه ...  

 
     همون اوایل رابطه، در مورد تو شنیده بود ... آدمی که قبلاً توی زندگی من بود، یه جوری باهاش رابطه برقرار کرده بود و به قول خودش زهر خودش رو ریخته بود ... ولی از ظن خودش گفته بود و من همون اوایل رابطم مسائل را کامل براش توضیح دادم. خب زندگی من انقدر فراز و نشیب داشت که این مسئله براش زیاد پر رنگ نباشه ... .
    هیچوقت داستان منو ایشون رسمی نشد ... و من تمام طول این سالها فقط دویدم ... دنبال خودم و تمام دنیایی که ازش فاصله گرفته بودم ،درس، کار، هنر ... ا

ادامه مطلب  

کوچه گلشن قسمت صد و پنجاه و چهار  

  #کوچه_گلشن
#مرجان_ریاحی
#قسمت_صد_و_پنجاه_و_چهار
https://telegram.me/marjanstories
  
درست نبش  کوچه، دیوار روبه روی من، دیوارخرابه ای بود که از بس آجر هایش کج و کوله
بودند هر شعاری هم که با اسپری روی آن  می نوشتند قابل خواندن از آب در نمی آمد و حتا
شعار نویس ها هم دیگر کاری به کارش نداشتند، به خصوص که با گذرهرسال باد وباران تکه
ای از آجرها را می کند وکف کوچه می ریخت. این دیوار متصل به خانه ی غلامرضا بود.
چهلم غلامرضا که شد روی تمام دیوارها اعلامیه ی چهلمین رو

ادامه مطلب  

پروژه درس طراحی وب  

پروژه دارای سه بخش مجزا است که به شرح زیر است:
بخش اول : (سوال امتحان سری دوم)
یک کوییز طراحی کنید که دارای 5 سوال است. دو سوال اول این کوییز تک گزینه‌ای بوده ولی به جای پاسخ درست و غلط(0و1 امتیاز) پاسخ با 4 امتیاز، 3 امتیاز، دو و یک امتیاز خواهد داشت(ارزش گزینه‌ها به عهده دانشجو است). این دو سوال را باید با استفاده از کامپوننت select که یک کامپوننت Drop-down است بنویسید. دو سوال دوم این کوییز(3و4) سوال‌هایی 5 گزینه‌ای با دو پاسخ درست هستند که در صورتی که کا

ادامه مطلب  

در گذار از روزها...  

اندر احوالات امروز...
همین الان بعد یک ساعت پیاده روی از در مدرسه پسرجان رسیدم روی مبل خونه ....دیروز پسرجان یک برگه داد بهم که درباره انتخاب رشته و اینا توی مدرسه بود و جلسه گذاشته بودن و نوشته بودن حضور الزامی و ضروری ...ساعت ۹ هم شروع میشد جلسه ...منم امروز صبح وقتی کارامو کردم یهو یاد جلسه افتادم و متوجه شدم ساعت یه ربع به ۹ هست آژانس گرفتم و هول هولی رفتم مدرسه ولی هیچکدوم از مادرا و پدرای بچه های کلاس نهم را ندیدم سالن کنفرانس هم که محل جلسه ب

ادامه مطلب  

حالم خوب است ...  

 
خدایا.. حالم عالیست ﺣﺎﻟﻢ عالی ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ،ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﭼﺸﻢ ﮔﺸﻮﺩﻥ،ﺑﻪ تو ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ
ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡﺣﺎﻟﻢ عالی ﺍﺳﺖ،ﭼﻮﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ تو ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍهی ﺍﺯ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯽ ﺑﺨشی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺗﺼﻮﺭ من ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﮔﻨﺠﺪ..فقط کافیست بسویش قدم برداریمیک قدم بسوی نور برداریم…
یاعلی...

ادامه مطلب  

برای خاطر امروز صبح..  

از دیروز بی حوصله ام و پریشان..
نمی دانم دقیقا چه شده است، ولی حتما علت اصلی اش مسائل کاریست و نگرانی هایم بابت وضعیت شرکت.. دیشب که تماس گرفتی بهتر شدم، میدانی، یک آرامش خوبی در صدات هست، در خواستنت، در کنار من بودنت که دلگرمم می کند...
با اینهمه، هنوز صبح حالم خوش نبود، حوصله نداشتم بیایم، تا 7:30 خوابیدم.. حتا وقتی توی مترو تماس گرفتی که ببینیم همدیگر را، دلم نمی خواست ببینمت، میترسبدم شوق کودکانه ات خراب شود با این بیحالی من... دنبال بهانه می گ

ادامه مطلب  

 

- میچ، بخشی از مسئله به این مربوط می‌شود که انگار هر کسی یک‌جور عجله دارد. مردم در زندگی‌شان معنی و مفهوم پیدا نکرده‌اند، پس بیست‌وچهار ساعته به دنبال آن می‌دوند. اتومبیل جدید، خانه‌ی جدید، شغل جدید. و متوجه می‌شوند که این چیزها هم بی‌معنی و خالی هستند. و دوباره می‌دوند و می‌دوند.
+ وقتی آدم شروع کرد به دویدن، دیگر سخت است سرعتش را کم کند.
- نه چندان. می‌دانی من چه کار می‌کنم؟ وقتی یک نفر می‌خواهد در ترافیک از من سبقت بگیرد-البته وقتی می

ادامه مطلب  

برگزاری 6 نشست کتاب خوان در شهرستان البرز  

 
 
رییس اداره کتابخانه های عمومی شهرستان البرز از برگزاری 6 نشست کتاب خوان در این شهرستان خبر داد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی استان قزوین، رمضان حیدری اظهار داشت: کتابخانه های این شهرستان با برگزاری با کیفیت نشست های نقد و بررسی و نشست های کتاب خوان در راستای توسعه ی فرهنگ مطالعه ی مفید گام برداشته اند.
حیدری خاطرنشان کرد: این نشست ها در کتابخانه های یادگار امام، شهدای کمال آباد، علامه دهخدا، دبیرسیاقی، دانش و دارالع

ادامه مطلب  

 

خلاصه این روزهایم این است.
- روز به روز در كارم بیشتر جا می افتم. با همكارهایم بهتر ارتباط می گیرم. دیگر نسبت به اینجا عرق دارم. روزهای تعطیلم را هم برایش می گذارم. نوشته ی یك پارگرافی ام می رود روی سایت و هزاران نفر می خوانندش. ذوق می كنم.
 
- نمی خواهم پنهان كنم. عاشق شده ام. شبیه عشق های سی سال پیش. از آن حس ها كه با یك نگاه سرازیر می شوند. و من هم مانند همان سی سال پیش به همان نگاه بسنده می كنم. با همان حس ها خوشم. گاهی اعصاب خرد كن است. اینكه از یكی ه

ادامه مطلب  

برگ ها و قلب ها  

شاید برگ ها نماد لرزیدن قلب ها برای هم در بیرون اند، از این حیث که قوانین طبیعی به ذات قابل شناخت نیستند، بلکه خودآگاهی انسان، در حقیقت شناخت نظری به نظام طبیعی آزاد از اراده و تاثیر و معرفت انسانی است. وابستگی  قلب ها- و تپیدن برای هم- سرشت و ماهیت  طبیعت است. هنر ما، کشف ارتباط مبتنی بر قانون طبیعی است که در سایه دانش و خودآگاهی به خود- که نوعی شناخت علمی به پدیده هاست- فرآیند لرزیدن قلب ها برای هم را اجتماعی و در همان حال نیز عيني می کند. کشف پ

ادامه مطلب  

ثواب یاری دادن به همسر  

ثواب یاری دادن به همسر
 حضرت علی(ع)  می‌‌فرماید: رسول خدا بر ما وارد شد در حالی كه فاطمه زهرا کنار دیگ غذا نشسته بودند و من عدس پاک می‌‌كردم.  حضرت فرمود: یا اباالحسن! عرض كردم لبیک یا رسول الله! فرمود: از من بشنو و من نمی‌‌گویم مگر از طرف پروردگارم. مردی نیست كه در خانه به همسرش كمک كند مگر آنكه برای او عبادت یكسال كه روزها روزه باشد و شب‌‌ها به عبادت ایستاده باشد نوشته شود و خداوند آنچه را  به صابرین عطا كرده به او عطا كند یا علی یك ساعت خد

ادامه مطلب  

نمایشگاه شقایق مرادیان‌نژاد با عنوان «هاروست» در خانه‌ هنرمندان  

به گفته‌ی برگزارکنندگان، در این نمایشگاه ۳۵ عکس مستند سیاه و سفید در اندازه 100*70 سانتیمتر با موضوع اهدای عضو در ایران به روی دیوار می‌رود. عکاس در بیانیه نمایشگاه می‌نویسد:
«این مجموعه عکس، روایت قصه ژرف و عمیق بودن و نبودن است، حلول زندگی در تن دیگری، تولد یک جان شیرین و بشارت دیدن بهاران دیگر برای آنان که امید برایشان پایان یافته بود. قصه این عکس‌ها، اما تنها یک قصه نیست، سه روایت موازی است از قصه بدیع بخشش و ایثار...»
محمد ستاری (از گروه ع

ادامه مطلب  

به نقل از...  

کد خبر: 51891
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۴ ق.ظ - سه شنبه ۱۳۹۵/۰۹/۳۰





شهردار طرق رود:
تامین زمین و نیروی انسانی سد راه تاسیس آتش نشانی طرق رود است

– شهردار طرق رود گفت: عدم تامین اعتبار، زمین و نیروی انسانی از سوی وزارت کشور، تاسیس آتش نشانی این شهر را با مشکل مواجه کرده است.

به گزارش پایگاه خبری آوای نطنز به نقل ازمهر، علی منتظرالقائم در جمع اصحاب رسانه اظهار کرد: با تاسیس یک شهرداری تمامی ارگانها و سازمانهای خدمات رسان در آن منطقه موظف هستند که تا پنج س

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1